Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار جامعه
جامعه گزارش معمـاري بايد دغدغه مردم شود

معمـاري بايد دغدغه مردم شود

جامعه

مهندس كامران صفامنش فارغ‌التحصيل معماري از دانشگاه تهران، طراحى و معمارى شهرى از دانشگاه بركلي (Berkeley) و كاربرد كامپيوتر در معماري از دانشگاه يوسي‌ای‎ال (UCAL) است. انستيتوي پژوهشي تهران را پايه‌گذاري و سه دهه در دانشگاه‌هاي معتبر داخلي و خارجي تدريس كرده و طرح‌ها، مقالات و سخنراني‌هاي زيادي در مراكز معتبر علمي جهان ارايه داده است.  كامران صفامنش، معمار، شهرساز و پژوهشگر تاريخ معماري و شهرسازي، اين روزها يكي از اعضاي هيئت داوران مسابقه«طراحي نماي برج‌هاي هزاره سوم» است.

 

 

|   مهدي تميزي – نفيسه حاجاتي |


مهندس كامران صفامنش در گفت و گو با « ملت ما»:

 

به بهانه برگزاري اين مسابقه، به دفتر كار او رفتيم و ساعتي را با او درباره مسئله نما و منظر شهري به صحبت نشستيم. او تاكيد مي‌كند كه:« 38 سال است كه راجع به شهر تهران و معماري‌اش كار مي‌كنم. نخستين كسي هستم كه راجع به منظر شهري در تهران مقاله دادم و راجع به اين‌كه نماي شهر تهران بايد معادل و متناسب با فرهنگ، شعور و زندگي مردم باشد، طرح پيشنهاد كردم.» در ادامه گفت‌وگوي«ملت ما» را با مهندس كامران صفامنش مي‌خوانيد.

 

 

به عنوان يكي از اعضاي هيئت داوران مسابقه برج‌هاي هزاره سوم، فكر مي‌كنيد نماي مطلوب براي اين برج‌ها چه خصوصياتي بايد داشته باشند؟


ببينيد،«هزاره سوم» معنايي دارد. حدود از 40-30 سال پيش از آن‌كه هزاره دوم تمام شود، به سراغ اين مفهوم رفته‌اند. براي اين‌كه صحبت‌هايم مستند باشند، بايد تاكيد كنم كه اگر اشتباه نكنم، مجله PA يك شماره ويژه راجع به اين قضيه، حدود 40 سال پيش، يعني حداقل 30 سال قبل از آن‌كه هزاره دوم تمام شود، منتشر كرد. پس«هزاره سوم» از نظر معماري، تكنولوزي و بحث فلسفي و علمي يك«موضوع» است نه يك«اسم». مثل اين است كه اسم من را بگذاريد هزاره پنجم. در حالي كه دو هزار سال قبلش، من از دنيا رفته‌ام.

 

يعني چه كه برجي به نام هزاره سوم چه ويژگي‌هايي دارد؟! طرح چنين سوالي غلط است و معنا ندارد. مي‌تواند منظور اين سوال، اين باشد كه برجي به نام«هزاره سوم» چه ويژگي‌هايي مي‌تواند داشته باشد، يعني اگر برجي را خواستند طراحي كنند كه بتوانند ادعا كنند برج هزاره سوم است، چه نمايي بايد داشته باشد؟

 

آن وقت اين، معنا دارد. البته در آن صورت هم، بحث«نما» نيست. بلكه«طرح» مطرح است. بايد بپرسيد طرح برج هزاره سوم بايد چه طور باشد كه در اين صورت تمام ملاحظات متناسب با آن از بحث ماندگار ساختمان، پايداري محيط كار با طبيعت، گرين اسپيس تا ضوابط جديد در رابطه با معماري امروز دنيا، مطرح مي‌شوند. كشورهاي ديگر كه مي‌توانند برج هزاره سوم بسازند، از نظر علمي به اين قضايا وارد شده‌اند و مرتب هم عميق‌تر مي‌شوند.

