زندگي فيلم نيست، لطفا كمي واقعبين باشيد
| جامعه |
عــامل مهمي كــه در بسيــاري از مــوارد ممــكن اســت به تصميمگيريهاي احساسي و در نهايت ازدواجهاي ناسالم ختم شود، وجود باورهاي اشتباه درباره ازدواج است كه گاهي بهعنوان افسانه از آنها ياد ميشود. چنين باورها و نگرشهاي غلطي منجر به آن ميشود كه جوانان در تصميم مهم ازدواج خود گامهاي اشتباه بردارند كه كيفيت زندگي آنان و طرف مقابلشان را با مشكل روبهرو سازد.
| ترلانه بهرامي |
باورهاي نادرست درباره ازدواج
اين افسانهها يا باورهاي غلط متاسفانه بسيار رايج و شايع هستند و گاهي اوقات حتّي به عنوان يك يافته علمي در نظر گرفته ميشوند. در اينجا تعدادي از رايجترين اين باورها مورد بررسي قرار ميگيرند.
مشكلات رواني با ازدواج درمان نميشود
بعضي از مردم به اشتباه تصور ميكنند ازدواج ميتواند مشكلات و اختلالهايرواني را درمان كند. اين باور بهشدت اشتباه است. هيچيك از اختلالهاي رواني با ازدواج درمان نميشوند. ازدواج شفا نيست. اين عده بهشدت از اين نكته ناآگاهاند كه ازدواج يك استرس در حد متوسط است. افراد عادي نيز پس از ازدواج تا مدتي دچار مشكل ميشوند و ثبات و تعادل معمول زندگي خود را از دست ميدهند و مدتي طول ميكشد تا بتوانند با اين استرس سازگار شوند.
در همين رابطه باور ديگري وجود دارد كه ازدواج باعث افزايش مسئوليتپذيري ميشود. اين باور نيز شبيه باور بالاست كه عدهاي از مردم تصور ميكنند ميتوانند با استفاده از ازدواج فردي كه مسئوليتپذير نيست را به فردي مسئول تبديل كنند. در اين رابطه بايد دانست كه ازدواج وسيلهاي براي تغيير رفتار انسان نيست.
همانطور كه گفته شد، پس از ازدواج فرد براي مدتي دچار عدمتعادل ميشود و مسلم است فردي كه از قبل مشكل داشته اين مشكلش بدتر ميشود. پس به ياد داشته باشيد ازدواج نهتنها درمانكننده، شفادهنده و وسيلهاي براي تغيير و بهبود رفتار نيست، بلكه در ابتدا باعث ايجاد مشكلاتي در سازگاري با شرايط و امكانات نيز ميشود.
عشق بهتنهايي كافي نيست
بعضي از جوانان معتقدند كه اساس ازدواج فقط عشق است. براي ازدواج فقط كافي است كه عاشقباشي و بقيه مسائل به خودي خود حل خواهد شد. حقيقت اين است كه اين باور بهشدت اشتباه است. نكته مهم آن است كه در بسياري از موارد افرادي كه مرتب از عشق صحبت ميكنند اصلاً معني واقعي و حقيقي اين احساس را نميدانند.
آنچه آنها به عنوان عشق بهكار ميبرند، يك احساس عاطفي مثبت و شديد نسبت به يك شخص خاصي است كه حتّي در بسياري از موارد نميدانند چرا و به چه دليل چنين احساس شديدي دارند. در بسياري از موارد حتّي نميدانند چه احساسي دارند. معمولاً در چنين مواقعي همراه اين احساس يك وابستگي بسيار شديد نسبت به طرف مقابل نيز وجود دارد، بهطوري كه در زمان عدم حضور شخص بهشدت احساس تنهايي و دلتنگي ميكند.
حقيقت آن است كه عشق به تنهايي براي ازدواج اصلاً كافي نيست. عشق، معني و مفهوم خاصي دارد. ازدواج كردن براساس عشق يك تصميمگيري كاملاً احساسي است. هر نوع تصميمگيري كه فقط مبتني بر احساس باشد، به احتمال زياد با مشكل روبهرو خواهد بود. جالب است افرادي كه حتّي درباره خريد يك لباس براساس احساس علاقه و دوست داشتن عمل نميكنند، بلكه فكر ميكنند كه آيا رنگ، طرح و ساير خصوصيات اين لباس مناسب من هست؟
آيا در مكانهاي مناسب ميتوانم از آن استفاده كنم و ارزيابيهاي متعدد ديگر، تعجبآور است كه همين افرادي كه براي خريد يك لباس كه تصميمگيري كوچكي است اين همه فكر ميكنند، هنگامي كه بحث ازدواج پيش ميآيد كه تصميمگيري مهمي براي زندگي است اينگونه احساس را كافي ميدانند و براساس آن عمل ميكنند.
