جنگ رواني خشن دنياي غرب عليه ايران
| دفاع |
ترور مصطفي احمدي روشن به خوبي بيانگر اين مسئله است كه جريان ضد انقلاب براي رويارويي و نگه داشتن جريان پيشرفت علمي كشور تمامي شيوههاي موجود را استفاده خواهند كرد. حتي غير انسانيترين شيوهها. همانگونه كه مدعيان حقوق بشر زنداني به مخوفي گوانتانامو را بنيان مينهند، مدعيان رويارويي با تروريسم نيز ترور و حذف فيزيكي را براي پيشبرد اهداف خود دنبال خواهند كرد. شيوهاي كه اكنون آنها دنبال كردهاند سلبي و مانع ساز است.
حذف فيزيكي نخبگان يك كشور كه در تلاش هستند تا يكي از مهمترين تكنولوژيهاي روز دنيا را بوميسازي كنند، رويارويي با استقلال يك كشور است.اين مسئله به خوبي بيانگر اين است كه ذات وابستگي كه جهان سرمايه داري به واسطه آن دست به انباشت سرمايه ميزند، ميبايست به هر قيمتي به كشورهاي جهان تحميل شود و استقلال پذيرفته شدني نيست.
تمام كشورهايي كه امروز در مدار توسعه قرار ميگيرند، همچون كره جنوبي، تنها ميتوانند در چارچوب توسعه وابسته به غرب حركت كنند. حال اگر كشوري بخواهد خارج از اين چرخه حركت نمايد، تمام ابزارها به كار خواهد رفت كه تلاشهايش متوقف شود. بهويژه درباره جمهوري اسلامي ايران كه به ذات نظم كنوني حاكم بر نظام بينالملل را، كه بيانگر حاكم بودن معدودي از كشورها بر تعداد زيادي از كشورهاست، به چالش ميطلبد، اين مسئله شدت بيشتري مييابد.
جنگ رواني يكي از شيوه هايي است كه اين كشورها براي رسيدن به اهداف خود از آن سود ميجويند. تحريم اقتصادي، تهديد نظامي، جنگ تبليغاتي، رويارويي ديپلماتيك و... از جمله ابزارهاي كشورهاي ابرقدرت براي دستيابي به اين خواستهها است. اگرچه همه اين شيوهها داراي توجيهات تئوريكي است كه انديشمندان غربي تحت لواي انديشههاي رئاليستي بر آن پا ميفشارند، ليكن اين شيوه هادر ميان افكار عمومي جهان چندان قابل پذيرش نيستند. بدتر از همه اين شيوهها حذف فيزيك انسانهاي بيگناه است.
شهيد مصطفي احمدي روشن چهارمين نخبهاي است كه ظرف دو سال اخير ترور شده است. پيش از وي مسعود عليمحمدي، مجيد شهرياري، داريوش رضايي نژاد نيز به دست تروريستها به شهادت رسيده بودند. استفاده از ابزار ترور در بردارنده چند نكته مهم است كه در اين نوشتار به اختصار به آنها اشاره ميكنيم.
نكته اول اينكه جهان غرب در تلاش است تا با استفاده از شگردهاي تروريستي و با استفاده از دستگاههاي اطلاعاتي خود، هزينه دستيابي به دانش هستهاي را بالا ببرد و بدينترتيب تلاش نمايد تا به تدريج و در كنار انواع ديگر فشارها، ايرانيان را متقاعد سازد كه هزينههاي به دست آوردن انرژي هستهاي بسيار بيشتر از دستاوردهاي آن است.
نكته دوم اينكه امپرياليسم تلاش ميكند تا بدين شيوه نيروهاي نخبه را از همكاري و همياري با سياستمداران و رجال سياسي كه رسيدن به تكنولوژي هستهاي را يكي از مقولههاي مهم پيشرفت فني كشور ميدانند، باز دارند.در واقع نيروهاي مخالف در تلاش هستند تا با ايجاد رعب و وحشت، نيروهاي متخصص را از به دست گرفتن چنين سمتهاي فني باز دارند.
نكته سومي كه ميبايست به آن توجه داشت اينكه جهان غرب تلاش ميكند تا با استفاده از چنين حربههايي تبليغات منفي را عليه جمهوري اسلامي در ميان افكار عمومي مردم كشورش به راه اندازد.آنان تلاش ميكنند تا با هزينه بر نشان دادن رسيدن به چنين دستاوردي، پشتوانه مردمي نظام در جهت نيل به اينچنين فناوريهايي را نزول دهند.
