با فتح خرمشهر ماهيت جنگ عوض شد
| دفاع |
«ملت ما» ـ سرلشكر پاسدار غلامعلي رشيد جانشين ستاد كل نيروهاي مسلح كه در دوران 8 ساله دفاع مقدس فرماندهي قرارگاه فتح سپاه را به عهده داشت مورخ 86/3/1 در جمع پيشكسوتان 8 سال دفاع مقدس درباره جزئيات عمليات غرورآفرين بيتالمقدس كه منجر به حماسه فتح خرمشهر شد سخناني ايراد كرد. بخشي از متن سخنراني ايشان با توجه به سالگرد اين حماسه تاريخي، براي نخستينبار منتشر ميشود.
بسمالله الرحمن الرحيم
لقد رضيالله عنالمومنين اذ يبايعونك تحتالشجره فعلم ما في قلوبهم فانزل السكينه عليهم و اثابهم فتحاً قريبا(18) و مغانم كثيره ياخذونها و كانالله عزيزاً حكيما(19) وعدكمالله مغانم كثيره تاخذونها فعجل لكم هذه و كف ايدي الناس عنكم و لتكون آيه للمومنين و يهديكم صراطاً مستقيما(20) و اخري لم تقدروا عليها قد احاط الله بها و كانالله علي كل شي قديرا(21) آيات نوراني كه قرائت شد،
مربوط به خاطرهاي است كه در آخرين دقايق قبل از شروع عمليات فتحالمبين به توصيه حضرت امام، با تفالي كه به قرآن زده شده از سوي آقا محسن، اين آيات پيش روي ما قرار گرفت در قرارگاه مركزي كربلا در روز آخر اسفند سال 60 و آقاي علايي آن را با صوت زيبا قرائت كردند- اگر فرصت بود خاطره را بيان خواهم كرد به نظر اينجانب در آيات 18 و 19 و 20 خداوند بزرگ، وعده پيروزي ميدهد به رزمندگان ايران اسلامي در دو عمليات فتحالمبين و بيتالمقدس و آيه 21 به اعتقاد اينجانب عجيب است
بنظر ميرسد وعده نصر و پيروزي به رزمندگان اسلام ميدهد حتي در جنگي پس از جنگ ايران – عراق و انشاءالله كه وعده پيروزي بر قواي استكبار جهاني باشد اين آيات درست اول صفحه قرآني بود كه تفال زده شد، قرآني با ترجمه آقاي الهي قمشهاي و صفحه آن هم 694 بود. نكتهاي ديگر هم ميخواهم بيان كنم با اين مجالي كه دست داده درباره برادر عزيزم امير شمخاني - من احساس ميكنم كه برادر شمخاني پيرامون جنگ و عملياتها و نقش مهمي كه هميشه عهدهدار بوده،
كم سخن ميگويد و بزرگواري ميكند و ميدان را به ديگران ميدهد ممكن است عدهاي به اشتباه فكر كنند كه لابد ديگران مسئوليتهاي سنگينتر از ايشان داشتهاند ولي من ميخواهم اينجا شهادت بدهم اشهد بالله كه برادر عزيزم آقاي شمخاني در ماهها و ايام اوليه تجاوز سنگين دشمن كه حضور فيزيكي او بهظاهر رعبآور بود،
مثل عمود خيمه جنگ در استان خوزستان و ايلام بود و تكيهگاه همه ما بود. اما عمليات بيتالمقدس يكي از 12 عمليات بزرگ و گسترده ما در طول 8 سال دفاع مقدس بود. در اين عمليات انصافا همه نيروهاي ارتش و سپاه بودند شايد دوسوم نيروي زميني ارتش و يگانهاي سپاه هم همينطور. هوانيروز و نيروي هوايي ارتش و حتي نيروي دريايي ارتش و كل تجهيزات مهندسي جهادسازندگي در اين صحنهها حضور داشتند.
من درباره اهميت فتح خرمشهر و عمليات بيتالمقدس ميخواهم به نكاتي بپردازيم. براي بيان اهميت فتح خرمشهر ميتوان عمليات بيتالمقدس را از زواياي مختلفي مورد بررسي قرار داد. فتح خرمشهر پايان يك دوره و آغاز يك دوره جديد بود و ماهيت جنگ را تغيير داد. به هر حال دشمن در آغاز تجاوز از مرزها عبور ميكرد و شهرهاي زيادي از ما به اشغال دشمن درميآمد و 15 تا 20هزار كيلومترمربع از خاك ما را دشمن تصرف كرد و در سال اول جنگ موفق نشديم هيچ نقطهاي از سرزمينهاي اشغالي را آزاد كنيم.
