Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار فرهنگ و هنر
زاويه
تصویر
سعید صادقی
پنجشنبه, 31 فروردین 1391

فرهنگ گزارش نمایشگاه دائمی و غیررسمی هنر در روز جمعه

نمایشگاه دائمی و غیررسمی هنر در روز جمعه

فرهنگ و هنر

خيابان جمهوري، پاركينگ پاساژ پروانه، جمعه بازار! از صرافي‌هاي اطراف ميدان فردوسي كه گذر كني، با ديدن افرادي كه هنوز اسكناس‌هاي تا نخورده دوران پهلوي را براي فروش به كلكسيونر‌ها به نمايش گذاشته‌اند، مي‌فهمي كه جمعه‌هاي اين محله تهران داستان ديگري دارد. اصلا نبايد فكر كرد كه چون نخستين جمعه بعد از تعطيلات نوروز 91 است، خلوت است و هيچ كس نمي‌آيد؛ جمعيت موج مي‌زند.فروشنده و خريدار زياد است و بازار رونق خودش را دارد. خيلي‌ها معتقدند كه خريد در جمعه بازار شانسي است؛ يك بار جنس خوبي گيرت مي‌آيد و دفعه ديگر اصلا نيست كه نيست.

 

|مرضيه ابراهيمي|

 

اولین آدینه بعد از نوروز 91 و گذری به «هنر» در جمعه بازار

 

نگاهي به طراحي مُد مانتوهاي جمعه بازاري


بعضي‌ها براي خريد صنايع دستي مثل گليم و سوزن‌دوزي مي‌آيند و عده‌اي هم براي دكور خانه به دنبال راديو و گرامافون قديمي‌اند. همه‌چيز پيدا مي‌شود از سنگ و شمع گرفته تا سماورهاي برنجي هشتاد نود ساله براي دكور خانه و كافي شاپ. نظم و كنترلي بر اين بازار حكمفرما نيست، هركس هر چه داشته آورده و جايي براي خود گرفته است.

 

عده‌اي با تجهيزات آمده‌اند و ميز فروش هم دارند اما تمام محصول ديگري، تنها دو گليم است كه از اول صبح روي يك صندلي پلاستيكي نشسته و منتظر است تا يكي بخرد و برود. بعضي‌ها فقط فروشنده‌اند و برخي سوزن دوزي و گليم بافي كه خودشان انجام داده‌اند را براي فروش آورده‌اند.

 

وسايل تزييني چوبي هم جاي ويژه‌اي براي خود در ميان ديگر اشيای جمعه بازار پيدا كرده‌اند. صفحه شطرنج، قاب، ميز، صندلي و ديگر وسايلي كه با آن چيزهايي كه در يافت آباد و ديگر چوب فروشي‌ها پيدا مي‌شود، حسابي متفاوت‌اند. وسايل شيشه‌اي عجيب و غريب هم اين‌جا زياد ديده مي‌شود، شمعدان و چراغ‌هايي كه هيچ‌كس بدش نمي‌آيد يكي‌اش را براي دكوري در خانه داشته باشد.

 

رسم اصلي خريد بازار جمعه، چانه‌زني است. اگر وارد باشي و قيمت اصلي كالا را بداني، مي‌تواني جنس 10 هزار توماني را 2 هزار تومان هم بخري. كار سختي نيست. اگر آشنا به خريد جمعه بازاري نباشي، ديگران براي تو چانه مي‌زنند. شلوغ است و نظم و ترتيب آنچناني ندارد. بايد حسابي بگردي تا آن چيزي كه مي‌خواهي را پيدا كني. گليم‌ها و سوزن‌دوزي‌ها را درهم و برهم روي يك پارچه انداخته است و 5، 6 نفري هم دايم اين آش پارچه را بر هم مي‌زنند تا بهترين را بردارند و ببرند.

 

دقيقا همان لحظه كه يكي از گليم‌ها را انتخاب مي‌كني، مي‌بيني سر ديگرش دست خريدار ديگري است و دارد سر قيمتش چانه مي‌زند! گرچه فضاي لوكسي نيست، اما خيلي‌ها به دنبال اشيايي براي تزئين اتاق و خانه مي‌گردند. از گليم و كوسن‌هاي صنايع دستي فندقلو اردبيل تا شمعدان‌هاي هزار رنگ شيشه‌اي. خيلي‌ها دوست دارند كه دكور خانه را با اشيای قديمي پر كنند،«خانه‌هاي مدرن را بايد اشيای قديمي آراست!» و يك راسته پاركينگ هم كامل در اختيار قديمي فروش‌ها است.

 

در ميان فروشنده‌ها جوانان هنرمند خوش ذوق زياد ديده مي‌شود كه كارهايي كه روي زمين چيده‌اند حاصل تلاش و زحمت خودشان است. اين جنس‌ها معمولا جوانان را هم مخاطب قرار مي‌دهند. مثل انگشترهايي كه با يك طرح كوچك روي گوشه سفيد بريده شده از يك كارت تلفن درست شده يا دستبند و گردنبند‌هايي كه با كاموا بافته شده است.

