عمليات بيتالمقدس نقطه عطفي در تاريخ دفاع ايران است
| دفاع |
|مهديه شاهمرادي|عمليات بيتالمقدس كه بامداد 10 ارديبهشت 1361 با رمز«بسمالله الرحمن الرحيم. بسمالله القاسم الجبارين، ياعلي ابن ابيطالب» و در 4 مرحله آغاز شد، منجر به آزادسازي كامل خرمشهر شد و بدين سان خرمشهر پس از 578 روز اشغال، دوباره از آنِ ايران سرفراز شد. براي آگاهي از چگونگي اين عمليات، با امير سرتيپ«فرضالله شاهينراد» گفتوگويي ترتيب داديم، امير بازنشستهاي كه با سابقه يكصد ماه حضور در جبهههاي حق عليه باطل و شركت در عملياتهاي مهم و متعدد، نكتههاي ظريفي از آزادسازي خرمشهر و خاطرات دقيقي از عمليات بيتالمقدس دارد.
چه شد كه ايران توانست بعد از 19 ماه مقاومت و دفاع، در عمليات بيتالمقدس خاك خرمشهر و ساير مناطق اشغالي را آزاد كند ؟
فرماندهي تاكتيكي در عمليات بيتالمقدس به نظر من صددرصد كلاسيك بود از اين نظر كه طرحها، دستورالعملها، حركات، هدايت و راهنمايي كه در منطقه عمليات انجام شد آميزهاي از علم و دانشي بود كه در دانشكدههاي نظامي كشورهاي ديگر هم مطرح است. اصول جنگ 9 تاست و از اين 9 تا، هشت تا در عمليات بيتالمقدس استفاده شد و اين نشان ميدهد بيتالمقدس، يك عمليات كلاسيك است. بهطور مثال هدف در عمليات بيتالمقدس، شهر بصره بود اگر اين هدف گرفته ميشد جنگ تمام ميشد؛ پيشبيني شده بود اگر دسترسي به بصره را نداشتيم هدف ديگري تدوين شود كه آن، آزادي شهر خرمشهر بود.
در نوع كلاسيك فرماندهي هم اگر در مسيري حركت مي كني بايد يك هدف نهايي داشته باشي كه تمام نيروها به آن مسير حركت داده شود. قدر مسلم اين هدف قاطع بود و قسمت دوم آفند بود يعني حركت نيروها به طرف دشمن را در اين حركت ميبينيم. همچنين در عمليات بيت المقدس نيروها ازشمال و شرق براي حركت به سمت دشمن آماده شدند.
اگر منطقه را در نظر بگيريم بالا رودخانه كرخهكور و مهران بود، شرق كارون و پايين هم اروند بود؛ مساحتي حدود 600 كيلومتر! يعني نيروهاي ايران، دشمن را در وضعي قرار دادند كه آرايش ما برتري به دشمن داشت. نيروها پس از انجام عمليات فتحالمبين كه در شمال استان خوزستان صورت گرفت، در اندك زماني طوري حركت كردند و به جنوب استان خوزستان آمدند كه دشمن متوجه اين مسئله نشد.
قسمت بعدي غافلگيري بود كه دشمن احساس ميكرد ما تنها از شمال و از طرف رودخانه كرخه حمله ميكنيم. در صورتي كه ما از شرق هم حركتي داشتيم. دو قرارگاه عمده از شرق حركت كرد و چون دشمن در شمال درگير بود، غافلگير شد و حدود 16 كيلومتر تا عمق جاده خرمشهر- اهواز گرفته شد بهطوريكه دشمن ديگر نميتوانست آن را پس بگيرد. همچنين در اين عمليات استفاده خوبي از نقاط ضعف دشمن شد. جايي را كه دشمن نقطه ضعف داشت پيدا كرديم. اين مكان نقطه غرب رودخانه كارون بود كه رودخانه در قسمتهاي زيادي نچسبيده بود و ما هر كاري ميكرديم نميديد.
وقتي ما 5 پل روي رودخانه كارون زديم دشمن متوجه نشد. تمام فشارش شمال بود. منطقه عمليات از شمال و شرق طوري دشمن را درگير كرد كه دشمن احتياطش را نميدانست و نميتوانست بهكار بگيرد چون منطقه بسيار وسيع بود. وقتي در اصول جنگ از تمركز قوا صحبت ميشود ميبينیم در عمليات بيتالمقدس به خوبي اين تمركز صورت گرفت. ما ميتوانستيم از ساير جاها صرفهجوئي كنيم و در اين كار مصرف كنيم.
