مشايي مسئله اصلي كشور نيست(بخش نخست)
| جامعه |
از حاميان سرسخت محمود احمدينژاد بود. اگرچه اين روزها همچون ديگر حاميان رئيسجمهور انتقاداتي را به عملكرد دولت دارد اما همچنان حامي دولت محسوب ميشود. در حزب موتلفه اسلامي، مسئوليت امور بينالملل اين حزب را بر عهده دارد و اينچنين است كه رايزنيهاي بسياري را با احزاب خارجي داشته است. او همچنين مسئوليت همكاري با احزاب جهان اسلام را نيز بر عهده گرفته است.
| مجتبي حسيني|
سياستمدار خوش پوشي كه رابطهاش با رسانهها بسيار صميمانه است و حتي در روزگاري كه اصلاحطلبان در متن قدرت بودند او با روزنامهنگاران اصلاحطلب رابطه خوبي داشت.سخن از حميدرضا ترقي است.
مردي كه معتقد است بسياري از هجمههايي كه اين روزها عليه دولت و محمود احمدينژاد در سطح خرد و كلان سياسي كشور مطرح ميشود، برنامههاي حزب كارگزاران است.
حميدرضا ترقي عضو ارشد حزب موتلفه در گفتوگو با «ملت ما»:
6 سال از به قدرت رسيدن محمود احمدينژاد ميگذرد. 6 سالي كه به همراه خودش شاهد اتفاقات كوچك و بزرگي بوده است. ايشان حمايتهاي بسياري را پس از اينكه در سال 1384 به رياستجمهوري رسيدند به عنوان پشتوانه در جيب خود داشتند.
طيف وسيعي در كشور از فقها، جامعه آكادميك كشور و سياسيون به دنبال دگرديسي در سپهر سياسي ايران بودند كه يك چهره دانشگاهي و ارزشي بيايد و ارزشهاي انقلاب را به نوعي پس از پايان دولت اصلاحات احيا بكند اما امروز ميبينيم افرادي كه روزگاري حامي سرسخت آقاي احمدينژاد بودند اين روزها تبديل به منتقد درجه يك ايشان شدهاند.
افرادي نظير آيتالله مصباحيزدي كه از ايشان به عنوان پدر معنوي دولت نهم ياد ميشد در حال حاضر شديدترين انتقادها را به آقاي احمدينژاد ميكنند و نه در نهان كه با صراحت دولت ايشان را متهم به ماسونيسم ميكنند و ميگويند كه فراماسونري هم در دولت ايشان نقش دارد. جنابعالي هم كه از حاميان آقاي احمدينژاد در حزب موتلفه اسلامي بوديد و همواره از حاميان رئيسجمهور به شمار ميآمديد. آيا همچنان هم احمدينژادي هستيد يا نه؟
حامي افعال خوب آقاي احمدينژاد هستيم اما نقد هم به ايشان داريم.
كدام افعال خوب آقاي احمدينژاد؟11 روزخانهنشيني ايشان در اعتراض به حضور آقاي مصلحي در وزارت اطلاعات يا بركناري متكي در سفر به سنگال و خيلي از مسائل ديگري كه منجر به انتقادات خيلي تند اصولگرايان نامدار به آقاي احمدينژاد شد. شما كه آقاي احمدينژاد را به خوبي ميشناسيد. به هر حال عكسي خاطرهانگيز از شما در كنار ايشان موجود است كه پس از ماجراي روزنامه سلام به همراه آقايان احمدينژاد و دانشجو اقدام به شكايت از اين روزنامه كرديد.
پس از اين ماجرا رسا نهها اشاره كردند كه آقاي ترقي رفاقت عميقي با محمود احمدينژاد دارد. حتي يادم هست كه در همان روزهايي كه گمانه زنيهايي مبني بر حضور شما در كابينه نهم بود. حالا با اين شناختي كه به نظر ميآيد از محمود احمدينژاد داريد افعال خوب و بد ايشان را بگوييد. شايداين افعال خوب از نگاه شما، افعال خوب محسوب شوند اما از نگاه خيليهاي ديگر خوب نباشند.
