روياي شيرين كودكي در ناگهان بزرگي گم ميشود
| جامعه |
هلهلههاي شادي كه دور و برش را پر كردهاند براي او آهنگ عزا است. نميداند واقعا چه در انتظارش است. اما ميداند هر چند بسيار زود، اما ديگر روزهاي شاد كودكي به پايان رسيده است. ميداند ديگر نميتواند سرخوشانه به بازيهاي همسالانش بپيوندد. از امشب ديگر دختر بيمسئوليت ديروزي نيست. از حالا به بعد ديگر زن خانه است و بايد بار مسئوليتهاي سنگيني را به دوش بكشد.
|رويا كاكاوند|
ازدواج زودهنگام كودكان 45 درصد رشد كرده است
مسئوليتهايي كه حتي روحش هم از آن خبر ندارد. دلش براي عروسك پارچه ايش تنگ شده. همه ميخندند و پايكوبي ميكندد. خنده از لبان مردي كه بغل دستش نشاندهاند نميافتد و اشك از چشمان او پاك نميشود. دستهايش را حنا بستهاند و صورتش را براي نخستين بار بزك كردهاند. لباس سنگين عروسي كلافهاش كرده و تنها آرزو ميكند اين لحظات سخت هرچه زودتر تمام شود بيآنكه بداند شايد بدترين شب زندگي پيش رويش است.
شبي تلخي كه تلخيش تا آخرين روز زندگي از كامش پاك نخواهد شد. سرانجام شاديها پايان مي يابد و هنگام دست به دست دادن عروس 10 ساله و دامادي است كه بهراحتي ميتواند جاي پدرش باشد. پدر عروس پيش ميآيد تا دست دختر خردسالش را در دست داماد بگذارد كه عروس، دخترش به پاهايش ميآويزد و التماس ميكند به خانه بازگردد. اما پدر تنها با شتاب دستهاي دختر را از خود دور ميكند و ميرود.
از فردا همه تلخيها و حسرتها شروع ميشود. حسرت بچههایی كه تا ديروز همبازيش بودند و حالا بياو به جست و خيز و بازي مشغولند. حسرت همسالاني كه بياو در مدرسه درس و ميخوانند و هر روز بيش از او دانستههايش فاصله ميگيرند. حسرت شبهاي امن خانه مادري. تلخي مردي كه از او جز وظايف زناشويي و رفت و روب خانه هيچ نميخواهد و در حالي كه پيكر كوچك و ضعيفش از پس بسياري كارها بر نميآيد از او توقع دارد براي او و ميهمانان رنگ وارنگش سفرههاي كدبانوي خانه را پهن كند.
در اين ميان تنها دلگرمياش عروسك پارچهاي است كه مادر پنهاني ميان رختخوابهاي جهاز برايش به خانه شوهر فرستاده و سنگهاي كوچكي كه در نبود مرد خانه با آنها يك قل دو قل بازي ميكند. براي او همهچيز عقده ميشود تا كي و كجا سر باز كند و از ميان صفحه حوادث كدام روزنامه سر برآرد.
اين داستان دردآور را شايد برخي از ما از زبان مادربزرگ هايمان شنيده باشيم و باور نكنيم حالا هم دور و برمان پر از همين داستانها است. شايد براي بسياري باورش سخت باشد در جامعهاي كه معضل بزرگش شده بالا رفتن سن ازدواج جوانان هنوز خيليها معتقدند بايد دختر را زودتر شوهر داد تا دردسر نشود. آما آمار از حقايق تلخي پرده بر ميدارد.
ازدواج دختران خردسال از نگاه آمار
روز گذشته فرشيد يزداني، عضو انجمن دفاع از حقوق كودكان اعلام كرد: آمار ازدواج دختران زير 15 سال در خلال سالهاي 85 تا 88 نسبت به آمار كل ازدواجها افزايش 45 درصدي داشته است. به گفته وي: در سال 85، 33هزار و 383 دختر زير 15 سال ازدواج كردهاند كه اين رقم در سال 86 به 35هزار و 931 مورد، در سال 87 به 37 هزار و 996 مورد و در سال گذشته به 43 هزار و 459 مورد رسيده است. يزداني همچنين درباره ازدواج دختران زير 10 سال ميگويد: در سال 88، 449 دختر زير 10 سال در كل كشور ازدواج كردهاند كه اين رقم در سال گذشته به 716 مورد افزايش يافته است.
