نگاهي به نقش كنترلرهاي هوايي
| اقتصاد |
با پيشرفت صنعت هواپيمايي و برقراري ارتباطات راديويي مراقبين پرواز اطلاعات مفيد ديگري نظير اطلاعات جوي و فرودگاهي به خلبانان ميدادند و تا آن زمان اساس هواپيمايي بيشتر بر مبناي خلباني بود تا كار كنترل، تا اينكه بعد از برخورد دو هواپيما در ژوئن سال 1956 ميلادي در آسمان گرند كانيون امريكا نقشهاي ويژهاي توسط ايكائو به مراقبين پرواز واگذار شد
و مراقبت پرواز به كنترل ترافيك هوايي (Air Traffic Control) و امروزه با توجه به افزايش تعداد پروازها در فضا و زمان محدود به مديريت ترافيك هوايي (Air Traffic Management) مبدل شده است. مهمترين اهداف كنترلرهاي پرواز هدايت و جلوگيري از برخورد پروازها با يكديگر و با موانع و نيز تصحيح اشتباهات و خطاهاي پروازي از طريق صدور دستورالعملها و فرامين مناسب با توجه به شرايط مختلف پروازي،
جوي و فرودگاهي بوده و اساس كاركنترل برمبناي محاسبات ذهني و تصميمگيريهاي صحيح و بهموقع است. امروزه بهخاطر جايگاه و نقش حساس بينالمللي، اجتماعي، صرفهجويهاي اقتصادي در مصرف سوخت هواپيماها و نيز كاهش آلودگيهاي زيست محيطي، در سراسر دنيا به حرفه كنترل ترافيك هوايي بهطور خاص و ويژه نگاه شده و بيستم اكتبر هر سال به عنوان روز جهاني كنترلرهاي ترافيك هوايي در تقويم جهاني نام نهاده شده است.
گرچه در سالهاي نخستين و مياني عصر پرواز بيشتر سوانح هوايي به دليل مشكلات فني و تكنيكي بوده اما امروزه بر طبق اسناد ايكائو از هر چهار سانحه هوايي سه سانحه به دليل خطاي انساني رخ مي دهد كه ناشي از مشكلات پنهان شركتي و سازماني است. در اين ميان بيشترين ميزان اشتباهات مربوط به خلبانان و كمترين آن مربوط به كنترلرهاي ترافيك هوايي بوده كه آن هم ناشي از فرهنگ ايمني ضعيف و تصميمات ناكارآمد سازماني و شركتي نظير فشار بر خلبانان براي انجام پروازها در شرايط غير استاندارد، عدم آموزشهاي كافي و...
بوده كه بر عملكرد آنان اثر گذار گشته و نهايتا منجر به بروز سوانح هوايي شده است. لازم به ذكر است كه خطاهاي انساني در كنار ساير قابليتها جزو خصوصيات اجتنابناپذير بوده و صرفا نقش جرقه را ايفا كرده و فقط ميتوان با مديريت صحيح، آموزش، صرف هزينه و… ميزان آن را كاهش داد.
در بخش كنترل ترافيك هوايي هم اگر تاكنون همانند كشورهاي امريكايي و اروپايي برخوردي بين هواپيماها در آسمان و زمين يا ساير سوانح ناشي از اشتباه كنترلر در كشورمان صورت نگرفته، دليل آن صرفا بهخاطر از خودگذشتگي و تعهد كنترلرهاي ترافيك هوايي بوده است. در اين ميان نكته حائز اهميت اين است كه فاصله زماني بين مشكلات شركتي و سازماني تا بروز يك فاجعه هوايي ميتواند كوتاهمدت يا بلندمدت باشد.
براي مثال ديد مديريتي نسبت به سيستم بومي كنترل ترافيك هوايي كشور كه برخلاف كنترلرهاي ترافيك هوايي كشورهاي مجاور كه اكثرا از ساير مناطق دنيا بوده به هيچ عنوان قابل مقايسه با اين كشورها و ساير كشورهاي دنيا نبوده و نگاهها و تصميمات مستقيم و غير مستقيم اثرگذار
بر معيشت كنترلرهاي پرواز كشورمان از طرفي در تمركز، دقت، تصميمگيريها و عكسالعمل سريع آنها اثرگذار گشته كه ميتواند ايمني پروازها را مخصوصا در صورت بروز مشكل براي اين پروازها، بهشدت تحت تاثير قرار دهد و از طرف ديگر باعث گرايش كنترلرها از قسمتهاي عملياتي به قسمتهاي ستادي و نيز عدم استقبال دانشآموزان تيز هوش براي انتخاب اين رشته در كنكور سراسري شده است.
لذا ارتقاي ايمني هوايي بيش از آنكه نياز به هواپيماهاي جديد يا استفاده از سيستمهاي پيشرفته نظارتي و ارتباطي داشته باشد نيازمند تغيير نگرشها و اقدامات سريع و فوري مسئولان و نمايندگان ملت در توجه به نقش اساسي عوامل انساني كنترلرهاي ترافيك هوايي به عنوان آخرين سد دفاعي در برابر مشكلات سازماني است.
* عضو جامعه متخصصان مراقبت پرواز ايران
| < قبلی | بعدی > |
|---|






نظرات
لینک RSS این نظر