 

بنابراين مي‌توانند برج هزاره سوم بسازند. اما با كدام تكنولوژي برج هزاره سوم بسازيم؟! از طرفي، من نظرم اين است كه موضوع نما را به مسابقه گذاشتن، بزرگ‌ترين ضرر را به معماري كشور مي‌زند. اين را هميشه مطرح كرده‌ام. حتي اخيراً يكي از سمينارها و كنفرانس‌هايي كه مي‌خواستند راجع به نما و مسابقه نما بگذارند، با راهنمايي و نوشته و خواهش من، به بحث و موضوع نماي شهري و مسئله شهر و نما تبديل شد.

 

من به علت علاقه‌اي كه به اين قضيه دارم شايد نخستين مقاله راجع به نما در بحث نما و منظر شهري را در ايران نوشته باشم و نخستين پروژه منظر شهري را در ايران انجام دادم. اين موضوع را خيلي مهم مي‌دانم و هميشه هم گفته‌ام كه نماي ساختمان بسيار مهم است اما موضوع اصلي يك ساختمان نيست.

 

 

نظرتان درباره مسابقات معماري چيست؟

نماي ساختمان را بايد معمار ساختمان انجام دهد و معمار ساختمان هم بايد Full document يعني مدارك كامل يك معماري را بتواند مطرح كند و انتخابي كه كارفرما مي‌كند، بايد اين مسئله را تامين كند. اما برگزاري مسابقه خيلي مناسبت دارد. خيلي عالي است به شرط اين‌كه مسابقه مربوط به طراحي يك ساختمان باشد. اين‌كه كسي ساختماني را طراحي كند. ساختمان ساخته شود و بعد بگويند نمايش را كي بپوشاند؟

 

من اصلاً نمي‌توانم قضاوتي راجع به چنين ساختماني بكنم. چون اين ساختمان را نمي‌شناسم. چون عملي كه اتفاق مي‌افتد، عمل پوشش دادن و لباس بر تن يك استراكچر كردن، عملي اجباري است و از جايي مي‌آيد كه در آن اراده علمي كار، در يك جايي، قطع شده است. اما در جواب اين‌كه آيا مسابقه، تاثيرگذار است، مي‌گويم كه بله. مسابقه خيلي مهم است به‌ويژه در شناختن استعدادها، بسيار مهم است و داوري‌اش هم بسيار مهم است. آنچه ما اين روزها زياد داريم، مسابقه است و آن چه كه كم داريم، در طول دوران گذشته، داوري درست بوده است.

 

بنابراين خود عمل مسابقه خيلي مهم است ولي مسابقه لباس پوشاندن بر تن يك استراكچري كه يا خوب است يا بد، درست نيست. اين اشتباه الان در جامعه ما خيلي عميق شده و معمارها را در حد طراحان نما، پايين آورده است. عبارت«نما آيينه زندگي مردم يك شهر است» را من فراهم كرده‌ام.

 

اول انقلاب مطرح كردم و نوشتم كه شهر مثل آيينه مردم است و اين اصطلاح الان خيلي جا افتاده. اين اصطلاح زماني بود كه وزارت مسكن و شهرسازي از ما مي‌خواست كه شرايطي را فراهم كنيم و ضوابطي را بنويسيم كه از انجام برخي كارها در ساختمان‌ها جلوگيري شود. معاون وقت وزارت مسكن و شهرسازي از من و يكي دو نفر ديگر چنين خواسته‌اي را داشت.

 

من شخصاً با اين‌كه چيزي را ديكته كنيم، مخالف بودم و امر را به يك امر فرهنگي و تشويق و ترويج قضيه احاله كردم. فكر مي‌كنم راه درستش هم همين است. نه اين‌كه دستور بدهيم. خيلي از اينها از ضوابط شهرداري مي‌آيد. خيلي‌هايشان هم از الگوهايي كه در زمين و زمان جا افتاده.