عشق وجود ندارد!
در مقابل ديدگاه افراطي بالا، ديدگاه ديگري نيز وجود دارد كه منكر وجود عشق است و آن را به داستانها و افسانهها نسبت ميدهد. نكته مهم آن است كه عشق وجود دارد ولي داراي تعريف خاصي است كه كمتر كسي با آن آشناست. معمولاً درباره عشق زياد گفته شده است و در كشور ما عشق مربوط به زندگي و ازدواج با عشق مربوط به ادبيات و عرفان كاملاً مخلوط شده است.
بسياري از اشعاري كه به مسائل عرفاني با سطح بسيار بالا مربوط است به نوعي به زندگي روزمره كشيده شده است و از اين اشعار تفسيرهاي پيشپا افتادهاي را مدّنظر قرار دادهاند. عشق وجود دارد و نشانهاي از رشد و بلوغ در شخصيت انسان است.
ازدواج، راهي است براي سعادتمند شدن
بسياري از افراد بهويژه دختران ازدواج را راهي براي سعادتمند شدن ميدانند. اين عده تصور ميكنند با ازدواج همه مشكلات به پايان ميرسد و بعد از آن مشكل ديگري در زندگي نخواهند داشت. به همين دليل اين عده هنگامي كه با استرس ازدواج روبهرو ميشوند، بسيار واكنشهاي شديدي از خود نشان ميدهند.
زيرا برخلاف تصور آنان نهتنها مشكلات پايان نيافته بلكه گاهي شديدتر هم ميشود. گاهي اوقات اين عده شروع به سرزنش و مقصر دانستن همسر و خانواده وي ميكنند. به علت رفتارهاي نامناسب يا ضعف آنان است كه ازدواج آنها با خوشبختي و سعادت كامل همراه نبوده است.
ازدواج، راهي است براي تضمين زندگي
بعضي از والدين تصور ميكنند ازدواج ضامن زندگي فرزندانشان است و بهشدت آنها را تحت فشار ميگذارند تا ازدواج كنند. گاهي اوقات والديني كه بيمار هستند يا مسن هستند براي احساس آرامش از اينكه در صورت فوت آنها كسي از فرزندشان حمايت ميكند، آنها را تحت فشار ميگذارند تا در هنگام زنده بودن آنها ازدواج كنند.
در اين شرايط معمولاً فرزند نيز براي اينكه والدينش احساس آسودگي كنند و براي پيشگيري از اينكه در آينده دچار احساس گناه شوند، ازدواج ميكنند.اين نوع از ازدواجها نيز ازدواجهاي احساسي هستند، زيرا اساس تصميمگيري براساس فكر و بررسي نيست بلكه براي اجتناب از احساسهاي دردناك است. معمولاً، اين ازدواجها با شكست و مشكل روبهرو ميشوند. به اين ترتيب، نهتنها اين ازدواجها تضمينكننده سعادت زندگي فرد نميشود بلكه دقيقاً باعث بروز مشكلات متعددي ميشود.
ازدواج، پيشگيري از انحراف فرزندان
گاهي اوقات والدين به محض آنكه متوجه ميشوند فرزندشان تمايل يا توجه اندكي نسبت به جنس مخالف نشان ميدهد، سريعاً او را به سوي ازدواج سوق ميدهند. در اين موارد، به تنها نكتهاي كه توجه نميشود، آمادگي فرد براي ازدواج و ورود به يك زندگي است. بههمين دليل، اين ازدواجها نيز با مشكل روبهرو ميشود. به اين ترتيب، تدبير والدين نهتنها مثمرثمر نبوده است، بلكه دقيقاً باعث بروز مشكلات متعدد ميشود.
