سفر جلال موسيقي و بيبي قصهها
| فرهنگ و هنر |
بهار سال 1391 همزمان شد با پاييز آنهايي كه هزاران خاطره را در ذهنمان ساختهاند؛ درودي نوروزي كه نويد بدرود هنرمندان ايران زمين را داد. جلال ذوالفنون با دستاني توانمند كه تار و سهتار را به تسخير خود در ميآورد، از ميان ما رفت. خاطرهاش براي ما به تكنوازيهايش در صحنه و حضورش در كنسرتها محدود نميشود؛ بسياري از نوازندگان جوان تار و سهتار، نواختن اين سازها را از كتابهاي او فراگرفتهاند. طنين ساز ذوالفنون در آلبومهاي موسيقي، همراه با آواز ناظري و افتخاري، نوايي است كه فراموشمان نميشود.
| مرضيه ابراهيمي |
يك شب«آتش در نيستاني» فتاد
آفتاب دومين روز نوروز تالار وحدت تهران و امامزاده طاهر(ع) كرج شاهد غروب جلال موسيقي ايران بود. اما رفتن ذوالفنون تنها غم جامعه موسيقي ايران نبود، دو روز بعد، حسين سمندري استاد دوتار جنوب خراسان درگذشت. هنرمندان موسيقي نواحي ايران بيهمتا و گاه غيرقابل جايگزين هستند، كساني كه در فقدانشان شايد بخش عظيمي از نواهاي محلي و تكنيكهاي ساز نوازي در گذر زمان به فراموشي سپرده شود، اما حسين سمندري از آنجا براي ايران زمين پر افتخار بود كه در شمار نخستين چهرههاي موسيقي نواحي ايران قرار داشت كه براي اجرا به خارج از كشور ميرفت.
او در طول زندگي خود، در جشنوارههاي مختلف داخلي و خارجي شركت و با كسب چندين مقام، موسيقي نواحي ايران زمين را در جهان مطرح كرد. سمندري و ذوالفنون پنج سال پيش در سالن ميلاد تهران با يكديگر همنوازي كرده بودند و امسال هم با هم ساز هجران را كوك كردند. همين روزها بود كه خبر ناخوشايند ديگري بر دل هنر ايران نشست.
مادر بزرگ قصههاي مجيد، فقط مادر بزرگ مجيد قصهها نبود كه در نوروز رفت، آن روز خيلي از ايرانيان احساس كردند كه مادربزرگ را از دست دادند، مادربزرگي كه با لهجه شيرين و دلسوزيهاي خالصانهاش براي مجيد، حسابي خودش را در دل ما جا كرده بود و بخش زيادي از خاطرات ما را هم با خود برد. پروين دخت يزدانيان به مهرباني و پاكي تمام مادران ايران بود و در سن 89 سالگي در زادگاهش نجفآباد اصفهان دارفاني را وداع گفت.
درباره جلال موسيقي
استاد ذوالفنون در سال 1316شمسي در آباده فارس به دنيا آمد و نخستين مربيان وي درموسيقي، پدرش حبيب و برادر بزرگش محمود ذوالفنون بودند. ذوالفنون، بعد از آن به تدريج تقريبا از همه استادان زمان بهطور مستقيم و غيرمستقيم بهره گرفت و توانست به جايگاهي بسيار تاثيرگذار در موسيقي برسد و از اين جايگاه در راه اعتلاي هنر موسيقي استفاده كرد.
مهمترين و موثرترين اساتيد وي، اساتيدي از قبيل موسي معروفي، جواد معروفي، روحالله خالقي، نورعلي برومند، داريوش صفوت، سعيد هرمزي و يوسف فروتن بودهاند. همچنين استاداني كه ذوالفنون بهطور غيرمستقيم از محضر آنها بهره جسته، اساتيدي از قبيل ارسلان درگاهي و ابوالحسن صبا بودهاند.
