اگرمي خواهيم سلامت خانواده حفظ شود زن بايد هويت پيدا كند
| جامعه |
فرزانه اخوان (طبسيان) فارغالتحصيل تكنولوژي پزشكي از امريكاست. اما او فعاليت خود را در زمينه دكوآرت 6 سال پس از انقلاب و بازگشتش به ايران آغاز كرده و تاكنون اين هنر را به بسياري از زنان و مردان اين سرزمين آموخته است. او يكي از زنان فعال و كارآفرين ايراني است كه بدون هياهو در سكوت و سادگي سالهاي سال به فعاليت خود ادامه داده و سعي كرده هنرمند بودن ايرانيان و بهويژه زنان ايراني را به خوبي به تصوير بكشد.
| فاطمه ذوالقدر|
فرزانه اخوان در گفتوگو با «ملت ما»:
اين نخستين مصاحبه مطبوعاتي فرزانه اخوان است، او تا به حال با هیچ رسانهاي مصاحبه نكرده، آنچه ميخوانيد، حاصل گپ و گفت خبرنگار«ملت ما» با اوست.
اصولا هنر به نوعي جز لاينفك زندگي ايرانيان و بهويژه زنان ايراني به شمار ميرود، اما اينكه بهطور جدي به آن پرداخته شود و به دغدغه اصلي تبديل شود تنها در موارد خاص اتفاق ميافتد. شما از چه زماني كار هنري را بهطور حرفهاي آغاز كرديد؟
شش سال بعد از انقلاب از امريكا به ايران آمدم درسم را در امريكا در رشته تكنولوژي پزشكي به پايان رساندم كه هيچ ربطي به هنر نداشت و عملاً هم هيچ تعليمي در اين رشته نديدم چه براي نقاشيهايم و چه براي كارهاي ديگري كه انجام دادم
يعني هيچ استادي نداشتم من هميشه نقاشي كردم هميشه اهل هنر بودم هيچگاه احساس اينكه نقاش هستم و هنرمند، را نداشتم بيشتر تشويقهاي همسرم بود كه در ايران ماندم و اينكه سبك و هنر خودم را پيدا كنم ساعتها كار ميكنم.
نسبت به معلمها خيلي احترام قائل هستم خيلي سخت بود كه بدون معلم كار كنم. آنها راه را براي انسان هموار ميكنند. وقتي من هيچ مديوم رنگي را نميشناختم يا هيچ تكنيكي را نميشناختم مجبور بودم همه اينها را بخوانم، پيدا كنم، تجربه كنم اين كار برگشت به عقب است يك معلم راه را رفته من مدام تجربه كردم و در اين مسير به كارهاي دكوراتيو كشيده شدم
من مديومها را به صورت حرفهاي نميشناختم الان اصطلاحات جديدي آمده مثلا ميكسمديا كه من خودم آن را پيدا كردم چون فهميدم در اين مدياها وقتي خيلي چيزها با هم مخلوط و آميخته ميشوند يك چيزي به وجود ميآيد كه در كارهاي دكوراتيو به دردم ميخورد هيچگاه يك تابلو را با يك مديوم كار نكردم ممكن است در يك تابلو همزمان هم رنگ روغن هم مداد رنگي يا جوهر يا گواش...
به كار ببرم هيچوقت كارم كلاسيك نبوده كه مثلاً اين را از اين استاد يا آن استاد ياد گرفته باشم، بله ممكن است خيلي چيزها را از دست باشم اما بعد از سالها در يكي از نمايشگاههاي نقاشيام (حدود 14يا 15 سال پيش) خيلي از دوستانم از من تقاضا كردند كه كلاسهايي براي آموزش داير كنم.
بعد از مدتي فكر كردن تصميم گرفتم اين كار را انجام دهم كه با استقبال خوبي مواجه شدم با وجود اينكه من هيچوقت تبليغات نداشتم بيش از 15 سال است كه آموزش ميدهم و هيچگاه تبليغ نكردم بلكه با رفرانس و توصيه شاگردان بوده... فلسفه من اين است كه اگر قرار است كسي مرا پيدا كند حتماً پيدا خواهد كرد.
احساس ميكردم اينكه كارم زياد شود ممكن است با زندگيام تداخل پيدا كند بالاخره من سه تا بچه دارم و تصور ميكنم كه حتي بيش از حد هم كار قبول كردم و كار زيادي انجام دادم.