 

نما بسيار امر مهمي است و در جواب اين‌كه چرا امروز شهر به اين صورت درآمده، من با اين‌كه حداقل چيزي حدود 600 - 500 نوشته راجع به اين موضوع دارم، به سختي مي‌توانم پاسخ غيركليشه‌اي به شما بدهم و البته از پاسخ‌هاي كليشه‌اي كه همه به شما مي‌دهند هم احتراز مي‌كنم. نماها به اين دليل اين طوري هستند كه ما اين طور هستيم. اما معماري شهر كه فقط نماي ساختمان‌هايش نيست. بايد ببينيم چرا معماري شهر اين طوري است. نما فقط يكي از تبعات آن است. چه عناصري پشت‌سر شكل گرفتن معماري اين‌گونه، هستند؟

 

اين اشتباه و اشكال به موارد مختلف فيزيكال، غيرفيزيكال، قانوني، آموزش، مسائل فرهنگي، اجتماعي، عرف ملت، نوع ساخت و ساز، تكنولوژي موجود و هزاران چيز ديگر كه به محيط و كانتكست محيط و زمينه محيط و آن چه كه ما مي‌گوييم بوم معماري مربوط مي‌شود. قبل از انقلاب، قانوني گذاشتند مبني بر اين‌كه پليس حق داشت كساني را كه با پيژامه به خيابان بيايند، دستگير كند. چون يك عده‌اي از آقايان با پيژامه مي‌آمدند در خيابان مثلاً نان بخرند و خيلي زشت بود.

 

دانشجويان من در اوايل انقلاب خوب يادشان است كه من اين مثال را مي‌زدم كه شما مي‌توانيد با پيژامه در داخل خانه‌تان باشيد ولي نمي‌توانيد برويد بيرون. مي‌توانيد داخل خانه تان را با پوست پلنگ و ململ قرمز دكوراسيون كنيد ولي بيرون را نمي‌توانيد. عرصه عمومي با عرصه خصوصي تفاوت دارد. عرصه عمومي متعلق به همه است. اين را در سمينارها هم مطرح كرده‌ام. آن چه كه بيرون از ساختمان اتفاق مي‌افتد، فقط متعلق به صاحبش نيست.

 

از اين‌جاست كه اين سوال مطرح مي‌شود كه چه‌طور ممكن است ما به عنوان يك انسان چيزي را به شهر اضافه كنيم در حالي كه در جمعيت كلي اين داراي يك معنا و يك منظور و درك كلي يا وجود كلي باشد. چرا الان  به اين صورت نيست. اين اغتشاش از كجا مي‌آيد. اين جا صحبت نما مطرح مي‌شود. اين همان شهري است كه من مطرح كردم مثل آيينه است؛ آيينه وجودي مردم شهر.

 

و جالب اين‌جاست كه اين سوال درباره نماي ساختمان‌ها و منظر شهري كه الان هم مردم و هم مسئولان كشور مطرح مي‌كنند مثل اين است كه كسي برود جلوي آيينه و بگويد من چرا اين شكلي شدم؟! گاهي مواقع البته اين پيش مي‌آيد. مثلاً وقتي آدم پير مي‌شود اين كار را زياد مي‌كند.

 

يا اگر موقعي به دليلي چيزي نباشد كه خودش فكر مي‌كند هست يا مي‌خواهد باشد. اين همان آيينه است كه سوالش را خيلي‌ها سي، چهل سال پيش مطرح كردند و هستند كساني كه جلوي آيينه مي‌ايستند و از خودشان و نماي ساختمانشان، راضي هستند و حاضرند جلوي نماي ساختمانشان بايستند عكس بگيرند.

 

از همان اوايل انقلاب، حدود سال 1365، كه وزارت مسكن و شهرسازي از ما درباره نماهاي شهري سوال كرد، تا الان معتقدم اين يك امر فرهنگي است و به صورت ديكته نمي‌تواند مطرح شود. اما معترف هستم كه بناي ساختمان بايد كنترل شود. بايد بيش‌تر از هر چيز، خود بنا كنترل شود.

 

ما از نظر تكنولوژي طي ساخت و ساز طي سي سال گذشته، پيشرفت كرده‌ايم. خيلي چيزهايي را كه قبلاً انجام نمي‌داديم، مي‌توانيم چه در حوزه سازه و چه در حوزه طراحي معماري انجام بدهيم. ولي چيزي كه الان مورد نظر و بحث همه هست، بحث چگونگي اين تشتت و گسيختگي است.