ذوالفنون فعاليتهاي هنري مهمي را در كارنامه خود دارد كه از ميان آنها ميتواند به كنسرت موسيقي در انجمن فرهنگي ايران و شوروي تكنوازي تار 1958 و تدريس موسيقي دركانونهاي هنري و آموزشي از مقطع كودكستان تا دانشگاه از 1958 تا زمان فوت اشاره كرد. به گزارش مهر، شركت در اجراي كنسرتهاي متعدد در ايران، ژاپن، كشورهاي اروپايي، امريكا، كانادا و استراليا از 1958 تا زمان فوت و همكاري با موريس بژاز در زمينه تلفيق موسيقي ايراني با بالههاي اروپايي از ديگر فعاليتهاي هنري مهم ذوالفنون بوده است.
همچنين ذوالفنون، بخشهاي درخشان ديگري در كارنامه هنري خود دارد كه از ميان آنها ميتوان به تحقيق روي موسيقي فولكور ايران در مركز حفظ و اشاعه موسيقي ايراني اشاره كرد. همكاري با ژان دورينگ در زمينه آشنا كردن وي با موسيقي ايراني در سالهاي 1975 تا 1980 و شركت در سمينار موسيقي در ژاپن بنا به دعوت سازمان هنري(A.T.P.A )براي معرفي موسيقي ايران به كشورهاي خاور دور در 1976 از ديگر موارد در اين زمينه است.
همكاري با موسسهDELA MUNOT (دولامونته) بروكسل براي معرفي موسيقي ايران به كشورهاي اروپاي غربي از ديگر بخشهاي كارنامه درخشان ذوالفنون محسوب ميشود. وي همچنين همكاري با موسسهWORD MUSIC INISTTUTE براي اجراي كنسرت در نيويورك و معرفي موسيقي ايران به ملل دنيا 1994 و اجراي كنسرت در محل سازمان ملل متحد
در نيويورك براي معرفي موسيقي ايران به ساير ملل در سال 1994 را در كارنامه هنري و تاثيرگذار خود دارد. ذوالفنون در زمينه تاليف و توليد نيز گامهاي موثري براي موسيقي ايراني برداشت كه تهيه نوارهايي كه سه تار در آنها نقش اصلي دارند(مانند گل صد برگ) از موارد مهم در اين زمينه است.
آتش در نيستان، شيدايي و دهها آلبوم كه قسمتي از آنها به عهده ذوالفنون بوده و تهيه آلبومهايي در زمينه آموزش سه تار از ديگر فعاليتهاي ذوالفنون در زمينه تاليف و توليد است. همچنين اين استاد سه تار به تدوين تجربيات 35 ساله در زمينه آموزش موسيقي به صورت كتاب در چهار جلد پرداخت و كتابي نيز در زمينه آناليز آثار درويش خان دارد. تهيه مقالات گوناگون در زمينه موسيقي ايراني در نشريات ايراني و خارجي و تهيه نوارهايي در زمينه تكنوازي سه تار با عناوين پرواز، پرند، پيوند، دلآوا، هجده تصنيف، رديف شور و... از ديگر فعاليتها در اين زمينه است.
همچنين تهيه آثاري از موسيقي عرفاني ايران با همكاري سهيل ذوالفنون در امريكا با عناوين كرد بيات و سفر روحاني 1370 و نوار گروهي تحت عنوان سيم آخر روي اشعار مولانا از ديگر فعاليتهاي استاد ذوالفنون بوده است. كتاب تحقيقي در زمينه روانشناسي جامعهشناسي فلسفه هنر و ارايه راهكارهايي در زمينه حركت صحيح موسيقي ايراني تحت عنوان«گل صد برگ» يا «موسيقي ايران از ديدگاهي ديگر» از ديگر بخشهاي فعاليتهاي هنري ذوالفنون بوده و بخشهايي نيز در شرف انتشار است.
بداههنوازي مرگ
اما در ايام نوروز و در زماني كه تهران بهدور از فشارهاي رواني روزانه در ايام عادي بود مراسم تشييع پيكر زندهياد«جلال ذوالفنون» از مقابل تالار وحدت برگزار شد. در ابتداي اين مراسم، سيدعباس سجادي گفت: استاد ذوالفنون قرار بود در استراليا برنامهاي به همراه سهيل پسرش اجرا كند كه ساز مرگ كوك ديگري داشت.
