تاريخ نتيجه برخورد عقايد و انديشهها است
| جامعه |
امانالله قراييمقدم:زماني كه افراد يك جامعه نتوانند عقايد خود را آزادانه ابراز كنند و به اصطلاح آنچه را كه مكنونات قلبيشان است عنوان كنند باعث ميشود افراد به درونگرايي و نوعي خلسه دچار شده به و عرفانهاي مختلف رو آورند كه در تاريخ ايران سابقه قديمي دارد. از عياران، و آنها كه در دوره ابن سينا بودند ميتوان به عنوان گروههاي اينچنيني نام برد. حتي در برخي از خانقاهها و رباطهايي كه در گذشته وجود داشت افراد به انواع مختلف درونگرايي و عرفانها و طرز تفكر خاص و مكتب خاص رو ميآورند.
چون جامعه ما هم جامعهاي است كه در آن جوانان اكثرا تحصيلكرده هستند افراد سعي ميكنند در جايي جمع شوند و حرف بزنند اين موضوع قبل از انقلاب هم وجود داشت و بيشتر در كافه و قهوهخانهها نشسته و به بحث ميپرداختند و تبادل نظر ميكردند. آنها مكتبهاي خاص عرفاني را بيان ميكردند و در بين آنها عقايد جديدي هم ابراز ميشد. اينگونه رفتارها و بيان عقيدهها تنها منحصر به كشور ما نيست كشورهاي مختلف جهان همه تجربهاي از وجود عقايد تازه در زمينههاي مختلف داشتهاند
بيشتر صاحبان مكتب فكري از همين مراكز بيرون آمدهاند و جايي كه افراد جوان براي بحث جمع ميشدند و ديدگاه خود را بيان ميكردند از جمله عقايدي از سوي ماركس گروههاي ديگر در اروپا به وجودآمد اين عقايد بارور شد و به ايده تازهاي مبدل شد. به نظر نگارنده اين عقايد بد نيستند چراكه حاكي از آزادانديشي و پلوراليسم فكري، چندگانگي فكري ديالكتيك فكري و برخورد افكار بهويژه در بين جوانان است كه ايدههاي نو و خلاقيت خاصي دارند در نتيجه خلاف يك بعدي نگري و دگماتيك است كه ايدههاي اينچنيني در جامعه مورد بحث و تبادل نظر قرار نگيرد.
اين نوع افكار، انديشههاي تازه را متبلور ميكند و اين حاكي از رشد و توسعه فكري و اجتماعي و فرهنگي و سياسي يك جامعه است. وجود اين افكار و عرفانها مناسب است و جوانان ميخواهند از قيد و بندهاي فكري خود را برهانند و طرحي نو دراندازند. بنابراين به مكاتب فكري رو آورده و التقاط فكري به وجود ميآورند. مجاب شدن و مجاب كردن از ويژگيهاي اصلي اين افكار است و نوعي ديالكتيك و پذيرفتن تضاد فكري اين نوع افكار و عقايد ميتواند در نوآوري و خلاقيت جامعه جوان اثرگذار باشد.
افكار و عقايدي كه اصطلاحا با عنوان عرفانهاي كاذب شناخته ميشوند از دو ديدگاه بايد مورد بررسي قرار بگيرند از ديد سنتگراها اين افكار خطرناك است و افراد سنتي حاضر نيستند عقايد و افكار و عرفانهاي تازه را حتي بشنوند چون ميترسند و ترس دارند از اينكه اين انديشه در درون جامعه رواج يابد اما از ديد نوگراها و راديكالها و انقلابيون اين مسئله موضوعي خوب است در تاريخ عقايد نو و ايدههاي تازه همواره در جامعه سنتي با برخورد و واكنشهاي بزرگاني همراه بوده است وقتي عقايد جديد اسلامي مطرح شد يك انديشه نو و حرف تازهاي بود كه آن زمان توسط بني لهب و اقوام ديگر در زمانهاي ديگر مورد مخالفت قرار گرفت.
