«خرمشهر در جنگ طولاني» روايتي از حماسهاي عظيم
| دفاع |
| عسكر عباسنژاد |با نگاهي اجمالي به كارنامه فرهنگي جنگ، درمييابيم كه اساساً سه جريان و حوزه تبليغاتي، هنري و تاريخي از آغاز تا به حال عهدهدار تعريف و تبيين دفاع مقدس و جنگ تحميلي بوده است؛ حوزهرسانههاي فراگير- به صورت گفتاري و نوشتاري(روزنامهها و نشريات ادواري، راديو و تلويزيون) ؛ حوزه ادبيات و هنر و حوزه پژوهش فرهنگي و تحقيقات تاريخي- سياسي. در اين جريان در پژوهشهاي فرهنگي، معالاسف جز دو- سه عنوان و مورد خاص، پژوهش قابل توجه و ارزندهاي سراغ نميتوان گرفت.
در حوزه سياسي هم تقريباً جز مقالهها و مقالهوارههايي كه فراهم شده است كار درخور و قابل توجهي انجام نشده است. اما در حوزه تاريخنگاري و تاريخنگري و پژوهشهاي تاريخي- سياسي به نظر ميرسد جريان هدفمندي در طول سالهاي جنگ عهدهدار اين مهم بوده است كه به صورت پيوسته و روشمند به قصد روايت و تاريخنگاري جنگ قدم به اين وادي نهاده است. اينكه اين حركت تا چه اندازه توانسته است بر اساس معيارهاي روشن علمي شناخته شده يا ابداعي قابل توجيه و بايسته استوار باشد، سخن ديگري است و ما را با آن در اين گفتار كار نيست. منتها اصل اين انديشه و اقدام حائز اهميت و جاي تامل فراوان دارد.
«مركز اسناد دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» كه پيش از اين با نام«مركز مطالعات و تحقيقات جنگ» و پيشتر از آن هم با نام«دفتر سياسي» آزمونهاي مقدماتي را براي نگارش تاريخ جنگ پشتسر گذاشته است، به تازگي چاپ چهارم كتاب«خرمشهر در جنگ طولاني»- برگزيده جشنواره ربع قرن كتاب سال دفاع مقدس- را با ويرايش مجدد، در قطع رقعي و 528 صفحه و با شمارگان 2000 نسخه منتشر كرده است. اين كتاب به قلم مهدي انصاري، محمد دروديان و هادي نخعي، جامعترين اثري است كه تاكنون درباره چگونگي اشغال خرمشهر و دفاع و پايداري 35 روزه اين شهر منتشر شده است.
كتاب در 10 فصل پياپي و دقيق براساس سير وقايع و موضوعات، تدوين و نگارش شده است كه در آن به چهار موضوع اصلي و اساسي ميتوان دست يافت. اين چهار موضوع عبارتند از: الف: موقعيت سياسي و مذهبي خرمشهر در قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و زمينههاياوليه بروز جنگ. ب: آغاز تجاوز و چگونگي هجوم به خرمشهر. ج: دفاع و پايمردي نيروهاي انقلابي و قواي نظامي در برابر دشمن. د:سقوط و اشغال آن به وسيله نيروهاي عراقي.