در ادامه مراسم،«داوود گنجهاي» پيشكسوت موسيقي و دوست و همراه 50 ساله جلال موسيقي ايران، از طرف خانه موسيقي، جامعه هنري و مردم به خانواده جلال ذوالفنون تسليت گفت و اظهار داشت: آخرين حرفي كه جلال ذوالفنون به من زد اين بود كه گفت داوود من معرفت كم دارم. وي در ادامه افزود: جلال ذوالفنون تنها آدمي بود كه از همهچيز بينياز بود. گنجهاي تصريح كرد:
از علم و معرفت ذوالفنون هر چه بگوييم كم است. اميدوارم قدر همديگر را بدانيم چراكه خداوند اين همه به ما لطف كرده است. معتقدم ما اهالي موسيقي بايد حواسمان را بيشتر جمع كنيم تا عقل و هنر با هم حركت كنند. جلال خيلي از وقتها اين شعر را ميخواند. از شمار دو چشم يك تن كم/ وز شمار خرد هزاران بيش.
اين پيشكسوت عرصه موسيقي كه سخنانش را با ذكر خاطراتي از جلال ذوالفنون به پايان رساند، خاطرنشان كرد: جلال ذوالفنون آنچيزي را كه گفت كم دارم، از همه بيشتر داشت. اگر ذوالفنون نبود، سهتاري نبود. به گزارش فارس، در انتهاي اين مراسم«علي جهاندار» چند بيت از اشعار سعدي(بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران/ كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران) را به همراهي محمد موسوي نينواز كشورمان در سوگ زندهياد جلال ذوالفنون خواند.
پايان قصههاي بيبي...
پرويندخت يزدانيان در سن 89 سالگي درگذشت و مراسم تشييع او از مقابل منزل وي واقع در خيابان باغ درياچه آغاز و پيكر آن مرحومه در گلستان شهداي نجف آباد در كنار همسرش جهانبخشپوراحمد به خاك سپرده شد. پرويندخت يزدانيان يا همان بيبي مشهور قصههاي مجيد كه هنوز ياد و خاطره آن در ذهنهاي كودكان و نوجوانان دهه 70 ماندگار است بر اثر بيماري و كهولت سن درگذشت. پروين دخت يزدانيان كه در نجفآباد اصفهان به دنيا آمد، داراي 12 فرزند، 25 نوه و 5 نتيجه است كه از ميان اين تعداد فرزند كيومرث و منوچهر پور احمد كارگردان و نويسنده نام آشناي سينما و تلويزيون هستند.
حضور يزدانيان مقابل دوربين از سال 1370 با مجموعه«قصههاي مجيد» آغاز شد و ايفاي نقشش در سينما از سال 1371 با«صبح روز بعد» و«شرم» كه هر سه به كارگرداني پسرش بود ادامه يافت. وي در فعاليت كوتاهمدت خود در سينما، حضور در فيلمهاي «نان و شعر»(1372)، «خواهران غريب» (1374) و «شب يلدا» (1379) را به كارگرداني فرزندش كيومرث پور احمد و ايفاي نقش در فيلم مهريه بيبي (1373) ساخته اصغر هاشمي تجربه كرد.