 

 

آيا بايد معيارهاي كلي براي طراحي نما از بالا ابلاغ شوند و مردم اجرا كنند؟

اگر صحبتي باشد كه مناسبت داشته باشد، مردم مي‌توانند و گوش مي‌كنند. خيلي چيزها از نظر تكنيك و ضوابط و فن و ايمني، كه مورد بحث قرار گرفته و مردم پذيرفته‌اند و استفاده مي‌كنند. اگر فرهنگ‌سازي درستي بشود، مردم همراه خواهند شد. مهم اين است كه معماري به دغدغه زندگي مردم تبديل شود تا مردم به آن اهميت بدهند.

اين اتفاق به آن صورت نيافتاده همين سوال‌هاي غلطي كه درباره نما مطرح مي‌شوند نشان مي‌دهند كه توجهي از طرف عامه مردم و مملكت و دست اندركاران به آن چه كه در زمان فعلي دارد توليد مي‌شود، هست فقط بايد از اين توجه استقبال و آن را تصحيح كرد.

 

 

آيا در حوزه طراحي نماي ساختمان‌ها در كشور معيارهايي داريم؟

معيارهايي كه داريم همان معيارهاي شهرداري از جمله مسائل ايمني و آتش نشاني و وزارت مسكن و اينها هستند. اينها معيارهاي راهنمايي‌كننده چگونگي نما نيستند.



ما مقررات ملي ساختمان داريم. آيا مقررات ملي‌نما هم داريم؟ و اين‌كه آيا اصلاً بايد مقرراتي در اين حيطه داشته باشيم؟

نداريم و نبايد هم داشته باشيم. شكر خدا كه نداريم. اما مقررات تحريم درباره درك و فهم و شناسايي درباره نما در كليت بين معماران داريم. نقش معماران اين‌جا مهم است. اين‌كه معماران چگونه الگوسازي كنند. چگونه با الگوهاي مناسب بقيه را ترغيب و تشويق كنند. همين الان در شهر تهران، كه مورد مطالعه من است، الگوهايي هستند كه ديگر به كار گرفته نمي‌شوند.

 

من اينها را دانه دانه دنبال مي‌كنم. آنها را كه از دور خارج مي‌شوند و آنهايي را كه جديداً وارد مي‌شوند، جداسازي كرده‌ام. الان در 10 سال اخير الگوهاي جديد آمده‌اند. بايد ديد اين الگوهاي جديد از كجا آمده‌اند چه چيزهايي هستند و موضوع پشت سر آنها چيست و چه قدر اثر مثبت دارند.

 

نماهايي در شهر هستند. هستند ساختمان‌هايي كه به عنوان الگوي مثبت براي ديگران مي‌توانند مطرح شوند. البته تعداد ساختمان‌هاي الگوي منفي خيلي بيش‌تر است. ما ضوابط ملي معماري داريم. يعني معمارها با همه اختلافاتي كه دارند، در حوزه عمل خودشان مواردي را دارند كه با هم تعامل كرده‌اند و آنها را به عنوان ارزش مي‌شناسند. اين ارزش‌هاست كه بايد مطرح شود و بتوانند در صحبتي كه در جامعه معماري انجام مي‌شود و در جامعه ما به‌شدت محدود است، بايد به ترتيبي شكل بگيرد كه آنها تبديل شوند به بستر فرهنگ‌سازي.

 

معماري دو حوزه دارد؛ حوزه مهندسي‌اش به‌شدت امر دودوتا چهارتا دارد و مرتب پيشرفت مي‌كند و ما هم پيشرفت كرده‌ايم. ما الان از نظر زلزله آيين‌نامه 2800 را به كار مي‌بريم يا آيين‌نامه‌هاي ديگري را در حوزه ساخت و ساز و تاسيسات داريم. جايي كه معماري به هنر نزديك مي‌شود و هنر حساب مي‌شود، قسمتي است كه با چارچوب و دودوتا چهارتا و مشخص كردن دستورالعمل و ضوابط نبايد اتفاق بيفتد و حوزه نما، همين قسمتي است كه الان به غلط معمار را در اين حد مي‌شناسند كه بيايد يك كار نما بسازد.