در نهايت بايد گفت هدايت و رهبري نيروها در عمليات بيت المقدس در چهار مرحله بسيار خوب انجام شدو نيروهاي ما در عملياتهاي پاتك دشمن، خوب مقاومت كردند.
پس اين عمليات بدون هيچ ضعفي انجام شد؟
تنها ايرادي كه من ميتوانم از عمليات بيتالمقدس بگيرم اين است كه در عملياتهاي كلاسيك مثلا اگر سه تا تانك وارد عمليات شد يك سپاه در احتياط قرار ميگيرد. اما متاسفانه ما در عمليات بيتالمقدس نيروي احتياط نداشتيم يا اگر داشتيم بسيار اندك بود كه آن هم در پاتكهاي سوم و چهارم به كار گرفته شد و در خاتمه عمليات، ما هيچ نيروي احتياطي نداشتيم. يعني استفاده از موفقيت در عمليات بيت المقدس صورت نگرفت.
مورد نهمي كه در اصول عمليات تاكتيكي لحاظ ميشد و در عمليات بيتالمقدس نبود كدام است؟
وحدت فرماندهي.
يعني در اين عمليات وحدت فرماندهي نداشتيد؟
در تعريف كلاسيك، منظور از وحدت فرماندهي، وجود تنها يك نفر فرمانده است. در اين عمليات فرمانده يك نفر نبودند اما نيروها طوري با هم همكاري كردند كه مشكلي پيش نيامد. در اين عمليات، وحدت در فرماندهي و تركيب نيروهاي مردمي و ارتشي را مديون شهيد صياد شيرازي هستيم. اين شهيد بزرگوار نهايت تلاش را كرد كه ما در وحدت فرماندهي اشكالي نداشته باشيم اين بزرگوار با سعه صدري كه داشت طوري حركت و پشتيباني و نيروها را جمع كرد و به گونهاي در جلسات و تصميمگيريها حركت كرد كه با آنكه فرماندهي مشترك بود اما كمتر از وحدت فرماندهي نبود.
آيا بيتالمقدس تنها عمليات تاكتيكي دوران دفاع مقدس است؟
خير. به نظر من ما 4 عمليات كلاسيك منظم انجام داديم كه يكي از اين چهار عمليات، بيتالمقدس در 10 ارديبهشت 61 است. از اين چهار عمليات، يكي عمليات ثامنالائمه است كه در 5 مهر 60 انجام شد و ديگري عمليات طريقالقدس در آذر ماه 1361. عمليات طريقالقدس باعث شد ما به مرز برسيم يعني نيروهاي ارتباطي عراقيها از شمال به جنوب يا از جنوب به شمال قطع شد. عمليات طريقالقدس باعث شد لشکر 92 آزاد شود در نتيجه با جمعآوري نيروهاي سپاه و لشکرهايي كه آزاد شد، ما نيروي قابل توجهي براي عمليات فتحالمبين جمع كرديم. سومين عمليات، فتحالمبين در يكم فروردين است.
در اين عمليات، كارشناسان موقعيت را بررسي كردند و ديدند دشمن 70 كيلومتر از مرز پيشروي كرده و به رودخانه كرخه رسيده است و در اين 70 كيلومتر پهلوهايش را نميتواند به درستي تامين كند چرا كه عرض منطقه چهل كيلومتر است. پس درواقع نيروهاي ايراني نقاط ضعف دشمن را پيدا كردند و توانستند لشکر 77را آزاد كنند. يعني همان تمركز نيرو باعث شد چهار قرارگاه در سه طرف دشمن مستقر شود و دشمن در محاصره قرا بگيرد و اين يعني اجراي يك طرح كلاسيك و شيك عملياتي.
شما در سه عمليات قبل بوديد؟
من در عملياتهاي فتحالمبين و بيتالمقدس بودم.
چطور وارد عمليات بيتالمقدس شديد؟
شروع عمليات بيتالمقدس بود. فتحالمبين تمام شده بود به ما ماموريت دادند به منطقه عمليات بيتالمقدس برويم. ما تيپ 40 سراب را در شرق رودخانه كارون قرار داديم(از تاريخ 17 فروردين تا 20 فروردين) و اين امر باعث شد ما شناسايي بسيار دقيقي از منطقه داشته باشيم. نيروهاي بعدي ديرتر از ما آمدند. آنها زمان شناسايي شان به اندازه ما نبود. ما چون در شرق كارون مستقر شديم توانستيم از اين فرصت استفاده كنيم و منطقه عمليات را خوب شناسايي كنيم.