در مقدمه مختصر و مفيد كتاب، سابقه تاريخي خرمشهر از دوران حكومت محمدشاه قاجار و حمله حاكم بغداد به اين بندر در سال 1253 و پيمان ارض روم و اهميت منطقه خرمشهر بررسي ميشود و پس از آن اشغال و آزادسازي اين شهر در جنگ تحميلي مورد تحليل قرار ميگيرد و به شرح اين نكته ميپردازد كه خرمشهر دو حماسه در خود جاي داده است: حماسه مقاومت و حماسه آزادي. در اين مقدمه پس از معرفي مدخل و محتواي كتاب، مأخذ و منابع اين اثر را براي خواننده اينگونه بازگو ميشود:
«..مطالب كتاب مستند به اسنادي است كه طي مدت طولاني تحقيقات اوليه و تحقيقات تكميلي به دست آمده است. اين اسناد شامل مصاحبههاي حضوري با شاهدان و حاضران در ميدان نبرد خرمشهر و همچنين كساني كه اطلاعات دقيقي از اين نبرد داشتند است. بخش ديگر اسناد، مجموعه گزارشها، بخشنامهها و تلفنگرامها و... كتبي است كه توسط ارگانهاي مختلف نظامي، انتظامي و نهادي انقلابي و ديگر سازمانهاي كشوري صادر شده يا منتشر شده است و...» جمله ديگري كه در ادامه اين عبارت آمده چنين است:
«... آنچه در كتاب آمده است، آن چيزي است كه در استطاعت اين مركز بوده است...» به نظر ميرسد كه توضيح دو مطلب مهم در اينجا لازم بوده و هست. يكي ارايه روش و شيوه مولفان براي تاليف كتاب و ديگر نقد و بررسي جامع منابع و مأخذ مورد استفاده و استناد در متن. در واقع پرداختن به اين دو موضوع ميتواند خواننده را با شيوه و دست افزار پديدآورندگان آشنا سازد و پيشاپيش سوالات و شبهات خواننده وسواس و كنجكاو را جوابگو باشد. به عنوان مثال آيا نقل خبر واحد مورد وثوق و استناد ميتواند باشد، چرا و چگونه؟
يا آنكه همه كتابهاي نوشته شده ارگانها و نهادها يا نامههاي صادره و تلفنگرامها از حيث صحت و سقم و مرتبه اعتبار از پايه و مايه واحد برخوردارند و ديگر اينكه اتكاي اصلي مولفان بر كداميك از گونههاي مدارك يادشده بوده است. البته خواننده در مرور و مطالعه متن- عليالخصوص در بخش دوم كتاب- متوجه ميشود كه اساس مطالب و تكيه اصلي بر گفتههاي شفاهي شاهدان عيني وقايع استوار است و ساير منابع يادشده جنبه فرعي و مكمل داشتهاند.
بخش اول كتاب، در چهار فصل پياپي به شرح گذشته سياسي و اوضاع و جريانهاي فكري و مذهبي قبل از انقلاب در خرمشهر مربوط ميشود. در فصل اول با عنوان«خرمشهر تا پيروزي انقلاب اسلامي» به گرايشهاي قومي و جريانهاي مذهبي، شرح مختصري از فعاليتهاي آنها و همچنين اقدامات عراق و تلاش اين رژيم براي بهرهبرداري از عربزبان بودن مردم اين منطقه، اشاره دارد. در ادامه به شرح فعاليت جريانهاي مذهبي در خرمشهر و موقعيت آنها پرداخته شده و در پايان فصل بهطور اجمال ايام انقلاب و مواضع آيتالله شبير خاقاني در آن ايام، مرور شده است.
فصل دوم با عنوان«درگيري بد فرجام گرايش قومي در خرمشهر» به شروع فعاليتهاي قومگرايانه در خرمشهر پس از پيروزي انقلاب و تلاش آنها براي سيطره بر خرمشهر با پشتوانه رژيم عراق و حمايت شيخ شبير ميپردازد. در ادامه به اقدامات نيروهاي مذهبي- انقلابي خرمشهر براي مقابله با فعاليتهاي ضدانقلابي و قومگرايانه و درگيريهاي فيمابين اشاره شده است كه در اين بين عراق با تحركات خود به عوامل داخلياش روحيه ميداد
و آنها را به ادامه تشنج ترغيب ميكرد و اينكه ضدانقلاب با محوريت قراردادن شيخ شبير و با اقدامات خرابكارانه، راهپيماييهاي مسلحانه و شعارهايي چون«خودمختاري براي عربستان، دموكراسي براي ايران» به تشديد غائله ميپرداخت. اين فصل با تشريح چگونگي ايجاد تحرك انقلابي و موجي كه به غائله خودمختاري و قوميتگرايي خاتمه داد، پايان ميپذيرد.