ازدواج، فرار از مشكلات
گاهي اوقات افراد ازدواج را راهي براي فرار از مشكلات ميدانند بهويژه مشكلات خانه پدري يا راهي براي كسب استقلال. معمولاً اين ازدواجها نيز به شكست ختم ميشود. زيرا، تنها موردي كه به هنگام تصميمگيري براي ازدواج درنظر گرفته شده، رهايي از مشكلات فعلي بوده است نه پايهريزي يك زندگي جديد.
به همين دليل افراد به بررسيها، دقتها، ارزيابيها و تفكراتي كه لازمه يك ازدواج است نميپردازند. آنان ميخواهند از زندگي فعلي رهايي يابند و اين تنها چيزي است كه براي آنها مهم است و چون به ازدواج، همسر و آينده زندگي خود فكر نميكنند، در نتيجه، دچار مشكل ميشوند.
ازدواج، جلب رضايت والدين
در بعضي موارد فرد آمادگي لازم براي ازدواج ندارد يا مايل به ازدواج با شخص خاصي نيست ولي بهدليل اصرار والدين و جلب رضايت آنان با ازدواج با اين فرد خاص موافقت ميكند. باز هم به دليل عدمارزيابي، بررسي، تفكر و مطالعه، اين نوع ازدواجها نيز به شكست ختم ميشود.
اول ازدواج ميكنم و بعد تغيير
باور رايج و اشتباه ديگري كه در عدهاي از مردم مشاهده ميشود، اعتقاد به عوض كردن انسانهاست. در بعضي موارد افراد متوجه اختلاف فاحش و عميق خود با نفر مقابل ميشوند و در اينگونه موارد بجاي آنكه از ازدواج با اين فرد خاص منصرف شوند، با تصور اينكه ميتوانند انسان ديگري را تغيير بدهند، به ازدواج با همان فرد ميپردازند. به ياد داشته باشيد كه هيچگاه نميتوانيد فرد مقابل خودتان را تغيير دهيد.
نه شما و نه هيچ فرد ديگري نميتواند انسان ديگري را تغيير دهد. سعي كنيد فرد مقابلتان را همانطور كه هست بپذيريد. اگر نميتوانيد با اين فرد زندگي كنيد، بهتر است تصميم به ازدواج با او نگيريد. گاهي اوقات فرد متوجه ميشود فرد مقابل با شرايط او مناسب نيست، ولي چون اعلام انصراف از ادامه ازدواج برايش سخت است، به علّت حرفهاي ديگران و... با فريب دادن خود به اينكه فرد مقابل را تغيير خواهد داد، به مسير خود ادامه ميدهد.
مهم ازدواج كردن است!
براي عدهاي از افراد آنچه فقط مهم است ازدواج است و به بقيه مسائل مربوط به ازدواج فکر نميكنند. بسياري از والدين، جوانان و حتّي مسئولان مجرد بودن افراد را يك معضل ميدانند و تصور ميكنند كه هر نوع ازدواجي بهتر از تجرد است! به همين دليل بهشدت افراد يا فرزندانشان را تشويق به ازدواج ميكنند.
اشكال اين نوع برخورد آن است كه به آمادگيها و تواناييهاي مربوط به اداره كردن يك زندگي مشترك توجهي ندارند، به انتخاب درست در يك ازدواج و ملاكهاي آن توجه ندارند و به اهميت تصميمگيري صحيح در ازدواج توجه چنداني ندارند. نهتنها مهم است كه افراد ازدواج كنند، بلكه مهم است كه اين ازدواج براساس دقت، تامل و تفكر باشد و افراد براي زندگي مشترك و مهارتهاي لازم براي زندگي مشترك آماده شوند.
ازدواج يعني خوشبختي و رفاه
بعضي از جوانان به اسطوره ازدواج، يعني خوشبختي، اعتقاد كامل دارند. تصور آنان از ازدواج بسيار رويايي است و تا حدّي نزديك به داستانهاي كودكان يا فيلمهاي عاشقانه است كه آخر داستان به ازدواج ختم ميشود و«تا آخر عمر بهخوبي و خوشي زندگي ميكنند». بسياري از جوانان ازدواج را با مراسم ازدواج، لباسهاي قشنگ، پذيرايي، جشن و سرور برابر ميدانند. بنابراين، انتظار سختي پس از ازدواج ندارند. در اين باور هم آنچه مورد غفلت قرار گرفته است، ازدواج بهعنوان يك استرس است.
| < قبلی | بعدی > |
|---|