عامل فرهنگي پشتيبان عامل اقتصادي
حسين باهر، رفتار شناس درباره علل اصلي اين ناهنجاري اجتماعي ميگويد: نياز مبرم اقتصادي و تورم و گراني كه هر روز زندگي را براي مردم سختتر ميكند موجب ميشود كه برخي از خانوادههایی كه با مشكلات معيشتي زيادي مواجهند سعي كنند هر چه زودتر دخترانشان را شوهر دهند تا به اين شكل به قولي يك نانخور از سر سفره كم شود. اين افراد معمولا علاوه بر فقر اقتصادي دچار ضعف اعتقادي هم هستند چرا كه فكر ميكنند روزي رسان آن كودك هستند درست مانند دوران جاهليت عرب كه به همین دليل دخترانشان را زنده به گور ميكردند تا اينكه آيه آمد: بچه هايتان را از ترس روزي نكشيد چرا كه ما روزي آنها را ميرسانيم همانگونه كه روزي شما را ميدهيم.
وي همچنين به مشكل فرهنگي موجود در اين زمينه اشاره كرد و گفت: پايين بودن سطح فرهنگي خانواده نيز در اين زمينه بسيار موثر است. هنوز برخي از خانوادهها بر اساس سنت گذشته معتقدند دختر بايد در خانه شوهر به بلوغ برسد و اين را مستحب ميدانند. از طرف ديگر تغيير در نوع تغذيه و مصرف بيشتر فست فودها و مسائل ديگر موجب شده دختران زودتر از پيش به بلوغ جسمي برسند و زودتر در معرض خطراتي مانند تجاوز و فساد قرار گيرند در نتيجه خانوادهها سعي ميكنند به قولي هرچه سريعتر دختر را از ريش خود باز كنند و مسئوليت نگهداري وي را به كس ديگري بسپارند.
امانالله قرايي مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در اين مورد ميگويد: علت اصلي ازدواجهاي پيش رس عامل اقتصادي است. اما اين عامل به تنهايي كافي نيست. چه بسا خانودههايي كه در فقر اقتصادي به سر ميبرند اما به دليل غناي فرهنگي از اين كار دوري ميجويند. در واقع فقر اقتصادي عامل بسيار مهمي است كه توسط عامل بسيار مهم ديگري به نام فقر فرهنگي پشتيباني ميشود. اين عامل حتي در مقابل آموزشهایي كه به طورمداوم از رسانه هاي مختلفي مانند تلويزيون، سينما، روزنامهها و... ارايه ميشود نيز مقاومت ميكند بهويژه كه به لحاظ سنتي در دين نيز ازدواج زودهنگام دختران توصيه شده است.
وي درباره صدماتي كه اين نوع ازدواجها ميتوانند براي دختر به همراه داشته باشند گفت: آسيبهاي شديد جسمي و جنسي يكي از آسيبهايي است كه اين نوع ازدواجها براي دختران خردسال به همراه دارد. افزايش طلاقهاي زودهنگام و احتمال بالاي خودكشي كه در برخي استانهاي كشور مانند ايلام، كرمانشاه و استانهاي جنوبي بسيار ديده ميشود، بخش ديگري از آسيبها يي است كه اين دختران را تهديد ميكند. باهر نيز درباره عوارض ازدواجهاي زودهنگام ميگويد:
دختراني كه در كودكي ازدواج ميكنند بسيار محتمل است كه هنگامي كه بزرگتر شدند و با حقوق خود آشنا شدند خواهان طلاق شوند يا حتي به جبران تمام آنچه از دست دادهاند به سمت فساد بروند. زن ستيزي نيز يكي ديگر از مشكلاتي است كه اين كودكان با آن مواجهند چرا كه بسياري از آنها از سوي همسراني كه بسيار بزرگتر از آنها هستند مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