در عمليات فتحالمبين هم شناسايي خوب ما باعث شد بدون اينكه دشمن اطلاعي داشته باشد، از چهار محور نفوذ كنيم و باعث شد در مرحله اول عمليات بيتالمقدس، يك ضرب 16 كيلومتر راه برويم و شبانه به جاده اهواز -خرمشهر برسيم. دو هدف داشتيم يكي هدف مشارع بود و يكي هدف غرب جاده خرمشهر- آبادان بود. ما در وسط عمل ميكرديم، عمق جبهه ما حدود 20 كيلومتر بود و ايستگاه گرمدشت مركز محور عملياتي ما و تيپ حضرت رسول بود.
در هر حال ما در مرحله به طرف ديگر جاده رسيديم و حتي توپخانه را نيز منهدم كرديم اما طرف چپ و راست ما ديرتر رسيدند و همين امر باعث شد ما 48 ساعت زير پاتكهاي دشمن بمانيم هيچ راهي هم نبود زيرا روي جاده دشمن خاكريز زده بود كه همين خاكريز براي ما پناهگاهي شده بود يعني اگر از خاكريز به عقب برميگشتيم دشمن ميديد و ميكشت. 48 ساعت پاتكهاي دشمن را جواب داديم تا چپ و راستمان آمد و به جاده رسيد. براي حركت بعدي سه چهار روز متوقف شديم تا ساير يگانها آمادگي پيدا كنند.
روز شانزدهم بود كه مرحله دوم عمليات شروع شد. تيپ دو به مرز رسيد اما من از ناحيه پا مجروح و تخليه شدم اما تيپ همچنان ادامه داد. كل منطقه همين وضع را داشت در مرحله دوم حتي لشکر 5 و 6 كه در بالا يا در شمال منطقه بود نيز پشتش بسته شد. اينجا نيروهاي ارتش عراق زرنگي كردند كه با اجراي آتش روي نيروهاي ما توانستند لشکر 5 و 6 را از طريق جاده مرزي به شرق بصره ببرند چون ميدانستند هدف ما بصره است و اين امر رسيدن به هدف را بسيار براي نيروهاي ايراني مشكل كرد.
عمليات لو رفته بود؟
نه اين يك تاكتيك است وقتي پشت دو لشکر بسته شود خيلي زود منهدم ميشوند يك سمت دشمن هور بود و يك سمتش ما بوديم. بالا هم خود ما بوديم. اين تاكتيك براي انهدام ارتش عراق بسيار موثر واقع شد.
تجهيزات ايران در اين عمليات در چه سطحي بود؟
ما هنوز به لحاظ تجهيزات نظامي قوي نشده بوديم. اما براي آزادي خرمشهر بايد قبول كنيم آنچه كه ما در توان داشتيم به كار برديم. نيروي هوايي، هوانيروز، توپخانههاي پشتيبانيكننده و نيروهاي مردمي حضور داشتند، حتي نيروهاي احتياطي را از جاهاي ديگر جمعكرديم و در اين بيست و پنج روز بهكار گرفتيم. ارتش عراق آنچه كه در توان داشت از نظر نيروي هوايي و هوانيروز توپخانههاي پشتيبانيكننده، نيروهاي احتياطكننده و هر چه داشت آورد پاي كار؛ اما مقاومت نيروهاي رزمنده ايران باعث شد دشمن شكست را قبول كند و در نهايت خرمشهر آزاد شود. درست سه روز بعد از اين زمان بود كه صدام قبول كرد آتش بس اعلام كند، همان صدامي كه تا پيش از اين موضعگيريهاي ديگري داشت.
صدام قبل از جنگ چه مواضعي داشت و پس از عمليات بيتالمقدس مواضعش چگونه شد؟
صدام در اوايل سال 1359 اعلام ميكند:«هنوز جنگ شروع نشده اينك توانايي نظامي سه جزيره واقع در خليج فارس كه توسط شاه اشغال شده است را داريم و هرگز از زمان اشغال اين سه جزيره ساكت ننشستهايم و پيوسته از نظر نظامي براي پس گرفتن اين سه جزيره آمادهايم و خود را نگه داشتهايم.»