البته آقاي احمدينژاد دولت نهم با احمدينژاد دولت دهم متفاوت است. ما كاركردهاي آقاي احمدينژاد در دولت نهم را نميتوانيم ناديده بگيريم. همه كاركردهايي كه مورد تاييد و تاكيد ايشان هم بوده است همه اينها هم مورد تاييد ما هم هست.
مانيفستي كه مورد تاكيد و تاييد رهبري نظام بوده يا كاركرد؟يك زماني قول و شعارهاي آقاي احمدينژاد را بررسي ميكنيم مانند اينكه شعارهايي كه براي حضور در انتخابات دادند مثل احياي ارزشها، مبارزه با فساد، برقراري عدالت و... اما بين شعار تا عمل فاصله بسيار است.
خيلي از اين شعارها در دولت نهم عملياتي شد به هرحال تلاش در جهت تحقق اين شعارها، موضعگيري تهاجمي در سياست خارجي كشور و انعكاس خواستههاي مردم در مجامع بين المللي، تلاش در جهت تحقق عدالت در كشور، تلاش در جهت اصلاحات اقتصادي. خيلي از اين قدمها كه دولتهاي قبلي خيلي جرات نداشتند، بردارند و اين دولت برداشت نقاط مثبتي بود كه مورد به مورد آن مورد تاييد رهبري در همان مقطع قرار گرفت.
در اين رابطه ذكر چند نكته ضروري است: اولا سياستهاي خارجي گذشته كشور مورد نقد رهبري بوده و بارها مقام معظم رهبري اين سياستهارا نقد كردند كه مورد آخر آن در ديدار با سفرا بود. در واقع اگرچه در عمل بايد با نظر رهبري تصميمگيري ميشد اما در بسياري از موارد خودسرانه بوده و خيليهايش هم لابيهايي بوده كه بعدها دستگاههاي كشور متوجه شدهاند.
ملاقاتهايي كه اينها رفتهاند با امريكاييها و اروپاييها داشتند. نامهاي كه اينها در سال 2003 براساس ديكته امريكا نوشتند براي خلع سلاح حزبالله لبنان. كجا اين حرفها مورد تاييد رهبري است. كجا اينها، رهبري را در جريان قرار گذاشتند. حتي شوراي عالي امنيت ملي نيز از خيلي از اين مسائل خبر نداشتند. اينها لابيهاي خصوصي خود اينها بوده كه ميرفتند و اين كارها را ميكردند. بنابراين اينگونه نيست كه شما ميگوييد.
در موارد ديگر هم باز نظر رهبري چيز ديگري بوده است. اينها چون جمع بودند و اكثريتي بودند و تصميمي ميگرفتند كه فلان سياست را دنبال بكنند، رهبري ميگفتند كه چون نظر جمع بر اين هست من ميپذيرم والا نظر من چيز ديگري است. بنابراين نقدي كه رهبري در حال حاضر نسبت به عملكرد سياست خارجي دولت گذشته داشتند كاملا يك نقد روشن و مشخصي است و به نظر ميرسد كه ما در رابطه با آنها ضرورتي ندارد كه خيلي بحث خاصي داشته باشيم.
اما درباره عملكرد سياست خارجي دولت آقاي احمدينژاد بارها مقام معظم رهبري اين عملكرد را مورد تاييد قرار دادهاند. يعني همآهنگي اين سياستها را با نظرات خودشان بيان كردند. بنابراين در دولت نهم هماهنگيهاي متعددو زيادي را در تمامي حوزهها بين رهبري و دولت مشاهده ميكنيم كه همه اينها قابل تاييد هست. اما در دولت دهم طبيعتا اين مسائل تفاوت كرده است. در دولت دهم تغييراتي در روشهاي آقاي احمدينژاد پديد آمده چه در سياست داخلي و چه در سياست خارجي كه اينها در واقع در گذشته قابل پيش بيني نبود.
اما در دولت دهم اين مسائل تفاوت كرده است. در دولت دهم تغييراتي در روشهاي آقاي احمدينژاد پديد آمده است. چه در سياست داخلي و چه در سياست خارجي كه اين تغييرات در واقع قابل پيشبيني در دولت نهم نبود. مقدماتي فراهم شده بود اما آماده نبود و خودش را نشان نداده بود كه اين جرياني كه در درون دولت و در كنار آقاي احمدينژاد شكل گرفته و خودش را نشان ميدهد به تدريج و تاثير در نظرات و ديدگاهها و سياستگذاريهاي ايشان تاثير ميگذارد چه هدفي را ميخواهد دنبال كند.