كساني كه هنوز در دوران عرب جاهلي بودند و عقايد سقراط، گاندي و ديگران همه در جامعه سنتي بد است و از راه به در شده ناميده ميشدند و كار آنها كفرآميز و بد شناخته ميشود اما از نظر جامعه نوگراها اين نوع افكار و برخورد عقايد خوب است و بايد برخورد افكار و عرفانهاي مختلف در جامعه وجود داشته باشد و اين افكار محك زده شده و شنيده و گفته ميشود بنابراين ميتواند موجب توسعه و پيشرفت شود اگر عدهاي از اين افكار سوءاستفاده كرده و به فريب جوانان بپردازند و آنها را گول زنند يا بهرهبرداري سياسي بيخود كنند،
در اينجا ممكن است مضر باشد در غير اين صورت وجود افكار و عرفانهاي مختلف لازمه رشد فكري يك جامعه است تا بتوان به مقايسه و بررسي آنها پرداخت و گامي در جهت شناخت انواع افكار و عقايد برداشت اما اگر اين افكار باعث شود جامعه به راه كج رفته و به كشور خيانت كنند و در خدمت كشورهاي ديگر قرار بگيرند ملت و مملكت را بفروشند مثل تودهايها و گروههاي چپ، ملت را فراموش كنند، ارزشهاي ملي و ميهني را به حراج گذارند، تمسخر كنند و به سمت خودباختگي فرهنگي روند مضر است.
اما گاندي نوآورياش مفيد بود. عرفانهايي بد است كه در خدمت بيگانهها باشد فراماسونر را تقويت كند گروههاي خاص غربزده و شرق زده را بررس كند و به سمت غرب باشد اين در نتيجه ميتواند مضر باشد و گرنه عقيد نو اگر درخدمت جامعه باشد مناسب است بايد در درون جامعه اين بحثها و گفتوگوها زده شود اين را ميگوييم پلوراليسم و چندگانگي افكار، اين چندگانگي به تعادلي ميرسد. تا جامعه اين راه را طي نكند به دموكراسي نميرسد.
چنانكه در يمن و مصر و بحرين و سوريه ميبينيم چراكه در گذشته افراد جامعه به بحث و تبادل نظر نرسيدند مصر تا اين زمان جز ديكتاتوري چيزي نديده و تبادل فكري در آن وجود نداشته است اما حالا كه ميخواهد به دموكراسي برسد تبادل و بحث در آن افزايش پيدا كرده است اگر جامعه بتواند در مسيري برود كه بحث و تبادل نظر در زمينههاي مختلف از جمله بحث درباره عرفانهاي مختلف در آن وجود داشته باشد ميتواند مسير تكامل را در توسعه فرهنگي پيش ببرد. جامعه شناس امريكايي به نام كرت لوين در MIT تحقيقي انجام داد و در نتيجه آن مشخص شد كه گروههايي كه ميخواهند از استبداد به سمت دموكراسي پيش روند خشونت در بين آنها بالا ميرود كه در جوامع امروزي دنيا كاملا مشهود است.
اين برخورد افكار و عرفانهاي مختلف، تاثيراتي به دنبال دارد كه بهويژه در جوامع استبدادي جامعه را به سمت دموكراسي ميرساند. ماركس معتقد است تاريخ، نبرد انديشهها و افكار است و ديالكتيك هگل هم اين را ميرساند كه انديشهها بايد برخورد كند تا به تعادل برسند. از لحاظ جامعهشناسي افكار و عقايد نو مفيد است در صورتيكه نقش كاذبي در جامعه نداشته باشد و در خدمت بيگانه نباشد انديشههاي پوسيده و منحط سوسياليستي و كمونيستي نهيليستي و پوچگرايي رونق ندهند و گرنه ميتوانند بسيار مفيد باشند.
* جامعهشناس و استاد دانشگاه
| < قبلی | بعدی > |
|---|




