كاهش اقتدار مشروع والدين عاملي موثر در فرار دختران
| جامعه |
|امانالله قراييمقدم*|پديده فرار دختران نوجوان و جوان از خانه، سالهاست كه گريبانگير جامعه است، ولي اين پديده كه يك عصيان پنهان، آرام و شتابنده است در سالهاي اخير در جامعه رو به افزايش نهاده و اين هشداري نگرانكننده براي خانوادهها و جامعه محسوب ميشود فرار نوعي رفتار ناسازگارانه و اعتراض ساده به وضع موجود درخانواده و تمناي محبت دريغ شده است كه در اين صورت نوجوان و جوان بدون اجازه والدين خانه را ترك ميكند اغلب دختران فراري، كمتر از 24 ساعت پس از فرار، در معرض بسياري از آسيبهاي اجتماعي از جمله اعتياد، تجاوز، گرفتار شدن در باندهاي فساد و فحشا و گروهكهاي توزيع موادمخدر قرار ميگيرند.
بنابراين فرار دختران از منزل و حضور در محيطهايي غير از چارچوبهاي خانوادگي، سرآغاز انحرافات اجتماعي و فرو رفتن در منجلاب فساد و تباهي است. در برخي از شهرهاي كشور ما خرده فرهنگهايي وجود دارد كه در آن با ازدواج بدون شيربها براي دختران موافقت نميكنند و پسر نميتواند شيربها را بدهد و آن چيزهايي را كه لازمه ازدواج است تهيه كند دختر يا پسر فرار ميكنند نگارنده اين يادداشت دو سه مورد را مورد بررسي قرار داده است كه نام اين نمونه در شكل جامعه شناختي گريز است.
بنابراين دختر و پسري كه به هم علاقهمندند به دليل مخالفت خانوادهها فرار ميكنند و دو يا سه روز به روستايي در كنار اقوامشان يا غير آشنا ميروند گاهي كار كه از كار ميگذرد اين جوانان به خانه برگشته و عذر خواهي ميكنند كه در برخي نقاط ميبايست حتما اين دو نفر ازدواج كنند و برخي موارد هم ديده شده است كه خانواده ديگر آنها را نميپذيرد. اين به دليل اين است كه پسر نميتواند شيربها را بدهد.
در روستاها و شهرهاي شمال خراسان همچنين نقاطي از كردستان طول فرار خيلي زياد است و حتي تا 10 سال ادامه دارد. براي آنكه آنجا رضايت برادر و خانواده براي بازگشت مهم است و گاهي به خشونت ميرسد. اين به دليل وجود تعصب در آن ناحيه است. در خوزستان و كردستان و نقاط مختلف كشور اين نمونه از فرار وجود دارد اين نوع فرار، فرار عاشقانه نام دارد كه براي ازدواج است اما شكل فرار دختران تغيير كرده است. عوامل متعددي در رابطه با فرار دختران وجود دارد.
عامل خانوادگي بسيار مهم است يعني رفتارهاي نامناسب در قالب خشونتها، پرخاشگريها و اذيتهايي كه پدرو مادر براي دختر به وجود ميآورند بهويژه رفتار ناشايست پدر. بنابراين خانواده نقش موثري دارد. طي مقالهاي كه نگارنده اين موضوع را درآن مورد بررسي قرار داده بود دختراني از ساري در اين تحقيق موردبررسي قرار گرفته بودند در ترمينال جنوب و بخشهايي ديگر از جنوب شهر مورد بررسي قرار گرفته است. در بخشهايي از اين نقاط خانههاي ريحانه و سلامت راهاندازي شده است.
الان اورژانس اجتماعي شكل گرفته است كه بعد با عنوان مداخله در بحران ناميده شد ما بررسي هايمان نشان ميدهد كه عامل مهم در فرار دختران ناشي از رفتار نامناسب پدر و مادر است كه البته نقش پدر دراين ميان پر رنگتر است چراكه پدر به دليل خشونتهايي كه با فرزند دارد كه ناشي از مشغله بيرون از خانه است ممكن است بر افكار فرزندان بهويژه دختران اثرگذار بوده و موجب بروز آسيبهايي در او شود.
عامل ديگر كه در اين مورد موثر است كم رنگ شدن معنويات است و فروريختن حرمتها يا آنومي اجتماعي است يا به اصطلاح خيرگي دختران است و ديگر هر آنچه ميگويند ميخواهند عملي شود. عامل بعدي كه ميتوان به آن اشاره كرد به وجود آمدن زرق و برق در زندگي است مثلا فرارهايي كه دختر براي موبايل، ماشين و غيره انجام داده است كه اين موضوع در قالب بدسرپرستي خانواده قرار ميگيرد.
