مقام زن در شاهنامه
| جامعه |
بحث درباره زنان و جايگاه آنان در جامعه بحثي مفصل و گاهي پر چالش است. اين بحث گذشته از چند ده سالي كه تحت تاثير صورت افراطي حمايت (يا به عبارتي جانبداري) از زنان يا فمينيسم قرار گرفته، از گذشتههاي دور در فرهنگ كتبي و شفاهي ايرانيان وجود داشته است. صحبت از مقام زنان در ادبيات ايران مجالي بسيار وسيع طلب ميكند كه از حوصله اين مقال خارج است و در اينجا فقط به گوشهاي از آن اشارهاي ميكنم.
حكيم ابوالقاسم فردوسي طوسي از بزرگترين و برجستهترين شعراي جهان شمرده ميشود. كتاب وي (شاهنامه) درياي حكمت، معرفت، اخلاق و درس زندگيست. شعر از عناصري است كه به وسيله آن ميتوان به فرهنگ مردم زمان آن پي برد. شعرا اصولا انسانهايي نازك دل و متاثر از محيط ميباشند كه در واقع با سرودن شعر جداي از بروز درونيات خود به بازگويي احوال دوران خويش ميپردازند. با بررسي اشعار شعراي متقدم و متاخر و در كنار آن بررسي تاريخ ايران، ميشود به اين مهم دست يافت كه ادبيات ايران در تعاملي مستقيم و ارتباطي تنگاتنگ با وضع سياسي و فرهنگي زمانه خود بوده است. البته در اين ميان نبايد و نميتوان نقش جغرافيا و تاثير محيط طبيعي را بر شعر ناديده گرفت.
صحبت اصلي ما درباره جايگاه و مقام زن در شاهنامه فردوسي است كه نشان از نوع فرهنگ و رويكرد جامه آنروز به مسئله زنان دارد. فردوسي در جاي جاي شاهنامه از دلاوريها و هوشياري زنان، بهويژه زنان ايران، سخن به ميان آورده است و آنان را همپاي مردان وارد اجتماع كرده و مقام منزلتي والا به زن بخشيده است.
اگر پارسا باشد و رايزن يكي گنج باشد پراكنده زن
اين نشان از بزرگي و عظمتي است كه كه فردوسي براي زنان قائل است، همان زني كه چون پارسا و پاك بود و داراي عفت و عصمت، از مردان تكاور و وزرا و رهبران هوشمند و مردان خردمند برتر و بالاتر جلوه ميكند. يكي از نكات بسيار جالبي كه در اشعار حكيم ميتوان يافت اظهار وفاداري كامل زن است، زن به عنوان موجودي وفادار و فداكار معرفي شده است به گونهاي كه در مواردي زياد وجود خود را فداي مردان كرده تا حفاظت و نگهداري آنان را تضمين كند.
پس زن مورد بحث فردوسي، راهنماي مردان جنگاور است، او ميتواند خردمندتر از مردان باشد و هوشيارتر از فرمانروايان و زيرك تر از آنان، اين است كه مردان در برابرش زانو ميزنند و خود را كمتر از او ميدانند، و تصور نميشود كه فردوسي اغراق گويد و همانگونه كه رسم سرايندگان حماسه است هر كوچكي را بزرگ جلوه دهد تا بيشتر جلب توجه كند. در تاريخ هم بسياري از حوادث شيرين و تلخ وجود دارد كه در پشت پرده آن حوادث حضور زن يا زناني خود نمايي ميكند.
از ديگر صفاتي كه فردوسي از زن ايراني نقل ميكند شرم و حياست:
بپرسيد كآ هو كدام است زشت كه از ارج دور است و دور از بهشت
چنين داد پاسخ كه زن را كه شرم نباشد به گيته نه آواز نرم
اما فردوسي بهترين زنان را زناني ميداند كه شوهران خود را خشنود كنندو اين نكته وجه ديگري است از جايگاه زن در فرهنگ ايران قديم:
بهين زنان جهان آن بود كز او شوي همواره خندان بود
| < قبلی | بعدی > |
|---|






