زنان در تاريخ و فرهنگ ايران كهن
| جامعه |
غزنويان
زنان در دوران غزنويان حضور اجتماعي و سياسي كمرنگي داشتند. با وجود اينكه آنان خود ترك بودند، كمرنگتر از دورههاي بعدي بوده است كه ازجمله علل آن عدم آمادگي مردم ايران و تاثيرپذيري سلطانها اين دوره از قوانين دين اسلام بوده است. ازدواجهاي متقابل سياسي بسيار رايج بوده است؛ بدين گونه كه فرمانروايان براي آسودهخاطرشدن از جانب حاكمان ديگر، خواهر يا دختر يكديگر را به نكاح خود در ميآوردند. در اين دوره مهريهها و جهيزيههاي بسيار مفصل رايج بود.
بانوان بهطور غير مستقيم در برخي مسائل سياسي مانند مسئله جانشيني سلطانها يا بستن پيمانهاي صلح و مانند آن نقش داشتند. از موارد دخالتهاي غيرمستقيم برخي از بانوان درباري از پشت پرده حرمخانه ميتوان به دخالتهاي خواهر سلطان محمود غزنوي براي به قدرت رسيدن سلطان مسعود غزنوي اشاره كرد. در اين دوره حرمسراهاي حاكمان پر از زنان عقدي، غيرعقدي و كنيزان بود. شماري از آنان كه خوشبختتر و خوششانستر بودند، براي خود مقام و منزلتي داشتند و تشكيلات مستقل و مفصل و خدمتكاران مختلف داشتند.
سلجوقيان
جام نقرهاي از دوره ساسانيان. احتمالا متعلق به يكي از زنان دربار نرسه. موزه هنر متروپوليتن نيويورك در دوره سلجوقيان بانواني كه به سلطنت و حكومت ميرسيدند يا آناني كه مستقيم يا غيرمستقيم در كار حكومت شوهر يا فرزندان خود شريك بودند بسيار است. در اين دوره تعصبات مذهبي دوره غزنوي كم شده بود و زنان آزادي بيشتري داشتند. بهويژه بانوان تركي كه نزديكي بيشتري با دربار داشتند. از طرف ديگر شمار بانوان ترك وابسته به قبيله قنق كه سلجوقيان نيز از آن بودند زياد شد بود و در نتيجه تاثيرات سنتهاي قبيلهاي تركان بيشتر شده بود.
در اين دوره بانوان ترك كمكم مقام و جاهي را كه در وطن قبلي خود در آسياي ميانه داشتند، به دست آوردند و در مواردي برخي از آنان به مقامات مهمتري چون سلطاني و حاكماني رسيدند. در اين دوره كمكم بانوان از پس پرده بيرون آمدند و موقعيت خود را در اجتماع پيدا كردند و علت اصلي اين شرايط مساعد افزايش نفوذپذيري سنتهاي قبيلهاي و كاهش تظاهر و تعصبات مذهبي بود.
در اين دوره با افزايش تسلط تركها در امور حكومتي، حضور و نقش بانوان ترك در سياست نيز بيشتر شد. مشهورترين زن اين دوره تركان خاتون بود كه در امور سياسي كشور دخالت مستقيم داشت و در سلطنت شوهرش با او شريك بود. از جمله كارهاي او دخالت در بر كناري خواجه نظامالملك (وزير معروف ملكشاه) از وزارت بود.
مغول
دوران مغول از نظر آزادي و قدر و منزلت بانوان در مقايسه با دورههای ديگر كاملاً استثنايي و بينظير بود. در واقع در دورههاي گوناگون تاريخ ايران پس از اسلام زنان هرگز رسما در امور سياسي كشور مشاركت نداشتند. در سدههاي متمادي اين تاريخ، يك دوران استثنايي از اين لحاظ وجود دارد. در اين دوران تا حدودي دوران برابري زن و مرد بوده است. در ايران، هيچگاه زنان به اندازۀ اين دوران، توانايي و قدرت نداشتهاند و در امور حكومت سهيم نبودهاند.
همسران و دختران سلطانهاي مغول، قدرت و احترام بسياري داشتند و زن اول سلطان مهمتر از ساير بانوان ديگر او بود و در كارهاي شوهرش نقش داشت. زنان اول سلطانها دست كم يكبار در عمر خود شانس سلطنت داشتند. براي نمونه اگر شوهرش ميمرد، بايد براي تعيين جانشيني او شورايي تشكيل ميشد و تشريفات تشكيل اين شورا لااقل يك سال طول ميكشيد و در آن مدت همسر اول سلطان مطابق قوانين مغول امور حكومت را بر عهده ميگرفت.
گاهي نيز اتفاق ميافتاد كه سلطان بنا به دلائلي مانند بيماري قادر به انجام وظایف نبود و در اين شرايط همسر يا مادرش امور حكومت را بر عهده ميگرفت و اين شرايط تا حل و رسيدگي موضوع يا تعيين جانشين ديگر ادامه داشت. زماني كه سلطان جديد تعيين ميشد، همسر او كه در واقع مادر بزرگترين فرزند مذكر او بود نيز به عنوان خاتون معرفي شده و تاجي بر سر مينهاد. اين خاتونها خود درباري مجزا داشتند و هر خاتوني براي دربار خود بودجه مشخصي داشت.
غالبا هر خاتون شهر يا ولايتي داشت كه از درآمدش براي دربار خود استفاده ميكرد. مهمانيهاي خاتونها و شركت آنان در مجلس سلطان نيز تشريفات خاصي داشت. هر يك از آنان دستگاهي مانند دستگاه حكومتي داشتند كه شامل افرادي مانند منشي، معتمد و... بود. در اين دوره وظيفه اصلي زن در خانواده، فراهم آوردن آسايش شوهر و نظارت بر وضع سلاح و ساز و برگ جنگي او و تامين آسايش خانواده و كودكان بوده است. بانوان ترك و مغول عموما نجيب و پاكدامن بودند و به رعايت عفت عمومي اهميت زيادي ميدادند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