 

ببينيد، مثلاً در حوزه نقاشي در دوران كمونيسم، دستورالعمل‌هايي براي نقاش‌ها گذاشتند اين‌گونه بايد نقاشي كنند و چنين شد كه اين اشكالات نه تنها در نقاشي كه در معماري هم به وجود آمد. نخستين كاري كه در روسيه كمونيستي كردند، پيشرفته‌ترين فكرهاي معماري را كه توسط معماران بسيار پيشرفته ارشاد شده بود، سركوب كردند و دوباره در روسيه معماري‌هاي آكادميك قديمي استفاده كنند.

 

سبك‌هاي نئوكلاسيك در دوره روسيه باب شدند. آنها بقيه معمارهاي پيشرو را كنار زدند و سخيف‌ترين معماري را در دنيا در دوران حزب كمونيست شوروي در شوروي به وجود آوردند در حالي كه در 5 سال اول حتي آن يادمان انقلاب كمونيستي را كه طراحي شده بود، نگاه كنيد، اينها همه فكرهاي خيلي پيشرفته اي داشتند.

 

آن‌ها  همه را كنار زدند و يك معماري سخيف عقب افتاده نئوكلاسيك به وجود آمد؛ شبيه به چيزي كه الان در تهران هم مورد علاقه است، كه مي‌شود گفت معماري كلونل يال چون خود آن معماري مستعمراتي است. خود روسيه سازنده آن معماري نيست. سابقه‌اش را مي‌توانم برايتان بگويم كه چه معماري از انگلستان مي‌رود روسيه و آن سد در آن جا چگونه به وجود مي‌آيد كه اين اتفاق مي‌افتد. نمي‌خواهم بحث را ببرم عقب ولي متروي مسكو يكي از خنده‌دارترين متروهاي دنياست كه داخلش چلچراغ آويزان بود، داخلش آرك داشت و شبيه به زيرزمين كاخ تزار بود.

 

بنابراين چه مثال خوبي زديد. همان‌طور كه روس‌ها، استالين و‌دار و دسته‌اش، عقب‌افتاده‌ترين فكرها را در جهان در هر زمينه‌رو كردند، در معماري هم اين اتفاق افتاد و فكرهاي مثبت اول انقلاب شوروي را تبديل كردند به زشت‌ترين ايده‌ها. بنابراين دستورالعمل‌هاي آنها از آنجا ناشي مي‌شد. دستورالعمل‌هاي ديگري هم در دنيا هست كه مي‌توانم برايتان مثال بزنم كه چه كشوري وارد بحث دستورالعمل شده.

 

ببينيد، دستورالعمل درباره نما مثل اين است كه از فردا صبح مثل يك روش كمونيستي به شما بگويند كه همه بايد ريش بزي داشته باشند يا همه بايد سيبيل‌هايتان را بزنيد. يا همه بايد مثل حزب كمونيست، سيبيل‌هايتان پرپشت باشد. حوزه هنري را با دستورالعمل نمي‌شود منكوب كرد.

 

چرا هنرمندان روسيه از روسيه فرار كردند؟ چرا مهم‌ترين و بهترين هنرمندان نقاش از روسيه فرار كردند و رفتند سبك‌هاي پيشرفته خودشان را خارج از روسيه درست كردند؟ به‌خاطر همين طرز فكر كنترلي. فكر بايد آزاد باشد. بايد كار جديد توليد كند. فكر جديد با افكار ديگر در تقابل و تعامل باعث مي‌شود كه الگوي مناسب و مطلوب را پيدا كنند.

 

اين امر فرهنگي است. امر دستوري نيست و معمولاً دستور را كسي مي‌دهد كه از فرهنگ بويي نبرده باشد. بنابراين دستور مي‌دهد همه ساختمان‌ها 4 طبقه باشند، وسط‌شان شكاف داشته و بالايشان برجك داشته باشد و امثال‌هم.

 

شما خيلي محكم مي‌گوييد خوشحاليد كه مقررات ملي درباره نما نداريم. اما سوال من اين است كه مثلاً در حوزه ايمني، به نظرتان خوب نيست كه مقرراتي براي نما داشته باشيم؟!