مجيد و بيبي
در همين راستا بازيگر نقش مجيد در سريال «قصههاي مجيد» گفت: مادرانه«بيبي» بهشت را زير پايش گذاشته است. مهدي باقربيگي در گفتوگو با فارس درباره خصوصيات بارز مرحوم پرويندخت يزدانيان كه همان نقش بيبي قصههاي مجيد را در سالهاي گذشته در اين سريال ايفا ميكرد، گفت: تنها حرفي كه درباره بيبي ميتوانم بگويم اين است كه بيبي نمونه كامل يك مادر بود. وي با اشاره به اينكه مادري بيبي از مادرانههايي بود كه بهشت زير پاي آن است، تصريح كرد:
بيبي نه تنها براي فرزندان خود بلكه براي تمامي جوانهايي كه با آنها روبهرو ميشد به چشم يك مادر دلسوز نگاه ميكرد و رفتارهاي وي با آنها هم جدا از اين خصلت نبود. بازيگر نقش مجيد در سريال«قصههاي مجيد» همچنين گفت: نگاهي كه بيبي در طول بازي من در كنار ايشان به من داشت از جنس نگاه مادربزرگ به نوه خود بود و من را همچون نوههاي خود دوست ميداشت. وي با بيان اينكه ايشان با همان حس مادرانه خود با خوشحالي و ناراحتي ما در حين ايفاي نقش خوشحال و ناراحت ميشد، اظهار داشت:
بيبي با اينكه در زمان ايفاي نقش در سريال«قصههاي مجيد» حدود 70 سال سن داشت تمامي ديالوگهاي خود را ميخواند و از قدرت خواندن و نوشتن برخوردار بود. باقربيگي در همين راستا افزود: البته آنقدر گفتوگوهاي اين سريال خودماني بود كه نيازي به خواندن نداشت و خانم پرويندخت يزدانيان در واقع همان احساس خود را در سريال منعكس ميكردند.
وي در پاسخ به اين پرسش كه رابطه شما پس از پايان اين سريال با بيبي چگونه بود، تصريح كرد: پس از پايان كار نيز به دليل همان رابطه مادرانه ايشان با من و اينكه هيچ تفاوتي بين من و نوههايشان قائل نميشد، من همچنان رفت و آمد خود به منزل بيبي را ادامه دادم و مرتب از ايشان ديدار ميكردم. بازيگر«قصههاي مجيد» در ادامه اظهار كرد: رابطه اعضاي خانواده بيبي با من نيز آنقدر صميمانه بود كه در طول اين مدت آنها من را به عنوان يكي از اعضاي خانواده بيبي تلقي ميكردند.
پوراحمد و بيبي...
كارگردان و نويسنده سريال قصههاي مجيد درباره فوت پرويندخت يزدانيان گفت: مادرم خانه را سوت و كور كرد و شايد با رفتنش دل عده زيادي را لرزاند، چرا كه وي مادربزرگ همه بچههاي ايران زمين بود. كيومرث پور احمد در گفتوگو با فارس درباره ويژگيهاي شخصيتي و زندگي خصوصي پرويندخت يزدانيان معروف به بيبي قصههاي مجيد گفت: مادرم 65 سال در آشپزخانه بود و 12 بچه را بزرگ كرد و سر و سامان داد و همانند زنان ايراني كه خانواده دوست بودند بيشتر وقت خود را به خانهداري و آشپزخانه مصروف كرده بود.
وي افزود: مادرم به كتاب، كتابخواني و تماشاي سريالهاي تلويزيون علاقه داشت و با تمام گرفتاريهايش بافندگي با ماشين را ياد گرفت و براي بچههايش پليور ميبافت. كارگردان و نويسنده سينما و تلويزيون گفت: مادرم هميشه نمونه واقعي يك انسان فعال و سرزنده بود و حتي براي خود معلم نقاشي گرفته بود تا آلزايمرش كه از 10 سال پيش به آن مبتلا بود را درمان كند. وي ادامه داد:
پروين دخت يزدانيان زني خيرخواه و مثبتانديش بود و هر كمكي كه از دستش بر ميآمد براي دوستان و آشنايان و همسايگان انجام ميداد. پوراحمد يادآور شد: از زمانيكه آلزايمر مادر آغاز شد تا زمان فوتش 10 سال طول كشيد و در سه، چهار سال آخر زندگي نباتي و سختي را ميگذراند. وي گفت: شايد مادرم به دليل شرايط سخت بيماري راحت شد، اما خانه ما رو سوت و كور كرد و با رفتن ايشان همدلي كه از وجود مادر در بين بچهها بود كمرنگ ميشود.
