اين روزها دلمان سخت تنگ است
| دفاع |
سید مسعود شجاعی طباطبایی:چقدر سخت است از عاشق نوشتن، چقدر سخت است از شهادت، شهيد، ياروحماسه ساز حرف زدن، اينها تمام مظاهري از دوران دفاع مقدساند كه بعضيها آن را دوره سپري شده مينامند!چقدر سخت است، نوشتن از شهيد بزرگ: «مرتضي آويني»، كسي كه ثابت كرد بساط حاكميت عشق هميشه برپاست، و بعد از مرصاد، بارها و بارها به ما يادآوري كرد كه همهچيز تمام نشده است، و با شهادت خود ثابت كرد كه انديشهاش چقدر صحيح و درست بوده است.
اما متاسفانه بودند كساني كه مدتها با اين شهيد همراه بودند، اما مفهوم همراهي را درنيافتند و در تاسفم كه بيماردل شدند و در دام اسارت نفس ظاهرپرست گرفتار شدند. مفهوم ولايت را كه شهيد آويني خود را ذوب در آن ميديد را درنيافتند و حتي در مقابله با آن به نوشتن شرم نامههايي روي آوردند كه دل عشاق ولايت را سخت به درد ميآورد و به گمان باطل با منطقي كه آبشخور دل دشمنان قسم خورده اين آب و خاك است، در بيراهه اي گام نهادند كه جز زوال راهي ندارد.
عزيز دلم، آقا مرتضي، اين روزها دلمان سخت تنگ است، بعضي وقتها احساس ميكنيم كه چقدر سخت است كه از قافله عشاق جا مانديم، چقدر زود گذشت هنگامه نبرد حق عليه باطل، وقتي كه طبل جهاد در راه خدا نواخته شد و دوران حكومت عشق آغاز شد، چطور از صف عشاق حقطلب به دور مانديم، به خدا قول ميدهيم كه هميشه همراه تو باشيم و دست از اين همراهي با تو، شهدا و رهبر بر نخواهيم داشت تا روز آخر فرا برسد و چه زيباست كه اين جدايي با وصال به عشق توام باشد و لا غير.
مهربانم، فداي روي گلگون شده از خون پاكت شوم، چه زيبا به ما فهماندي كه دوران جهاد، دوران حكومت عشق بود، و از خيل عظيم اهل دنيا، تنها عشاق بودند كه جانشان را عاشقانه فداي معشوق كردند. تو خود گفتي كه عاشقان اگر بارها و بارها جان گيرند، همچنان عزم شهادت دارند، از مرگ نميهراسند چون وصال حق را تنها در اين مفهوم جستوجو ميكنند. چه زيبا گفتي كه به درستي خدا جام بلا را جز بندگان صالحش به كسي نميبخشد.
جام بلا را جز اهل بلا نمييابد!شهيد عزيزم، آقا سيد، چه عجيب بود اين معركه و كارزارو اين آزمون بزرگ الهي، چگونه درنيافتند اهل دنيا اين مفهوم بزرگ را و در طولانيترين جنگ قرن بيستم همچون مارمولكهايي نالهكشان به هر سوراخي پناهنده شدند! ولي از اين در تعجبم كه عدهاي در اين كارزار حضور يافتند اما تنها به ظاهر آن بسنده كردند و از باطن حق دور شدند.
همچون كساني كه در جنگ صفين تا مرز شهادت نزديك شدند ولي در جلوي امام حسين(ع) ايستادند و قداره كشيدند. سيد شهيدم، ميدانم تنها عشاق هستند كه پيام امام را لبيك ميگويند و سرگشته از شوق حضور، به مقصد غيب ايمان راه مييابند و در مسير حيات ابدي گام مينهند، آنها در وجد وسرور آسماني و در شوق رسيدن به اوج حقانيت حق از خويشتن خويش جدا ميشوند تا به توفيق بزرگ شهادت نائل آيند.
شهدا با اين كارشان از دست نميروند بلكه به دست ميآيند. كاش باور كنيم اين شوق را... اما چه حيف كه امروز عدهاي عافيت طلب و شهرت جو به دنبال دستاوردهاي خيالي از اين غنيمت بزرگ جنگند، چه خيال باطل. و چه زيبا شهيد بزرگ آويني اين كلام را دريافت و گفت:« من از اين كلمه دستاورد بدم ميآيد، دستاورد كلمهاي است كه انسان امروز را فريب ميدهد.» اگر به دنبال حقيقت هستيم، بايد آن را در حضور بسيجيان ثابتقدم همراه ولايت معنا كنيم.
بايد شجاعت، توكل، عشق، و حاكميت جاودانه شهداي عاشق را رهاورد دفاع مقدس بدانيم، يادمان نرود در هنگامه دفاع مقدس نزديك به هشتاد كشور به شكل علني يا غير، در كنار صدام بودند، به نسل سوم بگوييم از نزديك به سي كشور دنيا اسير داشتيم، مقابلهاي كاملا نابرابر در تجاوزي آشكار تا جايي كه نهايتا دنيا نيز پي برد كه چه مظلوم بوديم و خوي تجاوزگر صدام در نمودي آشكار با حمله به كويت، حقيقت را در نهايت آشكار كرد.
اما تو گويي زمان و تاريخ تكرار شده است، دشمنان كوردل از تاريخ درس عبرت نگرفتند، و مذبوحانه بر طبل رسواي جنگي ديگر ميكوبند، اما چه باك، هنوز در نيافتهاند كه بسيجي عاشق است، آنها هنوز در نيافتهاند كه بسيجي عاشق در انتظار است، آنها نميدانند كه بساط عشق را دوباره برپا ميدارند، مگر ميشود مانع حضور عشق شد، آنها هنوز در نيافتهاند كه نميتوان جلوي عشاق از جان گذشته را گرفت.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