اين رجزخواني مربوط به اوايل سال 59 و قبل از شروع جنگ است
وي همچنين در تاريخ 21 / 8 /59 يعني حدود دو ماه از شروع جنگ، در يك مصاحبه مطبوعاتي اعلام ميكند:« از تجزيه و انهدام ايران ناراحت نميشويم.» نخستوزير وقت عراق هم در آغاز هشتمين ماه جنگ تحميلي ميگويد:«وجود پنج ايران كوچكتر بهتر از وجود يك ايران واحد خواهد بود.» و اضافه ميكند: «ما از شورشهاي ملت ايران پشتيباني خواهيم كرد و همه سعي خود را متوجه تجزيه ايران خواهيم كرد.» يا در عمليات رمضان، نخستوزير فرمانده ارتش خلقي در مصاحبهاي با يك روزنامه در اواخر دي سال 1360تاكيد ميكند:
«به اين نكته تاكيد ميكنيم جنگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم بر ايران بهطور كلي منهدم شود زيرا اختلافات اساسي بر سر چند صد متر اراضي يا نصف شط العرب كه سبب بروز جنگ شده نيست؛ در حقيقت جنگ، جنگ سرنوشت است.» حالا شما اين را در نظر بگيريد ببينيد اين گفتار و رفتار صدام بعد از عمليات بيتالمقدس به چه ترتيب شده كه ميگويد:«ما آتشبس يك جانبه اعلام ميكنيم» وي بعد از اينكه متوجه شد كه به هيچ يك از اهداف خود نخواهد رسيد و در نتيجه احتمال شكست هم هست، با اعلام آتشبس يك طرفه، مظلومنمايي ميكند و ميگويد ما ديگر طالب جنگ نيستيم و يگانهاي خود را در قسمتهايي كه اشغال شده بود عقب ميبرد.
بعد از اعلام آتشبس از سوي عراق پس از پيروزي ايران در عمليات بيتالمقدس، جايگاه سياسي و اجتماعي ايران چه تغييري كرد؟
در اينجا دو مسئله اتفاق افتاد. نكته اول اين است كه نگرش كشورهاي حامي صدام يا كشورهايي كه با جمهوري اسلامي ميانه خوبي نداشتند قبل از عمليات بيتالمقدس اين بود كه ارتش صدام با توجه به تواناييهايي كه دارد حتما موفق ميشود؛ محاسبات نظامي هم اين را ميگفت كه در مقابل ارتش ايران كه در انقلاب آسيب فراوان ديده، ارتش عراق كه مسلح است موفق ميشود. اين تصويري از صدام نظامي بود كه در ساير كشورها مطرح بود. اما بعد از عمليات بيتالمقدس دقيقاً اين نگرش عوض شد، يعني دنيا متوجه اين شد كه اگر به داد صدام نرسند از بين ميرود.
اجراي عمليات بيتالمقدس يك نقطه عطفي در تاريخ جنگ بود كه نگرش جامعه جهاني را نسبت به جنگ ميان ايران و عراق تغيير داد. كشورهاي حامي عراق تمام تلاششان اين بود صدام شكست نخورد پس براي شكست نخوردن صدام، تمام كمكهاي تسليحاتي تجهيزاتي مالي و انساني را براي عراق روا داشتند و هركس هرچقدر ميتوانست كمك كرد و صدام با اين كمكها جنگ را شروع كرد. وي با 12 لشکر جنگ را آغاز كرد و با 52 لشکر رسيد.
حتي به اين تجهيز هم راضي نشدند و جمهوري اسلامي را در محاصره اقتصادي قرار دادند. ما با اين تحريمها در شرايطي قرار گرفتيم كه اگر ما يك تانكمان از بين ميرفت جايگزين نبود اگر ميخواستيم مهمات توپخانه را مهيا كنيم بايد از واسطههاي دسته دوم و سوم ميخريديم و هزينه كلاني صرف ميكرديم.
اگر هواپيمايي سقوط ميكرد جايگزين نداشتيم در نتيجه با اين تحريمي كه حاميان صدام نسبت به ما انجام دادند به نظر من باعث شد كه ما روز به روز توانمان كمتر بشود و ارتش عراق روز به روز فربهتر و چاقتر بشود و اين نقطه عطفي بود كه عمليات بيتالمقدس در سطح جهاني داشت. عدهاي امروز بر اين باورند كه اگر جنگ تحميلي، پس از فتح خرمشهر به پايان ميرسيد به نفع ايران بود.
