چگونه نيروي زميني نيروي زميني قهرمان شد؟
| دفاع |
امير سرتيپ دوم مسعود بختياري:بررسي تاريخي انقلابات در جوامع جهاني نشان ميدهد كه اغلب هواداران انقلاب چه در روند شكلگيريهاي اوليه و جنبش براي براندازي نظام حاكم و چه پس از پيروزي انقلاب و برپايي يك نظام نوين به جاي يك نظام پيشين تا مدتها ناگزير از مقابله و مبارزه و درگيري با يگانها، عناصر و افراد نيروهاي مسلح وابسته به رژيم سرنگون شده بودهاند كه يا مستقيماً يا در كنار ساير عناصر و گروههاي ضد انقلاب به ستيز و رويارويي با انقلاب برخاستند و خلاصه آنكه يا ارتشهاي نظام حاكم انقلابيون را سركوب كرده يا اينكه سرانجام خود مغلوب انقلاب شدهاند
اما ارتش ايران نه انقلاب را سركوب و مغلوب كرد و نه خود مغلوب به آن شد بلكه يكي از استثناييترين وضعها را در تاريخ انقلابات در جهان به وجود آورد و به جاي رودررو قرار گرفتن با انقلاب، با آن همگام و همراه شد و به دفاع از آن در مقابله با ضد انقلاب و فتنه گران داخلي و متجاوزان نظامي خارجي برخاست و نيروهاي مردمي را كه حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب را بر خود واجب ميدانستند و به صحنههاي پيكار با ضد انقلاب داخلي و خارجي شتافته بودند در كنار خود گرفت و دست در دست يكديگر و با تركيبي مقدس از يكديگر پنجه در پنجه دشمن افكند.
با به غرش در آمدن طبلهاي جنگ توسط عراق در بعدازظهر روز 31 شهريورماه 1359، ارتش جمهوري اسلامي ايران، خسته و فرسوده از نا بسامانيهاي نيروي انساني و تجهيزاتي و روحيهاي كه هنوز از جفاهاي پيشين رنج ميبرد و مشكلات طاقتفرساي فرماندهان و مديران از سطح نازل انضباط، كاهش آموزشها و اختلال در امور تعمير و نگهداري يگانها و در حالي كه بيش ار نيمي از توان رزمي خود را در مناطق آشوب زده شمال غرب كشور وارد عمل كرده بود
و علاوه بر آن بيش از يك سال و نيم بود كه در بسياري از مناطق مرزي مشترك 1600 كيلومتري خود با عراق و در پشتيباني از پاسگاههاي مرزي ژاندارمري با نيروهاي تحليل رفته لشكرهاي 81 و 92 زرهي درگيري مداوم داشت با سرعت و دلاورانه به مقابله تجاوز عراق شتافت و در بحبوحه بحران و شرايط بسيار ناگوار فرماندهي و كنترل كه از حدود دو ماه قبل به علت توطئه كودتاي پايگاه شهيد نوژه تشديد يافته و ارتش را مانند روزهاي اوليه پس ار انقلاب در دريايي از فشارها و محدوديتها مواجه كرده بود، با استفاده از امكانات قليل باقي مانده عجولانه به بازسازي خود و تقويت جبههها برخاست.
هجوم شكاري بمب افكنهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران (كه صدام آن را مرده برآورد كرده بود) به اهداف تاكتيكي و استراتژيكي در داخل خاك عراق و ادامه اين حملات سنگين تا چند روز بعد خواب را از چشم سردار قادسيه پراند و اشتباه محاسبات و برآوردهاي عراق را نشان داد.
نيروي دريايي ارتش خيلي سريع نيروي دريايي عراق را در سواحل آن كشور و كانال خور عبدا و اروند رود محبوس كرده
و در تدارك حمله به پايانههاي نفتي البكر و ال اميه و انهدام آنها و قطع صدور نفت عراق برآمد و نهايتا در هفتم آذر ماه يعني تنها 67 روز پس از آغاز جنگ، با عمليات مرواريد پرونده نيروي دريايي عراق را بست. رژيم عراق هنگامي دست به تهاجم نظامي عليه ايران زد كه نه تنها ارتش جمهوري اسلامي ايران قدرت بازدارندگي خود را به عمل پيش گفته از دست داده بود بلكه حتي توازن قوا نيز از بين رفته بود و به نظر ميرسيد كه قدرت نظامي به سود عراق تغيير يافته است.
