جذب بازيكن خارجي بيكيفيت سرمايهسوزي است
| ورزش |
بيژن ذوالفقارنسب:در خيلي از كشورهاي آسيايي، آفريقايي، اروپايي و كشورهايي كه به فكر توسعه فوتبال و حرفهاي كردن آن هستند، يكي از راههاي رسيدن به اين هدف، استفاده از بازيكنان و مربيان غير بومي است. به عنوان نمونه وقتي فوتبال ژاپن به صورت حرفهاي درآمد، تيمهايشان تعداد زيادي از بازيكنان تقريبا پا به سن گذاشته و ستارههاي فوتبال دنيا را به ژاپن بردند و پولهاي خوبي هم به آنها دادند. بازيكنان و مربياني مانند زيكو در همان دوره به ژاپن رفتند. اين بازيكنان چندين سال در ژاپن بازي كردند و از نظر فني، فكري و اخلاق حرفهاي فوتبال ژاپن را ارتقا دادند.
در سوي ديگر و در طول سالهاي گذشته بازيكنان ضعيفي به كشور ما آمدند. اين بازيكنان نسبت به بازيكنان ايراني از كيفيت بالاتري برخوردار نيستند و در واقع در ليگ ما تجربه بازي حرفهاي را كسب ميكنند. متاسفانه برخي باشگاهها هم بنا به توصيه آژانسهاي ضعيف، پولهاي هنگفتي را به اين بازيكنان ميدهند. در ميان بازيكنان خارجي ليگ ايران، چند بازيكن خوب هم حضور داشتهاند ولي در مجموع اعتقاد دارم طي 10سال اخير نزديك به 80درصد بازيكنان خارجي اثر مثبتي در فوتبال ما نگذاشتهاند.
در اين بين عمادرضا و ابراهيم توره بازيكنان خوبي بودند. همچنين ادينيو با حضور و درخشش در مس شكوفا شد اما بازيكنان اروپايي خوبي به ايران نيامدهاند. در مجموع بازيكني را كه حضورش خيلي تاثيرگذار بوده باشد در خاطر ندارم جز آرمناك پطروسيان كه مدت زيادي در سپاهان بازي كرد. به هر حال آنچه مهم است اينكه فوتباليستهايي كه به ايران ميآيند تا مدتها به دليل نداشتن مترجم و عدم آشنايي با زبان فارسي نميتوانند ارتباط خوبي با ساير بازيكنان برقرار كنند.
بازيكنان خارجي كه به ايران ميآيند بايد داراي ملاكهاي مشخصي باشند، به عنوان مثال مليپوش بودن يا بازي كردن در ليگهاي دسته اول كشور مبدا ميتواند ملاكهاي مناسبي براي تعيين كيفيت بازيكنان خارجي باشد. من فكر ميكنم باشگاههاي ما زود قانع ميشوند و در تنگناها بازيكن خارجي استخدام ميكنند. مثلا تيمها در آستانه شروع فصل به دلالها مراجعه ميكنند و دلالها هم به جاي معرفي بازيكنان خوب و حرفهاي، عكس و فيلم آنها را ميآورند يا افراد ديگري را به جاي بازيكنان خوب به باشگاهها معرفي ميكنند؛
مانند نمونهاي كه امسال براي مس سرچشمه رخ داد و بازيكني به نام كالينز جان را به جاي جان كالينز اسكاتلندي به اين تيم قالب كردند. چرا بايد بازيكني مثل ممدوتال به ايران بيايد در حالي كه در ايران حداقل 100مدافع مياني مانند او وجود دارد كه در ليگهاي يك، دو و سه بازي ميكنند؟ اين بازيكن با آمدنش به ايران هم يك سهميه بازيكن خارجي پرسپوليس را پر كرد و هم چيزي به اين تيم اضافه نكرد.
اين كار بيشتر به يك سرمايهسوزي شبيه است. براي جلوگيري از اين مسئله بايد قوانيني وضع شود كه مثلا بازيكنان آسيايي و آفريقايي بايد حتما عضو تيم ملي بزرگسالان كشورشان باشند. متاسفانه قرارداد بازيكنان خارجي هم برخلاف ايرانيها طوري بسته ميشود كه اين بازيكنان با وجود كيفيت پايين و برخي بينظميها تمام پول خود را دريافت ميكنند ولي بازيكنان و مربيان ايراني سالها بايد به دنبال دريافت مطالبات خود بدوند. فدراسيون يا هيئتهاي فوتبال بايد با تشكيل يك كميته فني قرارداد همه بازيكنان را كنترل كنند. اين نهادها بايد در فصل نقل و انتقالات مرزبنديها را تعيين كنند. نظارت بر اين امور بسيار راحت است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|