در فصل سوم با عنوان«جايگاه جديد عراق در استراتژي امريكا» به دوران آمادگي عراق براي ورود به يك جنگ تمام عيار نظامي پرداخته شده است. در اين فصل ضمن بررسي علل بركناري حسن البكر و رسيدن صدام حسين به قدرت مطلقه عراق، به تشريح آيندهاي كه با به قدرت رسيدن صدام در پيش است، ميپردازد.
در ادامه اين فصل محاصره اقتصادي ايران و قطع رابطه امريكا با ايران بررسي شده و جمعبندي مجموعه تحليلهاي رسانههاي غربي چنين ارايه شده است كه احتمال وقوع جنگ عراق- ايران جدي است و در اين درگيري عراق دست بالا را خواهد داشت و پيروزياش قطعي خواهد بود. در پايان اين فصل به شكست حمله طبس و كودتاي نوژه و نيز شمارش معكوس براي آغاز جنگ تحميلي اشاره ميشود.
«خرمشهر در جنگ انفجارات» عنوان فصل چهارم و به تغيير مشي و تاكتيك عراق پس از شكست«عربستانسازي» عراق در خوزستان توسط گروهها و عوامل وابسته داخلي از طريق فعاليتهاي علني در پوشش خودمختاريطلبي و قوميتپرستي ميپردازد. در اين فصل پس از بررسي انفجارات و ماهيت عوامل بمبگذار و آثار انفجارات و ميزان وسعت آن در مقاطع مختلف، فهرستي از انفجارات متعددي كه در نقاط مختلف استان خوزستان طي يك ساله قبل از شروع جنگ تحميلي توسط عوامل عراق صورت گرفت با ذكر زمان، مكان و شرح مختصري از حادثه به همراه منبع خبر آمده است.
بخش دوم كتاب تحت عنوان«خرمشهر در تهاجم سراسري عراق» شامل 6 فصل است كه در آن بهطور مفصل به جريان آمادگيهاي نهايي عراق براي شروع هجوم نظامي مستقيم تا اشغال كامل خرمشهر پرداخته شده است. نخستين فصل از بخش دوم كتاب، «خرمشهر در آستانه تهاجم عراق» عنوان گرفته است، در ابتدا به اوضاع مرز و شهر خرمشهر در اواخر شهريور سال 1359 پرداخته شده و سپس به وضع نظامي و اقداماتي كه به دنبال تحركات مرزي عراق صورت گرفته، اشاره شده است. در ادامه اين فصل با نگاهي كلي به عمليات و تحركات مرزي عراق پس از پيروزي انقلاب و واكنشهايي كه ارگانهاي مسئول جمهوري اسلامي به عمل آوردهاند، اشاره دارد.
در پايان اين فصل طرح تهاجم و سازمان رژيم عراق در جنوب ارايه شده است. عنوان فصل ششم«در تصور اشغال آسان خرمشهر» است. اين فصل در آغاز به وضع خرمشهر در 31 شهريور 1359 و چگونگي شروع هجوم سراسري دشمن در اين منطقه و آتش سنگيني كه روي مردم بيدفاع اين شهر شروع شد و واكنش مردم در برابر آن ميپردازد. در ادامه، نحوه هجوم زميني و شروع تجاوز به مرز و سرزمين جمهوري اسلامي در منطقه خرمشهر، يگانهاي متجاوز، محورهاي تجاوز و چگونگي مقابله با آن طي سه روز اول هجوم بررسي شده است.
ادامه فصل زير عنوان«آغاز مقاومتهاي اساسي» به شكلگيري و سازماندهي نيروهاي مقاومت اختصاص يافته و سپس با اشاره به محورهاي هجوم، اقداماتي كه در هر محور طي نخستين هفته هجوم براي مقابله با دشمن صورت گرفته است را تبيين ميكند. در پايان فصل به شكست عراق در كسب يك پيروزي سريع و اعلام آتشبس از جانب اين رژيم و واكنش جمهوري اسلامي در اين مورد اشاره شده است.