نظر شما به عنوان يك صاحبنظر نظامي چيست؟
از بعد نظامي بله ولي از بعد سياسي من صاحبنظر نيستم. من يك فرد نظامي هستم و سياسي نيستم. نگرش من نظامي است. لذا من تنها ميتوانم از ابعاد نظامي صحبت كنم. يك فرد نظامي حتما بايد آينده را پيشبيني كند تا بتواند نيروهاي نظامي را ساماندهي كند بداند در مقابلش چه كشورهايي هستند، اين كشورها چه نوع سلاحهايي دارند و به وسيله چه كشورهايي پشتيباني ميشوند. چه كشورهايي در مقابل اين كشورها به عنوان دشمن قرار گرفتهاند. تا اين اطلاعات را نداشته باشيد نميتوانيد براي آينده جنگ برنامهريزي كنيد.
بايد بررسي كنيد كه در مرحله اول تهديد كشور x چيست. وقتي تهديد را مشخص شد بايد بررسي كرد كه حالا اين كشوري كه من را تهديد ميكند چه نوع سلاحهايي دارد؟ آيا خودش ميسازد يا ميخرد؟ اگر ميخرد از كدام منابع تامين ميكند؟ تا چه حد اين منابع كشورx را ميخواهند پشتيباني كنند؟ حتي گاهي يك كشور، كشور ديگري را پشتيباني ميكند ولي درست در وسط معركه همكاري را قطع ميكند. يك فرد نظامي همه اينها را پيشبيني ميكند.
در جنگ تحميلي، ما توانستيم با حمايت نيروهاي مردمي مقاومت كنيم. چون اگر نيروهاي مردمي نبود ارتش نميتوانست جلو برود. اين يك واقعيت است و هيچكس نميتواند كتمان كند كه نيروهاي مردمي بودند كه ارتش را تقويت و پشتيباني كردند و شهادت را پذيرفتند باعث موفقيت عمليات بيتالمقدس شدند. من نميگويم بقيه عملياتها اينگونه نبود اما در اين عمليات، شيوه جنگ كلاسيك بود. جنگ كلاسيك ميگويد شما بايستي هدف را طوري تعيين كنيد كه دسترسي به آن امكانپذير باشد و هدفي كه دسترسي ندارد را نبايد انتخاب كنيد.
بايد تمام سود و زيان نبرد را محاسبه كرد، اگر منافع دارد حركت كني اگر ندارد حركت نكني. اين قياس نظامي است كه شما وقتي حركتي را انجام ميدهي بايد تشخيص بدهي كه براي آينده چه اثراتي دارد اثر مخرب دارد يا اثر مفيد دارد. يك فرد نظامي معمولا اين مسائل را بايد در نظر بگيرد پس ما ميآييم از اين بعد مسئله را در نظر ميگيريم كه اگر ما ميخواهيم جنگ را ادامه بدهيم با چه پشتيباني ادامه بدهيم ؟چيزي را كه از دست ميدهيم چگونه جايگزين ميكنيم ؟
جنگ، اقتصادِ قوي ميخواهد؛ اقتصاد را از كجا ميخواهي تامين كني ؟ اين جوابها يك مقدار گنگ است چرا كه طرف مقابل ما از طريق شرق و غرب پشتيباني ميشود و ما حامي نظامي نداريم و از سوي ديگر در تحريميم. پس منطقاً به تدريج از توان رزمي و تجهيزات و تسليحات ما كاسته ميشود.
حال اين سوال پيش ميآيد كه وقتي همه اينها از بين رفت چگونه ميخواهيم بجنگيم؟ ومن نظامي باز هم براي اين سوالات جوابي ندارم. يك فرد نظامي از آينده بايد كاملا با اطلاع باشد و بر اساس اطلاعات دقيق پيش رود و اين فرمول صد در صد نظاميست و اگر هيچگونه اطلاعاتي در هيچ موردي نداشته باشد اين معادله جواب نميدهد.
براي يك فرد سياسي اما، مسئله فرق ميكند. يك فرد سياسي ميگويد من توانستم در قسمتهاي زيادي ارتش عراق را ويران كنم اما ارتش عراق در جاهايي از كشور كه حالت تاكتيكي حضور دارد حالا ميخواهم بروم پاي ميز محاكمه بنشينم ولي چيزي در دستم نيست. حال چه بگويم كه منافع كشور تامين شود.
فرد سياسي اينگونه بررسي ميكند پس بررسي من كه فردي نظاميام با يك فرد سياسي فرق ميكند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|