سال اول جنگ بهويژه شش ماهه اول همهچيز در كنترل ارتش بود و سپاه بصورت يگانهاي جزء و كوچك كنار ارتش ميجنگيدند. در31 شهريور1359هنگامي كه ارتش عراق با وارد عمل كردن حدود 7لشکر مجهز پياده و زرهي خود جبهههایي به طول 1000 كيلومتر براي ايران گشود، نيروي زميني ارتش فقط لشكرهاي 81 و 92 زرهي و تيپ 84 پياده و گروه رزمي 37 شيراز را در اين جبهه در مقابل متجاوز داشت(آن هم با كمتر از 50 درصد استعداد سازماني) اما همين عناصر قليل به كمك آتش توپخانه،
هوانيروز و نيروي هوايي به چنان مقاومت دليرانهاي در مقابل دشمن دست زدند كه حدوداً ظرف 10-15 روز اول از آغاز جنگ ارتش متجاوز عراق از ادامه پيشروي بيشتر باز ماند و جز در محدوده خرمشهر كه به حملات خود ادامه ميداد در ساير نقاط جبههها ناگزير از توقف و اتخاذ حالت دفاعي شد.
ساده انديشي است اگر باور داشته باشيم كه توقف نيروهاي عراقي در كرانههاي كارون و كرخه و كرخه كور ناشي از وصول به اهداف خود و برابر طرحريزي قبلي بوده است زيرا يك تجزيه و تحليل ساده نظامي نشان ميدهد كه عراق جز تصرف خرمشهر(آن هم ناتمام) به هيچ يك از اهداف استراتژيكي خود دست نيافته و بايستي پيشروي خود را ادامه ميداد ولي در اثر شدت پايداري نيروهاي ما، ناچار در ميان بيابانهاي وسيع خوزستان و مناطق كوهستاني ايلام و كرمانشاهان زمينگير و سنگرنشين شد و روياهاي صدام حسين به آنچنان كابوس هولناكي تبديل شد كه 8 سال رژيم بعثي را از آن خلاصي نبود.
به اين ترتيب سد سريع پيشروي متجاوز، آن هم. در وضع نابساماني كه در ابتدا ارتش با آن مواجه بود از افتخارات ارتش محسوب ميشود. از همان روزهاي آغازين جنگ، مردم براي ياري ارتش مشتاقانه به جبههها شتافتند. اين حركت بزرگ، به ارتش روحيه و قوت قلب داده و آن را در پايداري هرچه بيشتر در مقابل دشمن ترغيب و تشجيع ميكرد و پشتيباني مردم از جنگ كه يكي از اساسيترين عوامل در پيروزي نهايي است
اكنون به عاليترين وايثارگرانهترين شكل خود متجلي شده بود كه در طول تاريخ نظامي ايران و حتي جهان سابقه نداشت. در آن موقع، اين رزمندگان فداكار و از جان گذشته به علت عدم تشكل سازماني و نداشتن آموزش، فاقد كارآيي رزمي موثري بودند و نميتوانستند در سرنوشت كلي جبهه و جنگ تاثيري اساسي داشته باشند.
نيروي بسيج كه در 5 آذرماه 1358 به فرمان امام راحل(ره) تشكيل شده بود هنوز در كنترل سپاه پاسداران قرار نگرفته بود و رئيسجمهور بني صدر معتقد بود كه نيروهاي بسيج در كنترل وي به عنوان فرمانده كل قوا قرار دارند و سپاه پاسداران هم، چه در آغاز و چه در سال اول به عنوان يگانهاي كوچك و معدودي در پارهاي از جبههها حضور داشتند و ابوالحسن بني صدر علاقه و اعتقادي به حضور و مشاركت سپاه در جنگ از خود نشان نميداد
و به اين ترتيب است كه ميگوييم در اول جنگ همهچيز بهطور كامل در اختيار ارتش جمهوري اسلامي ايران بود. به همين ترتيب حد اقل تا پايان سال اول جنگ ادامه داشت و نيروي زميني ارتش موفق شد در اين مدت دشمن را متوقف، جبههها را شكل داده، نيروي خودي را بازسازي و با انجام آفندهاي متعدد دشمن را فرسوده كرده و آماده آفند متقابل بزرگ شود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






