هيچكس به قصد معتاد شدن به سمت مواد مخدر نمی رود
| جامعه |
تقريبا هيچكس را سراغ ندارم كه به قصد معتاد شدن به سمت مواد مخدر رفته باشد و اعتقاد دارم با يك بار مصرف كسي معتاد نميشود و همه معتادان فريب همان چند جلسه روزهاي اول خوش گذراني را ميخورند. البته دوران استفاده تفريحي ترياك براي من طولاني بود، شايد تا 25 سال و عواقب اعتياد را ميدانستم. اما همين نكته كه هروقت اراده ميكردم مصرف نميكردم، كافي بود تا فريب بخورم و باور كنم كه هيچوقت معتاد نخواهم شد.
به مرور زمان كه فاصله مصرف به هم نزديك شد، لذت كاذب و سرخوشي مواد در چند نوبت هر روز و براي ادامه وضع كافي بود و حاضر نبودم بپذيرم كه اعتياد دارم. معمولا آخرين نفر كه متوجه ميشود خود معتاد است. با گذشت زمان و دادن اختيار به نفس اماره آنچه را كه تصورش را نميكردم به سرم آمد.
در نتيجه افسردگي، نااميدي، بيقراري و بهم ريختگي و بيتعادلي حداقل هزينههايي بود كه در ازاي آن خوش گذرانيهاي لحظهاي ميدادم. وقتي خمار ميشدم ميگفتم فقط همين يكبار را مصرف ميكنم و وقتي كه آرام ميشدم عهد ميكردم كه بار آخر است. اين روال 7 سال طول كشيد تا اينكه روي به شيره ترياك آوردم و اوضاع هر روز بدتر ميشد.
تصميم به رهايي داشتم و تقريبا همه راهها را تجربه ميكردم، مخصوصا روشهاي قطع ناگهاني را كه درد و خماري ناشي از آن باعث ميشد همهچيز را دوباره از ياد ببرم و بالاخره نميدانستم اراده دارم يا ندارم. به چيزي كه فكر نميكردم اينكه روان و رفتار من هم دچار مشكل است. بارها از ديگران شنيده بودم،
به متخصص روان مراجعه كردم اما هيچ ارتباطي بين مصرف مواد و بيتعادلي خودم نميديدم. به تصور من نميگنجيد كه بايد مسئوليت اين تخريبها ريشه در مصرف مواد داشته باشد و خودم بايد بپذيرم كه مسئوليت متوجه هيچكس نيست و تا مصرف هست وضع بهتر نخواهد شد.
هميشه منتظر يك ناجي و معجزه آنهم با قرص و دارو بودم و نميفهميدم كه:
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
يعني چه، و نبايد از كسي توقع كنم زيرا هرچه ميخواهم فقط و فقط با تلاش و سختي و تحمل به دست ميآيد. تا اينكه با كنگره 06 آشنا شدم كه با قطع ناگهاني موافق نيستند، با خود ترياك و مشتقات آن و بصورت كاهش تدريجي راهنمايي ميكنند. توصيه كردند و پذيرفتم، گفتند بايد مسئوليت اين تخريبها را فقط خودت بپذيري تو يك بيمار هستي و نه تنها جسم بلكه روان و جهانبيني هم بايد به موازات هم بازسازي شود و اصلاح هريك از آنها يك شبه هم امكان پذير نيست،
بلكه نياز به فرآيند زماني دارد كه حدود 11 ماه طول ميكشد. پذيرفتم چون چاره ديگري نداشتم، جاي ديگري را نميدانستم و حاضر نبودم ديگر ننگ و خفت كلمه معتاد را تا آخر عمرم تحمل كنم. و آنوقت بود كه با گوش سپردن به تجربه ديگران و عمل كردن به آنها آرام آرام زندگي به شكل ديگري ارمغان رهايي را رقم زد.
درست از همان موقع ياد گرفتم كه نظم داشته باشم، مواد را فقط سر ساعت مقرر مصرف كنم و هر 21 روز يك پنجم آن را به سفارش راهنما كم ميكردم تا به يك گرم در 03 روز رسيدم و تا زمان قطع مصرف (11/7/58) از طرف بنيانگذار كنگره 06 آقاي مهندس دژاكام صادر شد. در كارگاههاي آموزشي ياد گرفتم كه ديگر حسرت گذشته را نخورم و مسئوليت همه اين عواقب را خودم بپذيرم و به گردن كسي نيندازم و بپذيرم كه با عمل سالم و شناخت نقاط ضعف و قدرت خويش در جهت ترميم كاستيها تلاش كنم.
اگر چه طريق الگوبرداري بسيار موثر است، از جمله اينكه وقتي رفتار يك مصرفكننده 03 سال هروئين را ميديدم كه به تعادل و آرامش رسيده و هيچ آثاري از خودخواهي و منيت در او نيست ياد گرفتم كه نسبت به ديگران مهربان باشم و نه تنها توقع محبت از كسي نداشته باشم، بلكه با محبت كردن به همنوع و دستگيري از ديگران جاي نشئگي را با مصرف مواد مخدر عوض كنم. و بپذيرم كه غير از مواد مخدر ميتوان از چيزهاي ديگري هم لذت برد.
آدمي تنها با وسعت انديشههايش ميتواند برخيزد و غلبه كند و توفيق يابد، حتي براي دستيابي به امور دنيوي هم بايد انديشهاش را در وراي خصايل حيواني هدايت كند. زيرا هرگونه توفيقي ميتواند اوج تلاش انديشههاي والا باشد. آدمي به حكم قانون وجودش و به حكم انديشههايي كه با آنها منش خويش را ساخته است
در جايي است كه هست و بايد بپذيرد كه در ترتيب زندگياش ذرهاي از عنصر تصادف نيست و هر بذر انديشه كه در ذهن او كاشته ميشود يا اجازه داده مي شود همان ريشه ميگيرد و همجنس خود را توليد ميكند و دير يا زود به صورت عمل شكوفا ميشود. پايان سخن اينكه هركس همان است كه ميانديشد.
مسافر. رحمت
| < قبلی | بعدی > |
|---|