اين سوال خيلي خوبي است. ببينيد، دستورالعمل‌هاي ايمني وجود دارند و بايد هم وجود داشته باشند. بحث معماري سبز، ايمني، سازه، پايداري در نما وجود دارند. اين را بگذاريد به عهده معمارها و دخالت در اين امر را توسط ديگران انجام ندهيد و از معماران بخواهيد كه اين اتفاق بيفتد. بله در نما ضوابط وجود دارد. درباره شيشه... يكي از مشكلاتي كه در مملكت داريم اين است كه ساختمان‌هاي بلندمرتبه‌مان تايع يك ضابطه تكنيكي از نظر مسائل ايمني و غيره نيستند.

 

اما در اين جا داريم راجع به بحث ايمني و تكنيك در پوسته خارجي بنا صحبت مي‌كنيم نه راجع به نما. قسمت كمتر بحث نما، هنري است. قسمت ديگرش به ساختن فضا مربوط است. فضا بايد شكل بگيرد. آنجا است كه معمار اثر زيادي مي‌تواند بگذارد. قسمت كمترش در بحث هنري در نما ظاهر مي‌شود. اما غير از خطر افتادن شيشه، نماي يك ساختمان خطر بسيار بيش‌تري دارد.

 

آنجا كه بحث حضورش در شهر را مطرح كردم و از زاويه طراحي منظر شهري گفتم، اين خطر مطرح مي‌شود. ميزان خسارتي كه نماهاي شهري تهران به مردم تهران وارد كرده‌اند، بيش‌تر از افتادن شيشه است. خيلي زيادتر است. آسيب‌هاي رواني، فكري، بصري و اثرات منفي در جامعه دارد. نمي‌توانيد اينها را با دستورالعمل درست كنيد.

 

به جز قسمتي كه به امر فرهنگي مربوط است، آن قسمت كه به امر تكنولوژيك مربوط مي‌شود بحثي است كه ما معمارها در وزارت مسكن و شهرسازي و حوزه‌هاي مربوط به آن مطرح و عمل كرده‌ايم و بايد بيش‌تر و كامل‌تر هم عمل كنيم همچنان كه بسياري از كشورها مي‌كنند. حتي از آن مهم‌تر بحث انرژي را داريم. بحث تعويض نما را داريم.

 

و اين‌كه مصالح نمايي كه تعويض مي‌شود، قابليت بازگشت به محيط را دارد يا خير. بحث تميز كردن و نگهداري نما را داريم. اينها چيزهاي بسيار مهمي است كه مي‌تواند جزو خواسته‌هاي عموم و خصوص باشد. يعني شهرداري‌ها و سازمان‌هاي ذي‌ربط بتوانند از مالكين درخواست كنند كه اينها را رعايت كنند و انجام دهند. اين‌جاست كه ضوابط بايد وجود داشته باشند و كمك كنند كه سازمان‌هايي مثل شهرداري بتوانند چنين چيزي را از مردم بخواهند.

 

اين كه شهرداري بگويد نماي شما بايد چه شكلي باشد كار بدي است. اما اين هم كه شهرداري اجازه بدهد هركس هر نمايي خواست بسازد، كار بدتر است. براي ساختمان‎هاي مهم حتماً كميسيون‌هاي هنري يا انتخاب را حدود سال 68، 67 پيشنهاد كرديم و يك مقداري هم موفق شديم. اين كار در شهرداري تهران دارد صورت مي‌گيرد.

 

گفتيم درباره ساختمان‌هاي مهم، دولتي، عمومي و بلندمرتبه شهرداري نبايد هر چه آمد، بپذيرد. الان هم مواردي هست كه مورد نظر است و كميسيون‌هايي مسئول هستند. كميسيون‌ها بايد تقويت و تشويق شوند كه بتوانند امر عمومي ساختمان فرد را غير از موارد مربوط به سازه و تاسيسات و... در بيرون از بنا هم تامين كنند.