«اصلي شدن اشغال خرمشهر و تمركز نيرو» عنوان فصل هفتم و درباره شكست عراق در استراتژي اوليه خود مبني بر اشغال سريع خوزستان، تمركز قوا و توجه اصلي رژيم عراق به اشغال خرمشهر و آبادان نوشته شده است. در ادامه، مرحله دوم هجوم دشمن كه در روز 7/7/1359 از دو محور پل نو و ساختمانهاي پيشساخته و همچنين ادامه آن در روزهاي هشتم و نهم مهر از سه محور بندر،
دوربند و ساختمانهاي پيشساخته صورت ميگيرد و چگونگي مقابله مدافعين با آن و عدم موفقيت دشمن در اين حملات بيان شده است و اينكه روز دهم مهر ماه دشمن با هجوم سنگين قواي زرهي قصد يكسرهكردن كار خرمشهر را داشت كه با مقابله جانانه مدافعان، شكست سنگيني به دشمن وارد شد. در پايان فصل نمونهاي از آثار اجراي آتش توپخانه روي محل استراحت مدافعين شهر آورده شده است.
فصل هشتم«جنگ ده روزه پشت دروازههاي خرمشهر» نام دارد كه در ابتدا وضع نااميدكننده پشتيباني و فرماندهي و اوضاع نيرو و سازماندهي تشريح ميشود. سپس به عبور دشمن از كارون و بيتوجهي به هشدارها اشاره ميشود. در ادامه فصل روند حملات و درگيريهايي كه طي روزهاي 11 تا 21 مهرماه پشت دروازههاي خرمشهر و تلاش دشمن براي ورود به شهر و مقاومت مدافعان براي جلوگيري از آن صورت گرفت و سرانجام چگونگي كسب جا پايي در مدخل شهر توسط مهاجمان بيان ميشود.
فصل نهم با عنوان«دشمن در شهر خونين» به چگونگي نفوذ دشمن در شهر پس از 22 روز تلاش و تحمل تلفات بسيار اختصاص يافته است. همچنين وضع نيروهاي خودي و بيتوجهي به پشتيباني اساسي خرمشهر و فرماندهي اتاق جنگ، نحوه پيشروي دشمن در شهر و محورهايي كه به اين منظور انتخاب كرده است، از ديگر مطالب تشكيلدهنده اين فصل هستند.
اين فصل با تشريح جنگ شديد خياباني و مقابله جانانه مدافعان خرمشهر در روز 24 مهر با مهاجمان كه از خرمشهر، خونينشهر ساختند و مانع از سقوط حتمي شهر شدند، پايان مييابد. در فصل دهم«تهاجم نهايي و اشغال خونين شهر» به چگونگي ادامه مقاومت مدافعان و جنگ خانه به خانه براي جلوگيري از سقوط خونين شهر اشاره شده است. سپس به وضع بحراني پشتيباني با توجه به قرار گرفتن مسجد جامع در تيررس و زير آتش دشمن و تلاش براي جلوگيري از دستيابي دشمن ميپردازد.
در ادامه فصل به طرحريزي دشمن براي هجوم نهايي و اشغال خونينشهر، وضع قواي خودي و دشمن قبل از اين هجوم و اقدام دشمن براي آغاز هجوم نهايي و علت توقف يا تاخير سه روزه آن پرداخته شده است. هجوم نهايي دشمن با يگانهاي مجهز، تازهنفس و با پشتيباني قوي در محورهاي متعدد در بامداد روز دوم آبان به اجرا درآمد و اندك مدافعان باقي مانده خرمشهر با تمام توان به مقابله برخاستند، اما سرانجام با تسلط دشمن بر تنها مسير باقي مانده(پل كارون) و دستور به بازماندگان اين حماسه عظيم براي تخليه شهر، خونينشهر به اشغال دشمن درآمد كه فصل دهم به اين ترتيب پايان مييابد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








