فنا شدن زندگي تنها 24 ساعت بعد از فرار
| جامعه |
به دليل بستر و برخي عوامل، مشكل دختران فراري در كشورهاي مختلف در حال گسترش است و اين قشر از جامعه را در معرض انواع كجرويها و رفتارهاي ضداجتماعي قرار داده و آن را به عنوان يك پديده قابل توجه اجتماعي داراي پيامدهاي ناگوار خانوادگي و اجتماعي كرده است؛ چرا كه دوري از خانه و خانواده ميتواند مسائل و مشكلات متعددي را براي دختران در جامعه ايجاد كند. متاسفانه بسياري از اوقات مواردي را كه دختران اميدوارند با فرار از خانه از آنها رها شوند، گاهي اوقات با مسائل بسيار بزرگتري مواجه شده و زندگي ناامن در خيابانها را جايگزين كانون گرم خانواده ميكنند.
باور غلط درباره افراد فراري اين است كه آنها وقتي تصميم ميگيرند خانه را ترك كنند، كاملاً در معرض خطر نيستند. اما واقعيت اين است كه آنها غالباً به علت ميزان خطري كه زندگي در خيابانها دارد، در معرض خطر قرار دارند. فرار از خانه براي دختران در جامعه ما در صورتي كه خانوادهاش كاركرد سالم نداشته باشند، يا در چنين شرايطي تحت حمايت نهادها و سازمانها قرار نگيرند، ميتواند بحران ساز باشد. فروپاشي ارزشهاي انساني، ناكارآمدي قوانين حمايت از زنان، وجود بيعدالتي و نابرابري و بالا بودن ناامني اجتماعي به آسيبهاي اجتماعي و رواني افرادي كه به دلايل متعددي محيط خانه را ترك ميكنند، منتهي شده است.
بازكاوي زندگي جوانان، بهويژه دختراني كه از كانون گرم خانواده رانده شدهاند، واقعيت دردناكي است كه پرداختن به آن نشاندهنده عدم درك نيازهاي زيستي و رواني- اجتماعي دختران و زنان از سوي خانوادهها، نهادها و سازمانها است. در كشورهاي غربي، بهويژه امريكا به دليل اين، فرار دختران رفتار نابهنجار و غيرقانوني محسوب نميشود، دختراني كه به هر دليلي از خانههايشان فرار ميكنند، تحت حمايت بنيادهاي حمايتي دولتي و نيكوكاري در ميآيند و به مكانهايي امن زيرنظر روانكاوان و متخصصان حمايت از زنان منتقل ميشوند.
اما در ايران بهخاطر جرم بودن اين موضوع، دختران فراري كه جايي براي پناه بردن ندارند، در اكثر موارد به افرادي متوسل ميشوند كه در اكثر اين موارد، مورد تجاوز قرار ميگيرند و نهايتا، جذب باندهاي فساد داخلي و خارجي ميشوند. با اين شرايط، در صورت دستگيري اين دختران در بعضي موارد، به زندان افتاده و در مواردي هم توسط مقامات قضايي به خانوادههايشان برگردانده ميشوند.
براساس آمارهاي موجود، تعداد اين دختران در مدت 4 ماه در پايانههاي شهر تهران 6156 كودك و نوجوان فرار عنوان شده است. آمار ارايه شده توسط دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي در سه ماه نخست سال 1380، 65 دختر فراري و 219 زن آسيب ديده بود. اجمالاً دختر فراري به دختران نوجوان و جواني اطلاق ميشود كه به دليل عدم وجود اوقات فراغت و تفريحات سالم و فريب ظاهر شهرها، به اميد تشكيل يك زندگي بهتر از محل زندگي و خانواده خود فرار كرده و به شهرهاي بزرگ پناه ميآورند. پديده دختران فراري، در تهران و شهرستانها رو به افزايش چشمگير است. اين معضل اجتماعي بهويژه در شهرهاي بزرگ به طرز چشمگيري خودنمايي ميكند.
آثار و پيامدهاي فرار از خانه
فرار دختران از منزل در وهله اول، باعث نگراني خانوادههاي ميشود و تبعات منفي آن، سوء تاثير بسيار نامطلوبي بر محيط خانواده ميگذارد كه معمولاً يا به سختي جبران ميشود يا هرگز قابل جبران نخواهد بود. اين تاثيرات ميتواند در قالب بيماريهاي روحي و رواني بروز نمايد. با توجه به جامعه اسلامي و فرهنگ حاكم بر جامعه و خانوادههاي مذهبي، فرار از خانه، خانوادهها را دچار شوك ميكند كه هيچ چيز ديگري نميتواند چنان ضربهاي مهلك به خانواده وارد و آن را دچار فروپاشي كند، بهويژه فردي كه از خانه فرار كرده، دختر باشد.
علاوه بر خانواده، كه همهچيز خود را بردبار رفته ميبيند، آبرو و حيثيت، غرور و همه آن چيزي را كه به سختي و مشقت در طول زندگي به دست آورده بودند، و همه اميد و آرزوهايشان كه در خوشبختي فرزندان خلاصه ميشد، اكنون با نااميدي و فنا شدن روبهروست. دختر نيز اگر بيشتر از خانواده دچار آشفتگي روحي و رواني نشود، كمتر از آن نخواهد بود. دختري كه طي چند شب و روز در محيط بيرون از خانه بوده و احياناً مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته، ديگر روي برگشت به خانه را نخواهد داشت. در اين صورت، همهچيز را تمام شده ميداند.
در بررسي انجام شده درباره دختران آسيب ديده اجتماعي مشخص شد كه آنها درباره كاركرد اعضاي بدن خود بياطلاعند. اين ناداني درباره كاركرد اعضاي بدن موجب بالا رفتن آسيبپذيري دختران در دوران بلوغ شده است. شيوه آسيب ديدگي جنسي، بارداري ناخواسته، بيمبالاتي جنسي و سقط جنين، پيامدهاي چنين وضع ناگواري است. به گفته مديركل دفتر آسيبهاي اجتماعي در ايران حدود 80 درصد دختران در 24 ساعت اول بعد از فرار مورد تجاوز جنسي قرار گرفتهاند.
فرار دختران از منزل، كه به عنوان آسيب اجتماعي محسوب ميشود، اقدامات جدي و اساسي براي رفع آن در جامعه ضروري است. از حيث تاثير آن و به جهت اينكه اين جرم، خود علت ارتكاب ساير جرايم است، از اهميت خاصي برخوردار است. از طرف ديگر، جامعه دختر فراري را به عنوان سمبل و مظهر فساد اخلاقي و تباهي ميشناسد.
همين ديدگاه، امكان هرگونه اصلاح يا تغيير اوضاع را مشكل ميكند. اگر بخواهيم نابسامانيهاي اخلاقي و اجتماعي را تنها از راه اعمال قانون، امر و نهي، تنبيه و مجازات برطرف كنيم، خواه ناخواه، انحراف و بزهكاري روز افزون و كنترلناپذير جلوه خواهد كرد.
* جامعهشناس و محقق آسيبهاي اجتماعي
| < قبلی | بعدی > |
|---|





