دست رمالها در جيب خرافاتيها
| جامعه |
«برات روزهاي سختي رو پيشبيني ميكنم، گره و مشكلي بزرگ به كارت افتاده كه چارهاش صبر و حوصله است». اينها را پير زن به زن جواني كه مقابلش روي يك صندلي چوبي قديمي نشسته است، ميگويد. قبلا براي يافتن يكي از اين افراد بايد راهي پاركها و حاشيه بازارها ميشدي، اما حالا ديگر آنها در خيابان نميگردند، رخت و لباس كوليها را به تن ندارند و براي كفبيني التماس نميكنند، آنها كارت ويزيت چاپ كرده و بيشترشان خيلي سخت نوبت ميدهند، منشي و اتاقي مانند مطب يك پزشك دارند. براي رفتن پيششان بايد يك نفر از قبل تو را معرفي كرده باشد.
| رضا صالحي پژوه|
بازار رمل و اسطرلاب داغ است
وقتي به تو اعتماد كردند ابتدا كمي از آينده خبر ميدهند، ميگويند تا چهار وعده ديگر چه اتفاقي قرار است بيفتد. ميگويند عقرب براي ماه با قمر قرين است و بهتر است فلان كار را نكنيد يا مشتري با ماه قرين است و بايد همان كار را بكنيد. آنها به شما ميگويند خطوط كف دستتان به هم نزديك است و همسرتان شما را دوست دارد يا توي فنجان شما يك جغد ديدهاند و قرار است خبر بدي بشنويد.
آنها شما را به ديدار رفتگانتان ميبرند و رفتگانتان را به ديدار شما ميآورند. آنها پرده را تكان و نعلبكي را روي مقوا حركت ميدهند. آنها گاهي شما را شاد و گاهي ناراحت ميكنند، اما براي اين شادي يا ناراحتي دستمزدي يكسان طلب مينمايند. برايشان مهم نيست مشتريهايشان به چه اسمي صدايشان ميزنند، فالگير، رمال، جن گير يا پيشگو، اما برايشان مهم است كه به كارشان ايمان بياوريد و قبولشان داشته باشيد، تبليغشان را كنيد و مشتري برايشان جمع كنيد.
اما فالگيري، رمالي، جنگيري و پيشگويي مطابق قانون جرم است. به گفته محمد رضا حبيبي، كارشناس حقوقي و دادستان عمومي و انقلاب اصفهان مطابق قانون مصوب سال ۱۳۲۴ هرگونه اقدام به رمالي، جنگيري و فالگيري جرم محسوب ميشود و مطابق بند ۱۸ ماده ۳ آيين نامه همين قانون، فرد يا افرادي كه از طريق رمالي و پيشگويي در منزل يا مغازه اقدام به فريب مردم كنند و اين كار را به عنوان كسب و پيشه خود قرار دهند مرتكب جرم شده و قانون براي اين افراد مجازات حبس و جزاي نقدي را پيشبيني كرده است. اگر اين افراد با فالگيري و رمالي مرتكب كلاهبرداري شوند علاوه بر مجازات ذكر شده، به عنوان كلاهبرداري نيز تحت تعقيب قضايي قرار ميگيرند.
حبيبي ميگويد: تاكنون تعدادي از افراد فالگير و رمال كه با عنوان پيشگويي مبادرت به كلاهبرداري از مردم ميكردند، شناسايي و دستگير شدهاند و قوه قضاييه نيز با اينگونه افراد بهشدت برخورد ميكند. اما آنها به اين كارها كاري ندارند، بيشتر برايشان مشتريهاي قديمي و بعضا آنهايي كه قديميها به تازگي معرفي كردهاند مهم است. خيلي از مشتريان اين افراد نيز ميگويند: فالگير ما با ديگران متفاوت است، ميگويند: اين يكي مطلب خوبي ميداند، خوب پيشگويي ميكند و خيلي از حرفهايش درست از آب در ميآيد، اما وقتي خلاف آن ثابت شد ميخواهند تلافي نو و كهنه را در دل آنها در بياورند.
فالگيرها شفا هم ميدهند
مينا سه سال پيش سراغ شخصي رفت كه ادعا ميكرد بيماران را شفا ميدهد. اين شخص ابتدا مينا را ترسانده و بعد باور وي را جلب كرده بود. مينا تجربهاش را چنين بازگو ميكند: به او گفتم چشمهايم ضعيف است. انگشتهايش را يكهو به سمت چشمهايم آورد و صداي عجيبي از خود در آورد. ترسيدم و به عقب پرت شدم. سپس مرا روي زمين خواباند و دستهايش را روي چشمهايم فشار داد و شروع كرد به صداهاي عجيب در آوردن. وقتي چشمهايم را باز كردم در اثر فشار دست او اجسام را با رنگ ديگري ميديدم. در اين لحظه فرياد زدم شفا گرفتم! او ناگهان فرياد زد لباسهاي او را بكنيد! و تمام زناني كه در اطراف ما بودند لباسهاي من را در يك حمله ناگهاني تكه تكه كردند و به عنوان تبرك براي شفا نگه داشتند.