وقتي كه نخستين صحبت آقاي مشايي درباره دوستي با ملت اسرائيل مطرح شد و اين موضعگيري بروز كرد مشخص شد كه يك جرياني مخالف با آن سياستهاي و استراتژيهايي كه آقاي احمدينژاد در دولت نهم دنبال ميكرد در حال شكلگيري است و بر تصميمگيريهاي دولت تاثير ميگذارد.
چگونه ميتوانند نفوذ كنند؟
اين جريان وجود داشته اما بروز و ظهور نداشته است.
چطور ميشود كه حلقه اصلي دوستان آقاي احمدينژاد مثل آقاي محصولي و الهام كه در دولت نهم حضور دارند از سيستم خارج ميشوند و آقاي مشايي اينقدر صاحب نفوذ ميشود.
سابقه آقاي مشايي كه مشخص است. اين جريان به موازات كنار گذاشته شدن رفقا و دوستان آقاي احمدينژاد با رهبري مشايي نقش اساسي را در دولت در دست ميگيرد. اين مسئله مهمي است كه حلقه دوستان آقاي احمدينژاد كه مشهور به حلقه كردستان و حلقه آذربايجان است از دور خارج ميشوند و حلقه آقاي مشايي در دولت همزمان رشد پيدا ميكند. اين يك مسئله است.
در اين ميان يك تحليلي وجود دارد كه براساس گفتههاي آقاي احمدينژاد است. ايشان بارها در اظهارات خود وقتي فشارها به اين جريان شدت ميگيرد ميگويند كه كابينه من خط قرمز من است. در حالي كه چنين دفاع و ديالوگي را از رئيسجمهوري در دولت نهم نداشتيم. آقاي احمدينژاد به نظر ميرسد كه مجبور بود يك شباهتسازيهايي براي ساخت جغرافيايي ذهني طيف ارزشي و انقلابي است
تا اطمينان اين طيف گسترده را به دست آورد و وقتي كه از اين اطمينان و اعتماد مطمئن شد و حمايتهاي همه را توانست در جيب خود داشته باشد به مرور شروع به حركت به سمت آن اهدافي كه در نظر داشت كرد.اينچنين بود كه پس از مدتي شروع به حذف وزرايي كرد كه به نوعي همجنس احمدينژاد نبودند و حتي در ميان سياسيون چهرههاي وابسته به جناح راست سنتي و غيره شناخته ميشوند.
اين مسئله را خود آقاي احمدينژاد و افرادي كه هماكنون در حلقه اول دوستان ايشان به شمار ميآيند بارها گفتهاند كه فلان وزير آدم من نبود. يكبار هم ايشان گفت كه اگر اين تعداد وزير كه تغيير كردند، وزراي من نبودند و اگر من اينها را سركار نميگذاشتم دولت را سرنگون ميكردند.
ميخواهم از شما بپرسم كه احمدينژاد واقعي احمدينژاد 84 تا 88 است يا احمدينژادي كه از سال 88 تا به امروز ميبينيم. شما هم فرموديد كه احمدينژاد دولت نهم با احمدينژاد دولت دهم متفاوت است. احمدينژاد واقعي كدام يك است؟
شايد به نوعي بتوان براي اين بحث يك راه تعامل آورد. شما بهتر از من اطمينان و اعتماد شهيد رجايي به مسعود كشميري را بهخاطر داريد. به نظر ميرسد كه آن اطمينان و اعتماد نيز به نوعي در آقاي احمدينژاد به مشايي وجود دارد. چرا كه ايشان از جرياني خاص در دولت حمايت همهجانبه خود را دارد.
يا اينكه نه آقاي احمدينژاد يك موجود ترسناكي به اسم مشايي درست كرده كه هر از چندگاهي از اين موجود ترسناك استفاده ميكند و همه حواسها را با مشايي از موضوعات اصلي پرت ميكند. اين تحليل را كه قبول داريد؟
نه. اين تحليل را از ريشه قبول ندارم. اينها همه يك سري خيالبافيهايي است كه نسبت به آقاي احمدينژاد انجام ميشود و ريشهاش در جريان كارگزاران است كه از احمدينژاد چنين چيزي را ميسازند.
