چهارشنبهسوري جشن ملي يا تراژدي ترس و اضطراب
| جامعه |
مهمترين كاركرد جشن چهارشنبهسوري علاوه بر جنبه سرور و شادي؛ پاكسازي محيط زندگي از انواع زباله، آشغال، وسايل كهنه و مندرس بازمانده از يكسال كار، فعاليت و تلاش بوده است. چنان كه در ضمن انجام مراسم چهارشنبهسوري، لباسهاي كهنه، پارچههاي اضافي، چوب و ساقههاي برنج و امثال آن آتش زده ميشد. همچنين خاكستر حاصل از آتشافروزي نيز نحس شمرده ميشد
و در پاي درختان دفن ميشد يا در آبهاي روان ريخته ميشد تا نحوست از اطراف محل زندگي پاك شود. ساير رسوم ديگر از جمله آتش زدن جارو – كه در طول سال به انواع ميكروب آلوده ميشد- و همچنين شكستن كوزههاي گلي (كه در طول يكسال استفاده از آن منافذ آن مسدود شده و خاصيت خنككنندگي آن نيز كاهش پيدا ميكرد و جدار داخلي آن نيز به دليل تهنشين شدن ناخالصيهاي آب در آن از نظر بهداشتي مشكلاتي به همراه داشت) در راستاي پاكسازي محيط از انواع آلودگي و پلشتي ارزيابي ميشود.
امروزه با تغيير شيوه زندگي و گسترش شهرنشيني، ايجاد مجموعههاي مسكوني و آپارتماننشيني، عدم دسترسي به بوته و هيزم، عدم امكان استفاده از پشت بامها براي آتشافروزي، كوچك شدن فضاي زندگي و ساير دگرگونيهاي فرهنگي و اجتماعي، برپايي جشن چهارشنبهسوري به شيوه گذشته در شهرها امكانپذير نيست. از طرف ديگر به دليل عدم برنامهريزي و فرهنگسازي طي سالهاي گذشته،
اين مراسم جاي خود را به ترقهبازي و استفاده از انواع مواد محترقه و انفجاري داده است كه همه ساله باعث وقوع حوادث ناگوار در محل توليد و نگهداري اين مواد و همچنين هنگام استفاده از آن در شب چهارشنبهسوري ميشود كه پيامد آن تعداد زيادي مجروح و ايجاد اضطراب واسترس در مردم، ايجاد ترافيك سنگين و راه بندانهاي طولاني و مواردي از اين قبيل بوده است.
اجراي مراسم چهارشنبهسوري به شيوه امروزي نهتنها كاركرد اصلي خود را از دست داده است بلكه باعث ايجاد انواع آلودگيهاي صوتي و پخش بقاياي ترقهبازي و مواد محترقه در سطح معابر و بر روي در و ديوار ساختمانها شده است كه پاكسازي آن براي شهرداريها و مالكين ساختمانها هزينههاي فراواني دارد. باعث تاسف است جشن باشكوه و سنتي مردم كه داراي آن همه كاركرد مثبت اجتماعي و فرهنگي مثبت بوده است و همگان از تاثيرات مثبت آن بهرهمند ميشدهاند، به پديدهاي مخرب و ويرانگر تبديل شده است. البته اظهار تاسف كردن از اين روند دردي را درمان نميكند و بايد به فكر چاره و راهحل منطقي آن بود.
با عنايت به اينكه جمعيت كشور ما از ديدگاه جمعيتشناسي، بسيار جوان است و اين جمعيت به تفريح و سرگرمي و شادي براي تقويت روح و روان و ايجاد نشاط و سرزندگي دارد ولي در سالهاي اخير به مقوله برگزاري جشنهاي ملي و بومي و برنامهريزي در جهت اجراي مناسب و متناسب با فرهنگ جديد شهرنشيني و ويژگيهاي اجتماعي و فرهنگي نسل جديد، كمتوجهي نشان داده شده است.
بنابر اين آسيبشناسي و مديريت شادي در جامعه، مسئلهاي بسيار ضروري است كه با داشتن برنامهريزي دقيق ميتواند به تغيير و تحولات بنيادين در احوال رفتار تمامي افراد جامعه منجر شود. يكي از راهكارهاي مديريت شاديها اين است كه براي انجام و برگزاري جمعي جشنهاي ملي و سنتي اجازه داده شود و امكاناتي نيز براي اجراي آن فراهم شده و مكانهايي نيز بدين منظور در نظر گرفته شود. لذا بايد در جامعه شهري امروز به راهكارهايي جديد و نظام مديريت محلهاي انديشيد.
در اين ميان سازمانهاي غير دولتي، انجمنهاي شوراياري، شهرداريهاي مناطق و نواحي ميتوانند با ياري ساير ادارات و دواير دولتي به مديريت اين جشنها كمك كنند. ضمن اينكه در جهان جديد نقش ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي و رسانهها نيز بسيار مهم است و از آنها نيز بايد كمك گرفت. نكته مهم اين است موضوعات اجتماعي و فرهنگي از اين دست، مسائلي نيستند كه در مدت زمان كوتاهي بتوان آن را حل كرد.
بلكه بايد با برنامهريزي ميان مدت و بلندمدت به تدريج فرهنگسازي كرد و امكان برپايي جشن و سرور مناسب با فرهنگ ايراني را فراهم كرد. براي نتيجهبخش بودن اين كار بايد همكاري بين مردم و دولت وجود داشته باشد. همكاري سازمانيافته دولت و مردم از طريق تشكلهاي غير دولتي، انجمنها و... بسيار نتيجه بخش خواهد بود. در حقيقت مديريت اجتماع را با همكاري خود اجتماع بايد به نتيجه رساند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