با شركتهاي تبليغاتي چگونه كنار آمديد؟
در اين خانه فيلمبرداري و عكاسي و... انجام ميشود دوستانم بارها به من پيشنهاد دادهاند كه بروشور تهيه شود و كارهاي تبليغاتي انجام شود... خيلي از دكوراتورها آمدند و در خانه من عكاسي كردند ولي اسم من مطرح نبوده و وارد آن قسمت تبليغات نشدم، نميدانم چرا شايد احساس نياز نميكردم چون به اندازه كافي سرم شلوغ بود.
از نظر شما حيف نيست كه چنين كارهايي ناشناخته بماند و...
روزي يكي از شاگردانم به من زنگ زد و گفت در خيابان زير يك بيلبورد هستم و اينجا تبليغات يك دفتر طراحي است كه نام آن گروه طراحي را نوشته ولي من دارم به كار شما نگاه ميكنم. گفتم خب اينها مشتريهاي من هستند گفت من الان ناراحتم كه آنها روي كار شما خودشان را تبليغ كردند.
من از زمانيكه آموزشهاي خودم را شروع كردم حتي به آقايان هم آموزش دادم. البته آقايان محدود بودند به دليل اينكه ساعات ما با هم هماهنگ نبود ولي به مرور كارم را مختص خانمها كردم چون فكر كردم چيزي هم بگذاريم براي خانمها ولي واقعيت اين است كه خيلي از خانمها شاغل نيستند درست است
كه كارهاي خانه پر مسئوليت و سنگين است اما تكرار است و تكرار ارزش انسان را كم ميكند وقتي كاري را دايم و مدام انجام دهم ديگر كسي مرا نميبيند يعني عملا مادر، همسر، فرزند تا زماني كه آن اِلمان از زندگي برداشته نشود هرچند آن يك پايگاه و يك اهرم است اين اتفاق خواهد افتاد.
اگر ميخواهيم سلامت خانواده حفظ شود زن بايد هويت پيدا كند و اين هويت براي من بسيار مهم و ارزشمند است من در هر فصل بايد گياه همان فصل را كشت كنم كه هركس به خانه من ميآيد حس خوبي داشته باشد. خانمها بايد ياد بگيرند كه يك يا دو روز در هفته مال خودشان باشند عدهاي هم ميآيند كه تمام نگاهشان نقد است قرار نيست كسي «رامبراند» شود منهم نشدم. من خودم هستم و خواهم بود با قابليتهاي خاص خودم و اينكه اين قابليتها را ارتقا دهم و پررنگ كنم.
شاگرداني داريد با سن بالا آيا اين افراد با اين مشخصه و با ذهنيت بكر پيش شما ميآيند؟
بله خيلي از آنها پيشزمينه ندارند من شاگردي داشتم 70 ساله از كرج كه با همسرش هر روز ساعت 9 سركلاس حاضر ميشدند فقط يك بار دير كردند بعد زنگ زده و عذرخواهي كردند و گفتند يكربع ممكن است دير كنيم من هم گفتم ايراد ندارد منتظر هستم وقتي آمدند ديدم همسرش براي بالا آمدن از پله كمكش ميكند ظاهرا صبح انگشت پايش شكسته بود و رفته بود كه به پايش چيزي ببندد.
اولا كه آموزشم تكنيكي است و تا جاييكه ممكن است همهچيز را ساده بیان ميكنم چون اعتقادي به پيچيده كردن كار ندارم اينكه به ديگران بگويم من چه كار عجيب و غريبی انجام ميدهم. شايد گاهي من كاري را در 13 يا 14 مرحله و شايد بيشتر به نتيجه برسانم اما سعي ميكنم روشي را به شاگردانم آموزش دهم كه در كمترين مرحله و كمترين زمان آن را انجام دهند يعني تجربياتم را كاملا به شاگردانم آموزش ميدهم. چون هدفم اين است كه هنرجو احساس كند ميتواند كاري انجام دهد و توانايي آن را دارد.
چه نامي براي كارهايتان انتخاب ميكنيد، ظاهر كارهاي شما تا حدودي به پتينه نزديك است، اما پتينه نيست، چه اسمي روي اين كارها ميگذاريد؟
بله، كار من پتينه نيست. پتينه زيرمجموعهاي از اين كارهاست. در خارج به اين كار ميگويند دكوآرت يا بهعبارتي هنرهاي دكوراتيو- كه همه اينها فلسفه خاص خودش را دارد در كلاسهايم حتما سعي ميكنم به شاگردانم فلسفه و تاريخچه هر كاري را بگويم چون وقتي تاريخچه يك هنري را بدانند حس ديگري به كار پيدا كنند چرا يك رنگ قشنگ رابرداريم و خراب ميكنيم. واقعيت اينست كه همه اينها كار تكنيكي است و آنچه براي من مهم است اينست كه به بيننده بايد سختپسندي را آموزش دهيم.