 

اما بحث اين‌كه معماري امروز ما چگونه بايد باشد، اين صحبت دست معماران است و اين‌جاست كه معماران بايد كمك كنند و ما احتياج به تعامل بين معماران علاقه‌مند به اين قضيه داريم و كساني كه تجربه چنين كاري را دارند و اين اتفاقي است كه الان شكل نگرفته است. مردم با نمونه ساخته شده، مواجه هستند آن را متوجه مي‌شوند نه بحث‌هاي حوزوي خاص معمارها.

 

يك قانون مي‌توان گذاشت اين‌كه نماي شما بايد مناسبت داشته باشد با شهر و زندگي مردم. اين را مي‌توان گفت ولي نمي‌توانيد قانون بگذاريد كه نما چگونه باشد. يعني نبايد جلوي تعامل، گفت‌وگوي فرهنگي، آزادي و تجربه كردن مردم را بگيريد. منتها مثل تمرين مسابقه فوتبال و تربيت بچه، اينها همه روابط و البته ضوابطي دارند.

 

تنوع فرهنگي، تنوع گفت‌وگو، آزادي بيان و تمام اين موارد اهميت دارند و شهر معني‌اش همين است. معني شهر«دونيشن» يعني تقديم كردن است. شما به شهر چيزي تقديم مي‌كنيد. نبايد ضرر بزنيد. يك همشهري خوب، كسي است كه چيزي كه به شهر اضافه مي‌كند، يك ارزش افزوده براي شهر ايجاد مي‌كند.

 

همشهري كسي است كه به شهر نماي خوب بياورد. كسي است كه وقتي نماي ساختمانش را مي‌بينند همه دل‌شان آرام شود. زيبايي مطرح شود. متاسفانه ساختمان‌هاي ما آن زيبايي را ندارند به جاي آن، نفس عماره معمار را دارند كه اين باعث مي‌شود ساختمان‌ها آن تظاهرات مشعشع را داشته باشند.

 

آيا قائل به بسترسازي براي انجام چنين مسابقاتي هستيد؟ در اين زمينه چه بايد كرد؟

براي مسابقات هم بايد بسترسازي شود و بستر‌سازي را كساني كه مسابقات را فراهم مي‌كنند بايد فراهم كنند. بسترسازي مي‌تواند 6 ماهه و يكساله هم فراهم شود و حتي كوتاه‌تر. مهم اين است كه افرادي كه در آنها شركت مي‌كنند اعم از داوران و غيره، در بستر مناسبي پرورش يافته باشند.

مسابقه اگر درباره كليت بنا باشد، خيلي تاثير دارد. مسابقات معماري بايد با منظور باشند با سوال خاص باشند. آن سوال خاص بايد وقتي عده زيادي زحمت مي‌كشند، طراحي مي‌كنند، آن عده بايد به سوالي پاسخ دهند كه حاصل جمعي پاسخ دادن سوال آنان امري مثبت براي فرهنگ عمومي باشد. چه در حوزه معماري، هنري و شهري. بنابراين مسابقه در آن مورد درست است و وقتي يك گروهي، كارفرمايي يا سفارش‌دهنده‌اي، معماري را انتخاب مي‌كند و كليت طرح را از آن گروه معماري دريافت مي‌كند نبايد آن مسير دچار خدشه شود.

 

 

توصيه شما به كساني كه در اين مسابقه شركت مي‌كنند چيست؟

من به همه كساني كه در مسابقه شركت مي‌كنند، توصيه مي‌كنم طوري شركت كنيد كه نخواهيد برنده شويد. تمام كساني كه در مسابقه شركت مي‌كنند و مي‌خواهند حتماً برنده شوند، طرح‌هايي را درست مي‌كنند كه مشكلات بسياري دارد. كساني كه طرح را به‌خاطر خود طرح دنبال مي‌كنند نه به‌خاطر مسابقه. كساني كه مسئله را درك مي‌كنند و سعي مي‌كنند به مسئله پاسخ دهند نه به‌خاطر اين‌كه در يك مسابقه شركت كرده باشند و در پورتفوليوشان مطرح شود. يا احياناً به علت داوري غلط برنده هم بشوند.