ولي در سال دوم جنگ يك تحول بزرگي اتفاق افتاد و با يك استراتژي نظامي و عملياتهاي موفق و سلسلهوار دشمن را با قدرت به عقب رانديم تا به مرزها رسيديم. با فتح خرمشهر ماهيت جنگ عوض شد. نكته دوم كه ميتوان در پاسخ به سوال موردنظر گفت اين است كه موازنه نظامي به سود ايران به شكل تعيينكنندهاي تغيير كرد. نكته بعدي اينكه همه مبارزين و ملتهايي كه علاقه به انقلاب اسلامي داشتند مثل فلسطين، لبنان، مصر و مردم افغانستان، مطمئن شدند كه انقلاب اسلامي شكستناپذير است و خيلي خوشحال شدند
و اميد پيدا كردند به مبارزه، همچنين در داخل كشور مردم اطمينان پيدا كردند چون ليبرالها طي يك سال فقط شعار دادند و هيچ نقطه روشني را از دشمن بازپسگيري نكردند. و نكته آخر، نگراني صدام و كساني كه پشت سر صدام بودند چون با فتح خرمشهر علايم شكست عراق براي همه آشكار شد و ظهور قدرت نظامي جديد ايران مهمترين نقطه نگراني دشمن بود.
سوالي كه در همين زمينه ميتوان مطرح كرد اين است كه اين پيروزي (فتح خرمشهر) چگونه حاصل شد؟ بعضي از عزيزان احساس ميكنم هنوز نميخواهند باور كنند كه در سال دوم جنگ اتفاق بزرگي رخ داد يك تفكر خلاقي آمد و روند جنگ را به اين شكل درآورد. ما بايد قبول كنيم كه در سال دوم يك تحول انجام شد. در سال اول جنگ، ماها (آقايان حسني سعدي، قاسم سليماني، موسوي قويدلها و عزيز جعفري و سوداگر و ديگر عزيزان) بوديم اما آن تفكر خلاق نبود كه ماها را جمع كند.
شهيد صياد شيرازي هم بود و آقا محسن هم بود ولي اينها در راس قدرت سپاه و ارتش نبودند. ياد مطلبي تاريخي افتادهام ميخواهم آن را عرض كنم – البته معنايش مقايسه فرماندهان عزيز ما (شهيد صياد – آقا محسن رضايي) با نادر نيست- البته شهيد مطهري ميفرمايد، افرادي مثل نادر روح بزرگي داشتهاند ولي بزرگوار نبودند. بله فرماندهان بزرگوار ما هم روح بزرگي داشتهاند و هم دل بزرگي داشتند و هم بزرگوار بودند.

ميگويند وقتي كه نادر قواي خود را بسيج كرد و به كوبيدن نيروهاي محمود افغان ادامه داد تا رسيد به اطراف مورچهخورت اصفهان ديد سربازي خيلي عالي ميجنگد، خود را رساند به او گفت، فلاني پس در اين چند سال گذشته تو كجا بودي كه اين محمود افغان اينطور آمد تا اصفهان؟ آن سرباز گفت: من بودم نادر نبود!... ميخواستم همين نكته را اشاره كنم در سال دوم تحولي متاثر از تفكر و عزم و اراده فرماندهان بزرگوار ما پديد آمد كه آن سرمنشأ پيروزيها گشت.
شهيد صياد از سال اول جنگ به عنوان توقف ياد ميكند «يكسال توقف، دلالت بر اين ميكرد كه نيروهاي خودي كمكم دارند به ياس ميرسند كه بتوانند حداقل دشمن را در خاك خودمان نابود يا از آن بيرون كنند. اطراف بنيصدر را مشاوريني گرفته بودند كه جز يك مقدار آگاهيهاي تئوري، از علم نظامي چيزي سرشان نميشد.
و... روز 2 خرداد حمله صورت گرفت و من ساعت 10 صبح يادم هست كه تماس گرفتم با شهيد احمد كاظمي و به ما گفت خرمشهر آزاد شد و به آقاي رضايي بگو – من رفتم پيش احمد كاظمي همان ساعت 10 صبح در خرمشهر و ما رفتيم داخل خانهها و ديديم دشمن از آنجا رفته است و گروه گروه در حال تسليم شدن هستند و ساعت 3:30 بعدازظهر اين پيروزي اعلام شد...
متن کامل اين سخنراني طي روزهاي آينده منتشر مي شود
| < قبلی | بعدی > |
|---|








