پيروزي پوتين با اعمال شاقه
| جهان |
بهرام امير احمديان:انتخابات رياستجمهوري روسيه، امروز (14 اسفند ماه) در حالي برگزار ميشود كه برنده اين رقابت از پيش مشخص است. پوتين كه از محبوبيت ميان مردم روسيه برخوردار است، مخالفاني نيز دارد. روسيه با يك مسئله بيروني و يك مسئله دروني مواجه است. حافظه نسل جديد خاطره حكومت قدرتمند پيشين را به ياد نميآورد. فضاي اجتماعي و سياسي در روسيه با فضاي مجازي جهان در ارتباط است و با امكانات گذشته نميتوان در زمان حاضر ترتيبات حكومتي را روا داشت.
حزب مطلقگرا و تماميتخواه روسيه كه همان حزب روسيه واحد است تمام امكانات سرمايهگذاري و اقتصادي را در دست دارد. در واقع سيستمي پايدار كه دسترسي به امكانات محدود و تنها در انحصار عدهاي خاص است، رانت را ايجاد ميكند و جامعه اين مسئله را بر نميتابد. پوتين از روسيه جامعهاي بسته و در رويارويي باغرب ساخته است و توان، بودجه و امكانات آن را ندارد كه اين ساختار را عوض كند. پوتين براي اين منظور نيازمند تكنولوژي غرب است بنابر اين هم ازطرف جوامع بينالمللي و هم از درون روسيه تحت فشار است.
پوتين نميتواند مانند دو دوره پيش بر روسيه حكومت كند. جوانان اين كشور معتقدند كه پس از 20 سال از فروپاشي شوروي سابق شخص مناسبي براي اداره كشور تربيت نشده است . بخشي از درآمد روسيه از صادرات مواد خام انرژي است و درآمد فروش 5 تا 10 ميليارد دلاری از فروش اسلحه درآمدي نيست كه روسيه بتواند روي آن حساب كند.
درست است كه پوتين دربخشهاي كمتر توسعه يافته واقع در جنوب غربي روسيه (قفقاز شمالي، بخشهاي آسيايي و...) هنوز داراي محبوبيت است ولي در شهرهاي بزرگي مانند مسكو و سنت پترز بورگ مخالفان فراواني دارد. بخشي از اين مخالفتها به دليل درآمد كم و توزيع نامناسب امكانات است كه مردم را با مشكلات فراواني روبهرو كرده است.
با وجود تمام مشكلاتي كه پوتين با آن روبهروست، به نظر ميرسد كه وي پيروز انتخابات رياستجمهوري باشدو انتخابات به دور دوم هم نكشد مگر اينكه در روسيه آشوبهايي مانند انقلابهاي مخملي اتفاق بيفتد. اما اين به آن معني نيست كه پيروزي پوتين يك پيروزي بيقيد و شرط است. پس از انتخابات، پوتين با مشكلات فراواني روبهرو خواهد بود، چرا كه دوره حضور وي در صحنه تمام شده است و بايد خود را از عرصه رقابت كنار بكشد. جامعه كنوني روسيه نسبت به سال 1999 كه پوتين بر سركار آمده بسيار متفاوت است.
ديگر نيازي نيست كه مردم به راديو و تلویزيون گوش كنند تا از آنچه كه در اطرافشان ميگذرد آگاه شوند. ديگر دولت نميتواند از اين طريق افكار عمومي را جهت دهي كند. در كشورهايي مانند كشورهاي شمال آفريقا، مردم از طريق اينترنت و فضاي مجازي آگاهي كسب كردهاند و شاهد تحولات فراواني در آن كشورها بودهايم.
حال در نظر بگيريد در كشوري مانند روسيه كه اكثر مردم آن تحصيلكرده هستند، از لحاظ ادبياتي و فرهنگي بسيار غني هستند و تاكنون چندين جايزه نوبل دريافت كرده اندچطور ميتوان مردم را از وسايل ارتباطي دور نگه داشت. با اين وجود احزاب در روسيه فعال نشدهاند و اين تنها به دليل فضاي بستهاي است كه پوتين در روسيه ايجاد كرده است. بايد درنظر داشت كه پوتين زحمات فراواني براي روسيه كشيده است ولي بهتر بود كه همچنان در پشت صحنه باقي بماند و خدمات خود را از اين طريق به كشور و مردمش ارايه دهد، در اين صورت حداقل نام نيكي از وي بر جاي ميماند.
پوتين ميتواند از طريق ساختارسازي جامعه مدني، تشكيل احزاب و تقسيم قدرت از اين تنگنا بيرون بيايد و تمام اينها نيازمند سرمايهگذاري غرب است. اما با وجود تشنج موجود در فضاي روسيه اين اتفاق نميافتد، حتي سرمايهگذاران داخلي هم جرات سرمايهگذاري در روسيه را ندارند و در خارج كشور سرمايهگذاري ميكنند. تمام سازمانها در روسيه دولتي است، اقتصاد هم دولتي است و فضاي روسيه يك فضاي بسته پليسي امنيتي است.
پوتين ميتواند با اعمال اصلاحات و تشكيل يك جامه مدني در روسيه بر مشكلات فائق آيد، اما او سياست زور و فشار را برگزيده است. از طرفي پس از انتخاب وي به عنوان رئيسجمهور ممكن است رويكرد روسيه نسبت به مسائل منطقه بهويژه بحران سوريه اندكي فرق كند. سوريه تنها پايگاه روسيه در درياي مديترانه است و جز آن هيچ پايگاهي و جايگاهي در دنيا ندارد.
بسيار بديهي است كه حوادث و مسئله سوريه براي روسيه مهم باشد، اما از آنجا كه سازمان ملل بشار اسد را به جنايت عليه بشريت محكوم كرده است، روسيه نميتواند ديگر از بشار اسد حمايت كند چرا كه ممكن است جايگاهش دچار تزلزل شود. همچنين روسيه در قطعنامه جديد عليه بشار اسد مشاركت كرده است. با وجود تمام مسائل و مشكلات بسيار بديهي است كه روسيه در جهت منافع خود درباره بحران سوريه گام بردارد.
* كارشناس مسائل روسيه
| < قبلی | بعدی > |
|---|