كارگردان سريال قصههاي مجيد در پاسخ به اين سوال كه زندهياد يزدانيان در جلوي دوربين و پشت صحنهها چگونه بودند، اظهار كرد: وي همانند ديگر كارها، مسئولانه در سر صحنه حاضر ميشد و حتي در زمان توليد سريال قصههاي مجيد كه پدرم هنوز زنده بود كارهايش را به گونهاي برنامهريزي ميكرد كه پس از ضبط برنامه در خانه حاضر شود و براي پدرم غذا بپزد. وي تصريح كرد:
از ويژگيهاي بارز بيبي، بداههگويي متناسب با سكانسها در زمان ضبط بود و طوري بازي ميكرد كه تنها يك برداشت در بيشتر سكانسها كافي بود. پور احمد گفت: مادرم در زمان پخش سريال قصههاي مجيد ستاره تلويزيون ايران شده بود و به نوعي مادربزرگ همه بچههاي ايران زمين بود.
در پاسخ به اين سوال كه مادرتان كداميك از كارهايشان را بيشتر دوست داشتند، تصريح كرد: براي او فرقي نميكرد، اما خاطره جالبي كه از او دارم اينكه بعد از فوت پدرم ما سر كار خوابنما بوديم، من به مادر گفتم تا 40 روز كار را تعطيل ميكنيم اما ايشان به من گفتند تو خيلي ضرر ميكني، و كار را پس از هفت پدرم آغاز كرديم.
گاهِ آرام ِ استاد سمندري
برپايه اين گزارش يكي ديگر از اساتيدي كه در ايام نوروز در نقاب خاك گرفت؛ استاد سمندري بود. وي روز پنجشنبه -سوم فروردين- در سن 80 سالگيدار فاني را وداع گفت. در همين راستا«مجبتي قيطاقي»، در گفتوگويي درباره از دنيا رفتن استاد گفت: استاد سمندري از دو هفته پيش بر اثر سكته مغزي در بيمارستان سجاديه شهرستان تربتجام بستري شد كه بعد از بهبودي نسبي از نظر پزشكان از بخش مراقبتهاي ويژه (ICU) به بخش معمولي انتقال داده شد. رئيس انجمن موسيقي خراسان رضوي گفت:
دست چپ استاد سمندري بر اثر سكته مغزي از كار افتاده بود كه اين امر موجب شده بود ايشان روحيه مناسبي نداشته باشد، اما برخلاف اصرار بر نگهداري وي در بيمارستان و تاكيد بر پرداخت كليه هزينههاي بيمارستان، آن مرحوم را مرخص كردند كه متاسفانه ساعتي بعد از ترخيص در منزل درگذشت. قيطاقي اظهار كرد:
استاد سمندري يكي از بزرگان موسيقي بود؛ بهگونهاي كه اگر خيمهاي براي موسيقي جنوب خراسان برپا بود، يكي از ستونهاي اصلي آن به حساب ميآمد، بهويژه موسيقي دوتار كه مديون وي بود. او بارها مورد تحسين موسيقدانان بزرگ دنيا قرار گرفته بود. رئيس انجمن موسيقي خراسان رضوي با بيان اينكه بيمارستان در حق مرحوم سمندري كوتاهي كرد گفت: او انساني بسيار بزرگ و مثالزدني در اخلاق و ادب بود و زندگياش بدون هيچ حاشيهاي بود.
مرحوم حسين سمندري در سال 1311 در خانوادهاي متوسط در باخرز تايباد متولد شد. وي در كنار پدر به شغل آرايشگري مشغول شد و از 8 سالگي با موسيقي دوتار آشنا شد. ايشان در نزد استادان بزرگ موسيقي تعليم يافت و پيشرفت موسيقي استاد خيلي زود فراگير و جهاني شد و توانست در بسياري از جشنوارههاي داخلي و بينالمللي حضور يافته و مقامهايي را كسب كند.
حضور او در جشنوارههاي آلمان، ايتاليا، فرانسه، يونان، لبنان، سوئيس و اتريش پررنگ بوده است. مرحوم سمندري را با مقام معروف«سرو خرامان» و با آواز استاد ابراهيم شريفزاده ميشناسند.«يهودي منوهين»، ويولونيست مشهور بينالمللي درباره او گفته است: حاضرم تمام افتخاراتم را بدهم، اما در عوض بتوانم پنجههاي اين مرد روستايي را داشته باشم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|









نظرات
لینک RSS این نظر