احمدينژاد اگر همان احمدينژاد ارزشي و انقلابي باشد چه دليلي دارد عناصر مسئلهدار را اطراف خود نگه دارد و اينقدر سفت و سخت از آنها حمايت كند؟
اينگونه عناصر در همه دولتها بودهاند. همه روساي جمهور همواره به يك نفر چنين اعتمادي را داشتهاند. اينطور نيست كه هيچ رئيسجمهوري به كسي اطمينان نداشته باشد.
مشايي دولت آقاي هاشمي و خاتمي چه كساني هستند؟
شخصي است كه اينها در دوره خودشان تحت تاثير آنها بودند. شما طرز تفكرات امثال آقاي تاجيك را در تصميمات آقاي خاتمي ميتوانيد ببينيد. ايشان رئيس مركز استراتژيك رياستجمهوري آقاي خاتمي بوده است.
مشايي دولت آقاي هاشمي چه كسي بود؟ يعني واقعا فكر ميكنيد كه كسي بود كه بتواند نقش مشايي را براي آقاي هاشمي بازي بكند؟
آقاي هاشمي هم تحت تاثير يك سري افراد دوروبرش هست.
بود و هست فرق دارد.
بله فرق دارد. قطعا آقاي هاشمي هم تحت تاثير بوده است.
مثلا؟
حالا ما الان نميخواهيم به او بپردازيم چرا كه مسئله اصلي اين نيست.
اينكه شخصيتي مثل آقاي مصباح ميگويد تشكيلات فراماسونري در حال شكلگرفتن است يعني چه؟ من اين را نميفهمم. آيتالله خوشوقت و آيتالله علم الهدي كه اين همه انتقاد ميكنند اينها يعني چه؟
نگراني از يك جريان فكري و جريان انحرافي جداي از اين است كه شما اين را متهم به تروريست و منافق ميكنيد. بدون پايه و اساس كه نميتوانيد اين حرفها را بزنيد.
سابقه خانوادگي آقاي مشايي كه مشخص است. يعني نگراني نسبت به روابط خانوادگي و شخصي آقاي مشايي وجود دارد. اينكه تعدادي از اعضاي خانواده ايشان عضويت در سازمان مجاهدين خلق را در كارنامه دارند.
داشته باشد. شما فكر ميكنيد از اين قبيل افراد در كشور كم داريم كه اقوام و خويشاوندانشان اينجوري بودهاند.
يعني همين الان در سطح مديريتي كشور هستند؟
بله. در حال حاضر هم مسئوليت در كشور دارند.
يعني اصولگرايان هستند كه خويشاوندانشان مثلا عضويت در سازمان مجاهدين خلق بودهاند؟
بله. قوم و خويشاوندانشان اينگونه بودهاند. آيا اين ملاك ميشود كه حالا كه يك مسئلهاي درباره آقاي مشايي مطرح شده است و يك ترديدي درباره او به وجود آمده است برويم و تمام چيزها را در بياوريم و بعد قضاوت بكنيم و بگوييم در كردستان و آذربايجان چه و چه بوده است. كساني كه اين تحليلها را تهيه ميكنند و دنبال اين خبرها ميروند
و اين مسائل را ميسازند ميخواهند از هيچ چيز يك چيزي بسازند.آقاي مشايي چيزي نيست. اگر چيزي بود كه رهبري بارها نميگفت اين مسائل در كشور مسئله فرعي است. اگر قرار باشد كه آقاي مشايي براي نظام تهديد باشد ديگر در حال حاضر تهديد اصلي امريكا نيست. من قبول ندارم كه چنين مسائلي تهديد باشد.
شايد يك قرابتهايي ميانشان وجود داشته باشد؟
چه قرابتهايي؟
مثل همينديدار اخير.
مگر نظام اجازه ميدهد كه هركسي بيايد در داخل كشور تبديل به تهديد شود. بزرگتر از اينها را نگذاشتيم براي كشور تهديد بشود حالا مشايي ميخواهد بيايد تهديد شود.