همچنين تك سرپرستي كه فرد يا پدر ندارد يا مادر ندارد يا بيسرپرستي هم ميتواند در زمره اين عوامل قرار بگيرد. گاهي اين افراد مورد تجاوز جنسي قرار گرفتهاند يعني بعد از آنكه فرار ميكنند كمتر از 24 ساعت مورد تجاوز و سوءاستفاده قرار ميگيرند و به منجلاب فساد ميروند. اعتياد والدين و دوستان ناباب هم ميتواند در اين آسيب موثر باشد يا دختراني كه در گذشته فرار كردندو يا تجربه اين فرار را داشتهاند اينها را مورد فريب قرار ميدهند يا زناني هستند كه براي كسب و كار غيرانساني اينها را به چنگ مياندازند.
حتي مادراني (متاسفانه در تحقيقات ما مشاهده شدهاند) كه دختران خود را وارد اين برنامهها كرده و از طريق آنها كسب سود مينمايند. حرمت شكنيها و كاهش اقتدار مشروع والدين بهويژه پدرخود موثر در به وجود آمدن اين موارد است بنابراين نوعي آنومي در جامعه شكل ميگيرد. فقر و اعتياد به انواع موادمخدر در خانواده هم ميتواند در اين زمره قرار بگيرد. بررسي شده است كه مرداني براي تامين منابع مالي زندگي خود همسر خود را به امور نابهنجار و ضد اجتماعي وادار ميكنند. كنترل نداشتن كافي بر دختر خانواده و فروريختن ارزشها ميتواند اثرگذار باشد.
برخي از دختران هم از نظر شخصيتي افرادي هستند كه خيلي پر جنب و جوش و پر تحرك هستند و افرادي پرخاشگر و نابهنجار به حساب ميآيند. اما ما از نظر جامعهشناسي مجموعه اينها را كه شامل محل زندگي، گروه همسالان، پدر و مادر و فقر آنها و نابساماني خانوادهها است از جمله عوامل موثر در فرار دختران هستند.
امروز حدود نزديك به 200 خانه وجود دارد كه به نام اورژانس اجتماعي مشغول به فعاليت هستند و سعي در كنترل اين آسيب اجتماعي در سطح جامعه و بهويژه شهر تهران و شهرهاي بزرگ ديگر دارند. اگر حرمتها رعايت ميشد و قدرت پدر و مادر فرو نميريخت ما با اين پديده و آسيب به اين شدت هرگز مواجه نميشديم. متاسفانه آماري در رابطه با تعداد فراريان دختر در روز يا در طول سال وجود ندارد چراكه اين اطلاعات جمعآوري شده نيست.
مثلا در ميدان شوش يك پرورشگاه وجود دارد، که سال 81 حدود 9 بچه نامشروع در آن وجود داشت و سال بعد از آن اين تعداد به 60 بچه رسيد. ميدان شوش و ترمينال جنوب از نقاطي است كه مستعد اين نوع جرايم است. مقوله شهرنشيني عامل مهمي در فرار دختران است. توصيه مهم به والدين بهويژه پدران آن است كه دستور دين را رعايت كنند تا از بروز چنين آسيبهايي جلوگيري شود. پيامبر(ص) ميفرمايند كه پدر وقتي وارد خانه ميشوند به دختر خود محبت كند و بر پيشاني او بوسه زند.
دختر خيلي به پدر وابسته است و كمترين بيتوجهي پدر موجب ايجاد نابهنجاري در دختران ميشود. نقش پدران در حرمت گذاشتن به دختران خيلي موثر است. در خانوادههاي مذهبي فرار دختران اصلا وجود ندارد. خرده فرهنگهايي هم هست كه دختران و زنان را ارزشگذاري نميكنند اين خودش ميتواند موثر در فرار باشد اما اين مورد در همه جا نيست.
سير صعودي آمار فرار انكار شدني نيست چراكه باورها و ارزشهاي جامعه در حال فرو ريختن است و اين آنومي جامعه را نشان ميدهد. طبق نظريه رابرت مرتون وقتي هدف هست ولي وسيله رسيدن به هدف وجود ندارد امكان بروز نابهنجاري شكل ميگيرد و نوعي شكاف و فاصله بين هدف و وسيله ميافتد.
*جامعهشناس و استاد دانشگاه
| < قبلی | بعدی > |
|---|





