هفته گذشته اين شكلي بود
| بهزاد رهبر حقيقت |امروز شنبه است و فردا يكشنبه. از نظر كارشناسان امور هفتهلوژي ستون كشكول، اين دو روز در طول هفته از اهميت خاصي برخوردار نيستن و بودونبودشون چندان فرقي نميكنه. چرا؟ چونكه كارشناسان ستون كشكول اينطور فكر ميكنن. حالا اگه شما طور ديگهاي فكر ميكنيد، بهتره زاويه فكرتونرو عوض كنيد. دليلشرو هم همه ميدونن.
مردم ما پنجشنبه و جمعه خوش ميگذرونن و خسته ميشن. و چه روزي بهتر از اين دو روز كه بتونن خستگي تعطيلاترو در محيط كار در كنن. بهويژه كه شنبه و يكشنبه به جز كشور ايران در بقية كرة زمين تعطيله و طبعاً كار زيادي نميشه انجام داد. در همين راستا بد نيست اشارهاي هم بكنيم به سيلاب زيبا و ديدني هفته گذشته كه ميلياردها تومان خرج روي دستمون گذاشت.
اما يه پارادوكس عجيبي در اين بين پيش اومد. بروبچههاي شهرداري و مديران اون ضمن فرستادن انواع كارت تبريك براي همديگه و حضور تبليغاتي در عكسها و فيلمهاي مربوط به مديريت اين بحران مدعي شدن كه عملكرد اونها فوقالعاده بوده و به خوبي اين بحران سيلابيرو جمع و جور كردن.
از طرف ديگه دولت و استانداري هم مدعي شدن كه عملكرد رقيب بسيار بد بوده و از اين جهت نمره منفي به اونها تعلق ميگيره و حالامردم ما موندن اين وسط كه كي راست ميگه و كي اشتباه ميكنه. حالا براي اينكه در شرايط حساس كنوني! بين دوستان دعوا نشه ما مييايم و وسط قضيهرو ميگيريم. يه نمره 10 به مديران شهري ميديم.
بابت 10 نمره كه گرفتن به اونها تبريك ميگيم و بابت 10 نمرهاي كه نگرفتن اونهارو سرزنش ميكنيم. اما از حق نگذريم بايد اعتراف كنيم كه وضع زيرساختها در كشورمون افتضاحه! و تا يه تقيبهتوقي ميخوره گند كار در ميياد. ميدونيد علت چيه؟ چون از يه طرف ما توي خيلي از امور ضعف دانش و تخصص داريم كه البته هيچوقت زير بارش نميريم و فكر ميكنيم آخر هر چيزي هستيم و اصولا ما ايرانيها خاك تو سر خارجيها!]معنياش اينه كه فقط خودمون رو نقطه پرگار ميدونيم[ و دليل ديگه اينه كه دستمون كجه!

يعني اگه قراره هزار تومن خرج ساختن مثلا يه چيزي بكنيم، دلمون ميخواد پونصد تومنش رو يواشكي برداريم و با پونصد تومن بقيه، محصول هزار تومني بسازيم. معلومه كه يه دفعه با يه باد و بارون و چيزهايي از اين قبيل، اوضاع خراب ميشه. در روزهايي كه گذشت سازمان تامين اجتماعي چقدر بالا و پايين شد.
اما يك نكته: نماينده محترم مجلس وقتي ميخواست قاضي مرتضويرو از پذيرفتن مقام رياست سازمان فوق منصرف كنه، تهديد كرد كه اگه اين اتفاق بيفته، پته قاضي مرتضويرو روي آب ميريزه و از پرونده ايشون رونمايي ميكنه. البته ما نفهميديم منظور چيه؟ و جز داستان كهريزك كه همه خبر دارن، چه مواردي در كارنامه مقام محترم باعث گردوخاك ميشه؟
اما نكته در اينهكه به زعم نماينده گرامي، ايشون خلافهايي در كارنامه داره كه افشاي اونها ميتونه مرتضويرو روونه زندان يا ساير محكوميتها بكنه. حالا سوال اينه: اگه آقاي مرتضوي قيد سازمان تامين اجتماعيرو بزنه آيا از اتهامات موردنظر آقاي نماينده هم مبرا ميشه؟ و آيا قانون و عدالت اين موضوعرو بررسي ميكنه تا معلوم بشه نماينده محترم راست ميگه يا اينكه اشتباه كرده؟
و در همين راستا افتتاح پر سروصداي درمونگاه خبرنگاران هم از اون ترفندهاي وزارت بهداشتي بود كه جا داره در اينجا درموردش افشاگري كنيم. دوستان اومدن و با بهرهگيري از تريبون رسانهها يه كلك كوچولو زدن و با تاكيد بر خبر فوق كلي براي خودشون تبليغات كردن كه بعله اين درمونگاه ويژه خبرنگاران هست.