بالاخره ممكن است يك هزينههايي را به كشور و نظام تحميل بكند؟
چه هزينههايي. هزينه اين است كه يك عدهاي كه اشتغالشان فقط اين مسئله شده است و تمام وقتشان را صرف اين ميكنند كه مشايي چه گفت و چه كرد و بيايند اين حرفها را بزرگنمايي كنند و بعد هم احمدينژاد را بكوبند.
علت نگراني حضرات آيات و فقها را نميفهمم. نگراني علمايي مثل آيتالله مصباح، آيتالله خوشوقت، سيد احمد علم الهدي، سيد احمد خاتمي و ديگران كه روزگاري حامي آقاي احمدينژاد محسوب ميشدند. وقتي اين آقايان نسبت به حضور آقاي مشايي به آقاي احمدينژاد اعتراض ميكنند
و از رئيسجمهوري ميخواهند كه اين فرد را كنار بگذارد و حتي آقاي احمدينژاد را بهخاطر مشايي به حضور نميپذيرند و رابطه دولت و رئيس دولت بهخاطر مشايي به نوعي كمرنگ ميشود اينها را چگونه ميتوان توجه كرد؟
چه كساني آقاي مشايي را در كشور كه يك مسئله فرعي است تبديل به مسئله اصلي كردند، آنها چه كساني هستند. چرا او را مسئله اصلي ميكنند.
اگر مشايي مسئله اصلي نيست چرا رهبري به آقاي احمدينژاد نامه ميدهند كه آقاي مشايي را از معاون اوليبرداريد؟
قضاوتها همين است. وقتي بهراحتي رهبري را تحريف ميكنيم همين ميشود. رهبري ميگويد اگر شما ايشان را براي معاون اولي در نظر بگيريد موجب اختلاف و تفرقه ميان شما و دوستانتان ميشود. حاشيهسازي بيشتر از اصل كار است. آيا ايشان مشايي را كافر خطاب كردند.
رهبري مگر نگفتند كه آقاي مشايي براي معاون اولي مناسب نيست؟
كجا رهبري چنين حرفي را زدند. همچنين متني نيست. رهبري ميگويند به مصلحت شما نيست از مشايي در معاون اولي رياستجمهوري استفاده كنيد. وقتي كه يك كلام رهبري را اينگونه تلقي ميكنيد كه كافر و منافق معني نميدهد.
آقاي احمدينژاد هم كه مقاومت كرد و مشايي را برنداشت تا آقاي مشايي يك هفته پس از نامه رهبري خودش استعفا داد.
خيلي خب. اينكه يك بحث ديگري است. اما اينكه ما قضاوتهايمان را براساس يك سري تحليلهايي كه هيچ پايه و اساسي ندارد بگذاريم، اشتباه است.
يعني شما آقاي مشايي را تهديد براي نظام نميدانيد؟ يعني مراجع هم اشتباه ميكنند. يعني اين آقايان هم به مباحثي اشاره ميكنند كه مسئله اصلي كشور نيست؟
مراجع يك جملهاي را ميگويند و در يك جلسه خصوصي مطرح ميكنند. بعد مطبوعات هستند كه اينها را بزرگ ميكنند.
اصلا به قول فرمايش شما در جلسات خصوصي اين حرفها را بزنند. يعني اينكه ذهنمشغولي آقايان بوده كه بحثش را مطرح ميكنند؟
ذهنمشغولي نيست. ما اين مسائل را بزرگ ميكنيم.
اگر مهم نباشد كه مراجع حرفي نميزنند. پس در نتيجه حتما چيزي هست كه دربارهاش حرف ميزنند.
چه كسي ميرود از مراجع سوال ميكند.
يك جور ديگر سوالم را مطرح ميكنم. علت اصلي كمرنگ شدن رابطه دولت آقاي احمدينژاد با مراجع چيست؟
من دليلش را اين مسائل نميدانم، مسائل ديگري است. آقاي احمدينژاد در بحث اداره سعياش بر اين است كه به نظر يك فقيه توجه كند.
آيتالله مصباح؟
نه. در واقع نظر مرجع تقليدش را عمل ميكند. اما ديدگاههاي مختلف علما طبيعتا اگر قرار باشد همه اينها در مسائل اجرايي كشور دخالت بدهد، كار سختي است و امكان پذير نيست. نظرات مراجع متفاوت است
چرا مراجع آقاي احمدي نژاد و دولتمردان ايشان را چند وقت است كه به حضور نميپذيرند؟
ديدار نداشتن دليل بر اين نوع مسائل نيست.
