وقتی خرمشهر از زیر پای عراقی ها بیرون کشیده شد
| دفاع |
مرتضی سرهنگی:آزادي خرمشهر به دست نيروهاي ايراني، نخستين ضربه كاري نبود كه بدنه قدرتمند ارتش عراق متحمل ميشد.پيش از آن چند عمليات پيدرپي و موفق اركان اين ارتش را لرزانده بود، اما سوم خرداد ماه سال 1361 آن اتفاقي كه نبايد براي ارتش عراق ميافتاد، رخ داد. آنان هرگز باور نميكردند كه در يك بند كوچك، اما بسيار مهم، در چنين گرداب بزرگي گرفتار شوند. آن روز آشكارا غرور ارتش عراق زير پاي نيروهاي ايراني له شد و اين همان اتفاقي بود كه نبايد ميافتاد.
اين غرور از سرمايههاي اصلي اين ارتش بود. از زماني كه اراضي مهمي از خاك ايران در اشغال عراق بود، اين غرور كاملكننده قدرت نظامي ارتش بود كه هم حزب بعث در آن دميده بود و هم قدرت عربي.آنان گمان ميكردند در جنگ با ايران از كيان عربها دفاع ميكنند و با شكست ايران و تغييراتي كه در جغرافياي حساس منطقه به وجود ميآورند، شكوه گذشته اعراب را به دست خواهند آورد.
عراقيها خود را نجاتدهنده تاريخي عربها ميدانستند. زيرا معتقد بودند كه عربها شكوه خود را وامدار عراقيها هستند و هرگاه عراق قدرتمند شد، عربها هم از اين قدرت بهرهها برده و در جهان سرشان را بالا گرفتهاند. براي دنيايي كه ارتش عراق را بهخاطر جنگ با ايران آماده كرده بود، القاي اين رسالت معجول و حفظ اين غرور در درجه اول اهميت قرار داشت، زيرا آنان از مسلح كردن عراق حتي به سلاحهاي غيرقانوني كه در اختيار خودشان بود، خاطر جمع بودند. زرادخانههاي جهان در اختيار عراق بود. فقط انگيزه و غروري لازم بود تا بتواند به بهترين شكل از اين سلاحها استفاده كند.
وقتي خرمشهر از زيرپاي عراقيها بيرون كشيده شد، دنيا فهميد كه ايرانيها براي دفاع از تماميت ارضي و انقلاب جوان خود تا چه اندازه مصمم و جدي هستند.از طرف ديگر كارشناسان برجسته نظامي جهان با تحليل شرايط عراق در جبهههاي جنگ به اين نتيجه رسيده بودند كه اگر ايران با همين شدت و هوشياري بخواهد به حملات خود ادامه دهد، نه تنها از گرفتاري جنگ رها خواهد شد، حتي موقعيت حكومت صدام را نيز تهديد خواهد كرد. اين اتفاقي نبود كه دلخواه آنان باشد. دنيا با همين منطق و استدلال به سرعت به ترميم روحيه و تسليح عراق پرداخت. آنان نقاط ضعف ارتش عراق را پوشاندند.
كشورهاي كوچك و ثروتمند حاشيه خليج فارس را بيش از گذشته براي كمك به عراق تشويق كردند. دست صدام را براي راهاندازي جنگ شهرها، جنگ نفتكشها و استفاده گسترده از سلاح شيميايي باز گذاشتند. تازهترين اخبار و اطلاعات از جبهههاي ايران توسط سازمان «سيا» در اختيار عراقيها قرار گرفت، تا شايد يكبار ديگر آن غرور قومي و حزبي در جان ارتش عراق زنده شود.
تلاش دنيا براي سروسامان دادن به ارتش عراق تا حد زيادي نتيجه داد. نگاهي به تاريخچه عملياتها در جبهههاي جنگ نشان ميدهد از سوم خرداد ماه سال 1361 تا بهمن 1364 كه شبهجزيره فاو به تصرف نيروهاي ايراني درآمد، ارتش عراق در يك بازپروري مادي و معنوي موفق شد در اين فاصله زماني چندين عمليات نظامي نيروهاي ايران را ناكام گذاشته يا موفقيت آنها را به حداقل برساند.
حرف ما اين است: همه كارشناسان نظامي جهان بهويژه آناني كه از استحكامات نيروهاي عراقي در خرمشهر بازديد كرده بودند، يقين داشتند آزادي اين دو بندر به دست نيروهاي ايراني رويايي بيش نيست.تقابل غرور شيطاني و غرور الهي بار ديگر درسهاي ارزندهاي پيش روي ما ميگذارد كه كلمههاي اين درسها براي حل مشكلات امروز ايران نيز خواندني و شيرين است.
| بعدی > |
|---|