 

مقصد خيلي‌ها خريدن مانتوهايي است كه طرحش به جمعه بازاري معروف شده است. مانتوهايي كه اگر در خيابان ببينيد و خبري از فروش‌هاي جمعه بازاري نداشته باشيد، حتما مي‌پرسيد كه از كجا خريده‌اند. معمولا بلند، نخي، گشاد، رنگي با تكه پارچه‌هايي از ترمه يا ديگر نقش‌هاي ايراني‌اند. مانتوهايي كه شايد طرح‌هايش در نخستين نمايشگاه ملي مد و مانتو هم ديده شد. تفاوت مانتوهاي جمعه بازار با مانتوهاي فروشگاه‌هاي سطح شهر اين است كه رنگ‌هايش زنده‌تر است و قيمت‌ها پايين‌تر.

 

كسي اجاره‌اي براي فضاي فروشش نمي‌دهد و كالاها هم توليد خودش است. خيلي دست به دست نچرخيده و پولي به واسطه‌ها نمي‌رسد. مي‌توان با قيمت مناسبتري خريد كرد. اين مانتوها هم مشتريان خاص خود را دارند و البته براي هر كسي هم جالب نيستند، اما توانسته نام«جمعه بازاري» را به خود اختصاص دهد و در ميان مانتوهاي ديگر هويتي پيدا كند.

 

سال 90 آغازگر يك توجه جدي به مد و مانتو بود. اواخر پاييز سال گذشته نخستين نمايشگاه ملي مد و مانتو در فرهنگسراي نياوران برپا شد و اين عرصه براي نخستين بار هم در قالب جشنواره فجر بخشي را به خود اختصاص داد و قرار است هر سال جشنواره فجر با حضور طراحان برتر در اين زمينه برگزار شود كه البته با اين حجم گسترده مصرف‌كننده در ايران جاي كار بسيار دارد، از پارچه و نخ گرفته تا طراح و مد و برند!

 

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم آبان ماه گذشته در آيين اختتاميه نخستين نمايشگاه ملي مد و مانتو بيان كرد: بحث پوشاك يكي از تمايزهاي فرهنگي بين ملت‌ها و قوميت‌هاي مختلف است. آخرين مصوبه كارگروه ساماندهي مد ولباس ايجاد كارگروه‌هاي استاني در هر يك از ادارات كل ارشاد استان‌هاست تا متناسب با فرهنگ بومي هراستان نسبت به ساماندهي لباس و مانتو اقدام كنند.

 

اين اتفاق خوبي مي‌تواند باشد، اگر به نتيجه برسد و فرهنگ‌سازي هم همراه با آن انجام شود ديگر مردم اقوام مختلف در سفر به تهران لباس‌هاي محلي خود را با كت و شلوار يا مانتو‌هاي پايتخت عوض نمي‌كنند و پوشش محلي‌شان كه نشان از فرهنگ كهن قوم و سرزمين‌شان دارد را كم كم به دست فراموشي نمي‌سپارند.

 

حميد شاه آبادي معاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره ساماندهي مد و مانتو چندي پيش بيان كرد: تلاش مي‌كنيم بر مزون‌هاي لباس كه به صورت غيرقانوني برگزار مي‌شود نظارت كنيم و راهكارهايي براي جذب نيروهاي متخصص تدوين كنيم. مجلس امسال يك ميليارد و 300 ميليون تومان به اين امر اختصاص داد كه 10 درصد بودجه تجسمي كل كشور است.

 

عيسي كشاورز رئيس نخستين نمايشگاه تخصصي مد و مانتو مي‌گويد: بزرگ‌ترين مشكل ساماندهي مد و لباس در كشور، چرخه معيوب نظام طراحي، توليد و توريع مد و لباس است. به هر حال سال 90 نخستين سال براي مد و مانتو بود و بايد ديد در سال جاري كه توليد ملي در آن يك اولويت است، تا چه اندازه به توليد و طراحي اين كالا كه لباس روزمره مردم را تشكيل مي‌دهد توجه مي‌شود.

 

از پاركينگ پاساژ پروانه كه بالا مي‌آيي، نخستين جنس‌هايي كه مي‌بيني صنايع دستي است. بعضي از آنها نه تنها از دل شهرهاي مختلف ايران آمده كه كالا‌ها، فروشنده‌هاي محلي را هم با خود به تهران آورده اند! در پاركينگ پاساژ پروانه هموطنان ترك، تركمن، بلوچ و كرد زياد ديده مي‌شوند. البته داستان صنايع دستي پاكستاني و هندي اين جا هم تكراري است و پارچه‌هاي تزييني غير ايراني زياد است.