اين رابطه كه رابطه خيلي حسنهاي نيست.
به نظرم يك جرياني در كشور سعي دارد بگويد كه يك عنصري از اصولگرايان آمده و رئيسجمهور شده و حالا او هم درتقابل با دين و مراجع قرار گرفته است. اين به نفع چه جرياني است. چه كساني اين خط را دنبال ميكنند.
آقاي ترقي شما كه در اول بحثتان به اين مسئله اشاره داشتيد. خودتان حرف خودتان را نقض ميكنيد. گفتيد كه احمدينژاد چهار سال دوم با احمدينژاد چهار سال اول متفاوت بوده است.
بله فرق دارد اما فرقش در اين نيست كه او را ضد دين و ضد نظام و ضد علما تلقياش بكنيم. نمادهاي ديني كشور در حال حاضر انتقادات جدي به قول و فعل آقاي احمدينژاد دارند، نه همچنين چيزي نيست.
يعني مراجع اشتباه ميكنند؟
همچنين چيزي نيست. شما داريد به مراجع تهمت ميزنيد.
كافي است كه يك رصدي در اينترنت بكنيد تا ببينيد كه مراجع تا به امروز چقدر نسبت به عملكردها و اظهارات آقاي احمدينژاد انتقاد كردهاند.
اصلا همچنين چيزي نيست. شما چهار-پنج تا اظهارنظر را در اظهارنظرهاي 30 سال يك مرجع را تلقي به اين مسئله ميكنيد. اينكه برداشت درستي نيست.
يعني واقعا مراجع نقدي ندارند؟
واقعا نيست همه را شما خبرنگارها ميسازيد.
جواب سئوال من را نداديد. چرا رابطه دولت با مراجع عظام ضعيف است؟ مراجع فقط مرجع نيستند. نماد نهادهاي ديني كشور محسوب ميشوند.
اصلا القاي اين مطلب خلاف است.
چرا خلاف است؟ آنچه كه عيان است چه حاجت به بيان است
نه نيست. اينها را چه كساني ميسازند.
چرا آقاي احمدينژاد در دوره اول رياستجمهوري به ديدار مراجعي نظير آيتالله جوادي آملي، مكارم شيرازي، صافي گلپايگاني و... ميرود اما اين اتفاق در دوره دوم رخ نميدهد و ايشان را به حضور نميپذيرند؟
هيچكدام از اينها هيچوقت نگفتند كه نميپذيريم
یا مباحثي كه ايشان درباره رابطه دولت با امام زمان مطرح ميكند و مورد انتقاد علما قرار ميگيرد. يك سي دي هم پس از اين اظهارات تهيه ميشود با نام ظهور نزديك است و آقاي احمدينژاد را شعيب ابن صالح معرفي ميكند.
چقدر مراجع نسبت به اين سيدي اعتراض كردند.آقاي احمدينژاد بعد اين همه اعتراض آمد و گفت كار اشتباهي است كه اين حرفها را ميزنند. پشت پرده اين سي دي چه كساني بودند.
ما نبايد در داخل پازلي كه معلوم نيست چه كساني اينها را طراحي ميكنند، قرار بگيريم و در زميني كه دشمن طراحي ميكند بياييم و بازي كنيم. اينها همه پازلي است كه دشمن در كشور طراحي ميكند.
كه چه چيزي از درون اين پازل دربيايد؟
معلوم است كه از توي آن چه در ميآيد. ناكارآمدي اصولگرايي، ضربه به اصولگرايي، ضربه به رهبري يعني تمام نقاط مثبت و خوب دولت نهم را در عرصه سياست خارجي ميبريم زير سوال و بعدش خودمان ميگوييم اشتباه كرديم و غلط كرديم.
نه چنين بحثي نيست.
چرا دقيقا همين بحث است. اين پازل همين است. منتهي شما و امثال شما داريد در اين پازل بازي ميكنيد و خودتان هم متوجه نيستيد كه ببينيد داريد چه چيزي را ميزنيد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