بروبچههاي رسانهها هم كه در اين وانفساي سختي شغل خبرنگاري و مزاياي واقعا اندك اون، حسابي ذوق كرده بودن، اومدن و اين خبررو مورد عنايت ويژه قرار دادن اما كمي بعدتر مشخص شد كه اين درمونگاه كه در شهرك غرب واقع شده مخصوص پرسنل وزارت بهداشته]كه مباركشون باشه[ و قرار شده به تعداد اندكي از خبرنگاراني هم كه در حوزه سلامت كار رسانهاي ميكنن خدماتي ارايه بده.
خانم وزير داشتيم؟! با اين ترفند هم يه اتفاق داخلسازمانيرو مجاني رسانهاي كرديد و هم خبرنگاران بخت برگشتهايرو كه قراره از خدمات اين درمونگاه استفاده كنن ناخواسته]شايد هم خواسته[ نمكگير ميكنيد. نه؟! و در همين راستا موضوعي ورزشي هم در هفته گذشته مورد توجه قرار گرفت. مسابقه تداركاتي تيم ملي فوتبال ايران و تيم ملي موريتاني! خداوكيلي اگه از مردم ايران يه نظر سنجي به عمل بياد به نظر شما چند نفر از مردم علاوه بر اسم موريتاني ميتونن اطلاعات بيشتري درباره اين كشور ارايه كنن. حاضرم شرط ببندم.
همين شمايي كه الان در حال خوندن اين مطلب هستيد حتي اسم پايتخت اين كشور رو هم نميدونيد! البته اشكال از بنده و شما نيستها! حالا شما تحقيق كنيد كه فوتبال اين كشور چه اهميت و جايگاهي در سطح فوتبال دنيا داره؟ و جالبتر اينكه تيم ملي ما با نتيجهاي كمرنگ موفق به برد موريتاني شد و جالبتر اينكه مربي اين تيم اعلام كرده بود كه تمام مليپوشان اين تيم در اين ديدار حضور نداشتن و اگه ميداشتن!
شايد نتيجه بازي مساوي ميشد و باز هم جالب اينكه طبق عرفي پذيرفته شده در دنياي فوتبال معمولا وقتي تيمي ضعيف به ديدار تيمي قويتر ميره علاوه بر هزينههاي سفر، مبالغي هم به عنوان دستمزد و حق سفر پرداخت ميكنن. حالا از اونجايي كه ما قربونش برم هيچ كاريمون روال طبيعي نداره، در اين مورد هم علاوه بر كشيدن ناز برادران موريتاني، كل هزينه سفر و پول توجيبي اونهارو هم پرداخت كرديم.
امان از مهماننوازي ما ايرانيها كه هميشه مصداق چراغ و مسجد و خانهايم! و در همين راستا آخرين موضوعي كه بايد به اون اشاره كنيم، مسئله لو رفتن اطلاعات بانكي سه ميليون مشتري بود كه در هفته گذشته كلي سروصدا بپا كرد و لرزه به تن همه انداخت و باز هم مارو نسبت به كيفيت روند خودكفايي در دانش انفورماتيك نگران كرد.
اما اين اتفاق از معدود مواردي بود كه لطمهاي به اقشار آسيبپذير نزد و اينبار مرفهين بيدرد! و صاحبان حسابهاي بانكي درشت تن و بدنشون لرزيد. و در همين راستا بعضي دوستان انتقاد داشتند كه چرا موضوعات انتخابي در ستون كشكول معمولا بار انتقادي داره و سراغ سوژههاي مثبت نميريم.
آخه عزيزان اينم سوال بود؟ اولا كه موضوعات مثبت به اندازه كافي در رسانههاي مختلف بهويژه راديو و تلويزيون طرح ميشه و كمبودي در اين زمينه وجود نداره. اما نكته اصلي در اينجاست كه اصولا اين ستون به شكل طنز ارايه ميشه و همگي ميدونيد كه طنز ظرفيتي نوشتاري است كه با استفاده از اون، انواع كمبودها، كاستيها و اشكالات اجتماعي با زباني شوخ و شنگ به نقد كشيده ميشن و طبعا درباره اتفاقات مثبت دليلي براي گيردادن وجود نداره و از همه مهمتر اينكه تقصير ما چيه كه وقتي خبرهاي مهم كشور رو بررسي ميكنيم بيشتر خبرها طنزخورشون ملسه؟!
«تا هفته بعد»