 

اما حداقل حسن اين داد و ستد اين است كه فروشنده خودش مي‌گويد كه اين كار متعلق به كجا است و اگر كسي وارد نباشد اشتباهي خريد نمي‌كند. جمعه بازار براي بعضي‌ها محل فروش محصولات و درآمد است و براي بعضي جوانان هنرمند هم محل شكوفا شدن استعداد و توانمندي براي ساخت اشيای هنري كاربردي پر مخاطب.

 

از جمعه بازار و فضاي شلوغش كه بيرون مي‌آيم، به اين فكر مي‌كنم كه كاش جاي بيش‌تري براي عرضه صنايع دستي و آثار دست جوانان هنرمند در اين ابرشهر بود. جايي كه نظم بيش‌تري داشت و توجه بيش‌تري به كار طراحان مي‌شد. استعدادهايي كه شايد اگر كمي بيش‌تر به آنها بها داده شود مي‌تواند چرخ‌هاي اقتصاد ايران را بچرخاند.

 

صنايع دستي كه مي‌تواند شغلي براي جوانان ايراني باشد. كاش اين جمعه بازارها بيش‌تر شود. كاش غرفه‌اي به جوان‌هاي خوش ذوقي كه دل به فرهنگ و هنر ايران مي‌دهند در مكان‌هاي ديگري از اين شهر هم بنا شود. كاش صنايع دستي ايران و كارهاي دانشجويان رشته هنر بيش‌تر مورد توجه قرار گيرد.

 

كاش طرح مانتوها فقط در ژورنال‌ها باقي نماند و توليد شود. كاش طراحان لباس و هنرمندان صنايع دستي با دستان توانمندشان بيكار نباشند.
گرچه، همينكه يك روز در هفته هم پاي صنايع دستي به زندگي تعدادي از مردم باز شود جاي شكر دارد.

 

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

پنج‌شنبه 31  فروردين 1391
سال سوم | شماره 429

نسخه الكترونيك روزنامه‌ ملت:

براي خريد كاريكاتور بودجه تعيين شود
چهارشنبه, 30 فروردین 1391
| بهمن عبدي، كاريكاتوريست |اوضاع كاريكاتور در سالي كه گذشت، خوب بود و خوشبختانه اين وضع هر سال بهتر مي‌شود. مركز هنرهاي تجسمي هم در زمينه... ادامه مطلب...
لباس؛ رسانه بي‌برنامه اما پرمخاطب هنر!
دوشنبه, 28 فروردین 1391
| احمدرضا شيخي|از اصالت و قدمت هنر ايراني، قرن‌ها و سال‌هاست كه مي‌گذرد؛ هنري كه با دستان همين مردم به تنه تاريخ ايران زمين بافته شده است... ادامه مطلب...
تئاتر سيار در ايران
یکشنبه, 27 فروردین 1391
| رضا آشفته  |تئاتر سيار در ايران داراي سابقه چندين ساله است اما روز دوشنبه 19 دي‌ماه سال 1390 به همت معاونت هنري تئاتر سياري سوار بر يك... ادامه مطلب...
12 نگاه به رابطه هنر و ثروت
یکشنبه, 20 فروردین 1391
|  احمدرضا  شيخي|نگاه اول: ديوارهاي شهر پر است از پوستر فيلم، تئاتر، كنسرت، نمايشگاه نقاشي؛ خيابان‌هاي شهر اما پر از جوان‌هايي به دنبال... ادامه مطلب...
كودكان و دوراهي انتخاب كارتون از رسانه ملي يا ماهواره
یکشنبه, 20 فروردین 1391
| اصغر حبيبي |سرمايه‌هاي آينده كشورمان كودكان امروزي‌اند. تربيت نسل آينده كشور كه همان عناصر تشكيل‌دهنده جامعه ما هستند، از همين روزهاي... ادامه مطلب...
تصویر
تقويم‌ها گفتند و ما باور نكرديم!
یکشنبه, 20 فروردین 1391
سيدمرتضي آويني، صبح روز بيستم فروردين سال 1372 به‌شهادت رسيد. اين تاريخ به عنوان روز شهادتش ثبت شد و هر سال در همان روز برايش بزرگداشت... ادامه مطلب...
تصویر
اسكار فرهادي تنها يك اتفاق بود!
چهارشنبه, 24 اسفند 1390
جمال شورجه:اكران دو فيلم پرفروش «جدايي نادر از سيمین» و «اخراجي ها3» نخستين اتفاق سال 90 محسوب مي‌شوند كه استقبال كم نظيري از آنها توسط... ادامه مطلب...
تصویر
«نوروزانه»هاي ايراني
چهارشنبه, 24 اسفند 1390
دكتر ميرجلال‌الدين كزازي:از ديرباز ايرانيان به هر بهانه‌اي به بزم مي‌نشسته‌اند و جشني مي‌آراسته‌اند؛ اما در درازناي تاريخ بسياري از... ادامه مطلب...