درست است كه فضاي نبرد در دنياي امروز به سوي جنگ نرم پيش ميرود، ليكن اين بدان معني نيست كه گزينههاي پيشين حذف شده باشد. « حوزه تهديد نرم اجتماعي، فرهنگي و سياسي است، در حالي كه حوزه تهديد سخت امنيتي و نظامي است. آنچه در زير ميآيد به خوبي روشن ميسازد كه غرب به حربههاي خشن براي رسيدن به اهداف خود روي آورده است:
اما پايگاه خبري فرانسوي فيگارو با انتشار گزارشي در اين زمينه اعلام كرده است كه احتمالا گروهكهاي تروريستي آموزش ديده توسط موساد در اين ترور دست داشتهاند... اگرچه نميتوان بهطور قطع گفت كه ترور مصطفي احمدي روشن كار مزدوران پژاك آموزش ديده توسط موساد بوده است، اما كارشناسان با توجه به تشابه حمله اخير به حملات قبلي و نيز نوع و چگونگي انجام حمله، رد موساد را در اين ماجرا مشاهده ميكنند.
به همين دليل است كه تحليلگران و كارشناسان ايراني استدلال ميكنند دعوت برخي از اعضاي كنگره امريكا براي اجراي عمليات سري برضد مراكز و شخصيتهاي ايراني مرتبط با برنامه هستهاي، تروريسم دولتي محسوب ميشود. «مارك فيتز پاتريك از موسسه بينالمللي پژوهشهاي استراتژيك نيز به صراحت گفته است كه اجراي ترورهايي همانند اين ترور، به برنامهريزيهاي بسيار دقيق نياز دارد.
اين در حالي است كه بازرسان آژانس بينالمللي انرژي اتمي پيشتر با مصطفي احمدي روشن و ديگر دانشمندان هستهاي ايران كه تاكنون هدف ترور قرار گرفتهاند، ديدار و گفتوگو كردهاند و هماكنون اين سوال مطرح است كه آيا ممكن است نام اين دانشمندان از طريق بازرسان آژانس در اختيار دستگاههاي جاسوسي امريكا و اسرائيل قرار گرفته باشد.
از يك ديدگاه «ترور استاد دانشگاه صنعتي شريف در كنار دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه نماد مقابله با فضاي دانش، علم و تكنولوژي محسوب ميشود؛ الگويي كه انگليس براي تهديد عليه تاسيسات هستهاي ايران به كار گرفته است، توسط كارگزاران سياست خارجي فرانسه و امريكا در فضاي ديپلماسي فشار معنا پيدا ميكند. ديپلماسي فشار زمينهساز ترور در ايران شده است.
تجربه سياسي ايران نشان ميدهد كه هرگاه فشارهاي بينالمللي عليه ايران افزايش يافته، كشورهاي منطقه و كارگزاران داخلي آنان به ترور مبادرت ورزيدهاند. ترور را ميتوان نماد عيني تهديد فرانهادي دانست؛ تهديدي كه بهگونهاي سازمان يافته عليه ساختار و كارگزاران سياسي يك كشور عضو سازمان ملل به انجام ميرسد.» منظور از تهديد فرانهادي استفاده از ابزارهايي خارج از عرف و شيوه موجود در عرصه روابط بينالملل است.
به همين دليل است كه بنا به گفته نماينده دايم ايران در سازمان ملل حتي گروه نم (كشورهاي عضو گروه غير متعهدها) نيز قصد دارد ترور دانشمندان هستهاي ايران را محكوم كند.غرب نميپذيرد، كشوري كه زماني در مدار توسعه وابسته غرب حيات سياسي خود را دنبال ميكرد و به واسطه مستشاران صنعتي و نظامي غرب تداوم حيات داشت، اينك بهطور مستقل و خارج از چارچوب خواستههاي غرب و بيرون از لواي آنها به تكنولوژيهاي روز دنيا مجهز شود. بهويژه كه اين تكنولوژيها ميتواند براي غربيها عواقبي نيز داشته باشد.
اما آنچه در اين بين داراي اهميت است و هوشياري خاصي را ميطلبد، وظيفهاي است كه دستگاههاي رسانهاي و امنيتي كشور ميبايست بر عهده گيرند. دستگاههاي رسانهاي ميبايست با آگاه كردن مردم آنچه تروريستها به دنبال آن هستند را نقش بر آب كنند. تضعيف روحيه نخبگان و مردم در راهي كه دنبال كردهاند، هدف عالي تروريستها است.
نيروهاي امنيتي نيز ميبايست با هوشياري بيشتري امنيت لازم را براي نيروهاي متخصص فراهم آورند. يادمان باشد كه امنيت مفهومي كمي نيست و لازم است اذهان احساس امنيت كنند تا بتوانند به دنبال خلاقيت و آفرينش علمي باشند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