اگر مسئله‌اي را كه مسابقه مطرح كرده، مي‌شناسند، علاقه‌مندند يا دوست دارند راجع به آن پژوهش كنند و پاسخ بدهند، وارد مسابقه شوند. اما نروند مسابقه بدهند و سعي كنند كاري كنند كه برنده شوند. البته در جلسه‌اي كه در روز اول داشتيد، شما بر داوري دقيق تاكيد داشتيد و مصرانه گفتيد كه مي‌خواهيد تمام كارهاي رسيده را ببينيد.


بله. به همين دليل است كه من را در تمام داوري‌ها نمي‌بينيد. به همين دليل است كه تعداد زيادي از داوري‌ها را رد مي‌كنم. موقعي كه مسئولان اين پروژه با من صحبت كردند، من وقتي به ليست داوران نگاه كردم با آسودگي خيال ترجيح دادم كه داوري را قبول كنم و من دقت خواهم كرد تا آنجا كه در توانم هست، اين اتفاق درست بيفتد.

 

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

سه شنبه 22  فروردين 1391
سال سوم |  شماره 421

نسخه الكترونيك روزنامه‌ ملت:

تصویر
حمايت از برندهاي ايراني ضامن سرمايه و توليد ايرانيان
دوشنبه, 21 فروردین 1391
| محمد مهدي كتابدار |سال‌ها پيش اگر مي‌خواستيد كفش بخريد، احتمال اين‌كه به يكي از برندهاي مشهور ايراني مانند «كفش ملي»، «كفش بلا»، «كفش... ادامه مطلب...
يك همبستگي ساده براي حل معضلات اجتماعي
دوشنبه, 21 فروردین 1391
حسين مرادي:در تحليل و بررسي مسائل اجتماعي با سه عامل مهم و تاثيرگذار روبه‌رو هستيم. بهبود شرايط و برآوردن نيازهاي زندگي اجتماعي بدون... ادامه مطلب...
نگاهي به رابطه کودک با تلويزيون
دوشنبه, 21 فروردین 1391
قاسم جوكار:يكي از مسائلي كه از ديرباز، توجه انديشمندان حوزه‌هاي گوناگون علوم انساني را به خود جلب كرده و موجب قلمفرسايي اين انديشمندان... ادامه مطلب...
تصویر
بازنشسته تامين اجتماعي يا مرفه بي‌درد!
یکشنبه, 20 فروردین 1391
مريم شاهسمندي:بعد از اين‌كه هداياي روز خبرنگار با بيش از هفت ماه تاخير و به بدترين شكل ممكن و با حذف‌هايي كه هنوز هم پايه و اساس آن براي... ادامه مطلب...
تصویر
آيا جراحي پلاستيك به بهتر شدن عزت نفس كمك مي‌كند؟
چهارشنبه, 16 فروردین 1391
حميد عارف: در ظاهر اينطور به نظر مي‌رسد كه رابطه‌اي ميان جراحي و روانشناسي وجود نداشته باشد، اما تغييرات چشمگيري كه در كنش و شخصيت شخصي... ادامه مطلب...
تصویر
آش ،ماش، بيرون باش!
سه شنبه, 15 فروردین 1391
مريم شاهسمندي: روز 17 مرداد، براي خبرنگاران تاريخ آشنايي، روزي كه به واسطه شهادت محمود صارمي خبرنگار خبرگزاري ايرنا در تاريخ شمسي ايران... ادامه مطلب...
تصویر
رشد آسيب‌هاي اجتماعي در سايه تورم
سه شنبه, 15 فروردین 1391
مصطفي اقليما:پيش‌بيني وقايع و آسيب‌هاي اجتماعي كه در سال جديد رخ خواهد داد كار سختي نيست و از هم‌اكنون مي‌توان با قاطعيت گفت با رشد... ادامه مطلب...
بني‌آدم اعضاي يكديگر بودند
سه شنبه, 15 فروردین 1391
|   نسرين مجتهد‌زاده |رنگ‌ها حرف مي‌زنند، نگاه‌ها پيام‌هاي معنادار به همراه دارند، جست‌وخيزها از روي شادي نيست، هورا مي‌كشند اما... ادامه مطلب...