مينا سه سال پيش مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به زني كه ادعاي شفادهي كرده، داده بود. او پس از مراجعه به خانه متوجه شده بود چشمش جز دردناك شدن تغيير ديگري نكرده و فريب بزرگي خورده است. اما موفق نشده بود پول خود را پس بگيرد. مينا درباره مراجعهاش به اين فرد ميگويد: چيزهاي خيلي خوبي درباره او شنيده بودم و وقتي ديدمش احساس كردم چهرهاي روحاني دارد. فكر نميكردم آدم كلاهبرداري باشد و بر اين گمان بودم كه قدرتهاي ماورايي دارد. بيشتر افرادي كه به فالگيرها و افرادي از اين دست مراجعه ميكنند، به قدرت ماورايي آنها اعتقاد دارند، اما اين مراجعهها و اين اعتقادات دلايل زياد ديگري نيز دارد.
نا اميدي مردم، اميد رمالها
رابعه موحد، روانشناس، دليل اصلي مراجعه افراد به فالگير و رمال را پيدا كردن انگيزه جديد براي ادامه حيات ميداند. وي معتقد است زندگي يك مبارزه بدون وقفه بوده و تنها چيزي كه ما را در اين مبارزه ياري ميكند حس اميد و انگيزه است. وقتي كه انگيزه و اميد ما به دلايل مختلف مثلا زيادي مشكلات و خستگي از بين ميرود ناخودآگاه به سراغ كسب مجدد انگيزه ميرويم. موحد تاكيد دارد: راهي كه هر كس براي كسب دوباره انگيزه طي ميكند بسته به شخصيت و شرايط او متفاوت است.
او ادامه ميدهد: ممكن است فردي براي پر كردن خلأ نااميدي و بيانگيزگي سراغ مواد مخدر، قرص اعصاب يا ورزش برود. عدهاي هم ممكن است به سراغ انواع فالها و جلسات احضار روح و غيره بروند. به گفته موحد تمايل به شركت در چنين جلساتي بيشتر بين جوانها و زنها رواج دارد. دليل اين امر هم زياد بودن مشكلات اين دو قشر است. افرادي كه خانوادهای ناآرام و از هم پاشيده دارند بهخاطر داشتن مشكلات متعدد، بيشتر طالب فال و پيشگويي هستند.
موحد معتقد است افرادي به سراغ فالگيرها و رمالها ميروند كه سر خورده و عاجز از حل مشكلات خود هستند و اين مسئله بيشتر در جوامع سرخورده و عقب مانده ديده ميشود. وقتي اين افراد به روان شناس مراجعه ميكنند، روان شناس به آنها خواهد گفت خودشان مسئول نجات خود هستند و بايدها و نبايدها را به آنها گوشزد ميكند. اما فالگير به خودشان وعدههايي شيرين ميدهد و آنها را متوجه مسئوليت خود نميكند.
طبعا افرادي كه عاجز از حل مشكلات خود هستند فالگير را به مشاور و روان شناس ترجيح ميدهند و اين مسئله باعث ميشود خانههاي فالگيرها از مراكز مشاوره شلوغتر باشد. به گفته اين روان شناس افراد بعد از مراجعه به فالگيرها و رمالها بسته به شخصيتشان با اين وضع مواجه ميشوند، يا معتاد ميشوند و ديگر اين جلسات را ترك نميكنند، يا پس از عملي نشدن وعدههاي فالگير سرخورده ميشوند و ديگر سراغ فال نميروند. هر دو وضع و حال روحي فرد را بدتر ميكند.
حال براي جلوگيري از اين اعتياد و سرخوردگي چه بايد كرد؟ آيا بايد درصدد كشف نيروهاي دروني برآمد؟ موحد اين دست راهحلها را شعار گونه توصيف ميكند و ميگويد: اين زندگي واقعي ماست كه به ما ميگويد چه كنيم و زندگي واقعي گاهي آنقدر سخت ميشود كه ما نميتوانيم درصدد كشف نيروهاي دروني خود برآييم. راهحل اجتماعي اين مسئله آن است كه در جامعه كانونهايي براي رسيدگي به مشكلات افراد وجود داشته باشد.
اگر براي شنيدن اين مشكلات و حل آنها گوش شنوايي و دست توانايي وجود داشته باشد، كمتر كسي به سراغ فالگير ميرود. البته راهحل ديگري نيز به نظر ميرسد كه آن تكيه بر ريسمان الهي است. غلامعلي مهدي، استاد حوزه و كارشناس مسائل مذهبي بر اين اعتقاد است كه غير از خداوند كسي از فرداي انسانها خبر ندارد و عنوان ميدارد: بايد اين نكته را به خوبي درك و به خود و ديگران گوشزد كنيم، چرا كه هيچ كس نميتواند بگويد تا چه زماني زنده خواهيم ماند و كيفيت زندگي ما چگونه خواهد بود.
او ميافزايد: كسي نميتواند بگويد صلاح كار ما چيست و فردا چه كاري بايد يا نبايد كرد. در قرآن آمده كه سرنوشت هيچ كس را جز خود او كسي نميتواند تغيير دهد. اگر انسانها به خود باوري برسند ديگر فال را باور نخواهند كرد. به نظر ميرسد در حال حاضر آخرين پيشنهاد براي جلوگيري از اين موضوع، تكيه به اعتقادات مذهبي و باور اينكه قدرت و علم مطلق مختص خداست، بهترين راهحل باشد. اين باور ميتواند همان انگيزه از دست رفته را بارها قويتر از صحبتهاي هر فالگيري به انسان بازگرداند بيآنكه چشمداشتي هم به محتويات جيب انسانها داشته باشد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