عقيده من اينست كه ما كارهاي رقابتي نداريم مثلا يك زمان در هر خانهاي تابلوي گلچيني كه روي پارچه مخملي كه روي آن را هم نايلون كشيده بودند، ديده ميشد حتي يكبار كسي از اين تابلوها براي پدرم آورده بود كه به پدر گفتم فكر نميكنم اين تابلو را به ديوار بزنيد من ديدم خب روي اين تابلو زحمت كشيده شد چون اين كار كمي نيست چراكه گلچيني و ايتاليايي پايه هنر مجسمهسازي است
و هيچ چيزي قشنگتر از آن نيست اما سرهم كردن آن مهم است حالا يك نفر بهنظرش آمده اين كار قشنگي است و اينجا افتاده... ... بعد من اين گلها را از هم بازكردم و چند تا ظرف درست كردم كه هنوز بعد از سالها از آن استفاده ميشود. سختپسند بودن مهم است كار جديد و خلاقي را به وجود آورم بعد فكر كنم كه با خانهام هماهنگي داشته باشد
قرار نيست آنچه را كه من دوست دارم تو هم دوست داشته باشي و تو پسند كني در كلاسها به بچهها ميگويم كه رنگها را شما به من بگوييد حتي براي پروژهها كه ميروم تاکنون نشده به كسي بگويم اين بد است اين جالب نيست و... بلكه سعي ميكنم به او در حيطه خانه او، به فضاي او توجه كنم و سعي كنم
آن فضا را حفظ كنم ممكن است كاري در خانه من جالب باشد اما در خانه شما آن حس و قشنگي را ندهد هميشه براي معرفي كارهايم منزل خودم را نشان ميدهم و بيننده شايد از خانه من ايده بگيرد و طبق سليقه و دكوراسيون خانهاش آن را به كار ببرد. شايد من به عنوان يك غريبه اگر وارد اين خانه ميشدم با نگاه نقادانه وارد ميشدم و به خيلي چيزها انتقاد ميكردم.
آيا شما خارج از ايران همكلاس يا پروژه داشتهايد؟
بهطور مستمر خير ولي چند پروژه در خارج از ايران داشتم سعي ميكنم بيشتر در ايران باشد بيشتر از همه بهخاطر خانواده از دوبي و اروپا خيلي دعوت شدم حتي از آلمان همين چندي پيش گروهي كه به آلمان ميرفتند برايشان رنگ آماده و مخلوط كردم و مواد گذاشتم طراحيها را انجام دادم و گفتم كار را خودشان انجام دهند چون برايم امكانپذير نيست سالها پيش نمايشگاه نقاشي داشتم.
از آلمان گروهي آمدند، در كارهايي كه داشتم خيلي از موتيفهاي اسلامي استفاده شده بود عملا تمام تابلوهاي من بكگراندي از نوشتههاي اسلامي بود كه خيلي براي آنها جالب بود كه تمام بكگراند و موتيفها اسلامي است روي خطاطيها همه نقاشي شده بود نمايشگاه جالبي بود كه هيچ كدام از كارهايم نماند شايد يكي از آنها منزل پدرم مانده باشد.
اتفاقا در آن نمايشگاه بيشتر تابلوها را غيرايرانيها خريدند مثلا يكي از آنها امريكايي بود كه آمده بود يك فرش ايراني بخرد كه گفت تصميم گرفتم يك تابلوي ايراني ببرم- شهرستانها خيلي طالب كار هستند كه سابقا ميرفتم اما الان نه، سعي ميكنم گروههايي را معرفي كنم.
آيا شاگردان غيرايراني هم داريد؟
بله از امريكا، اروپا و دوبي شاگرد داشتم مثلا از امريكا تماس گرفتند و شروع كلاسهاي ترم جديد را پرسيدند چون ميخواستند بيايند. يا الان كه شاگردي از آلمان دارم. البته اوايلي كه شروع كردم بهتدريس بسياري از كلاسهايم بهزبان انگليسي بود به دليل اينكه بيشتر شاگردانم كساني بودند كه ميخواستند كارشان را خارج از ايران انجام دهند.
البته الان هم در كلاسها مترادف و اصطلاحات انگليسي را به شاگردانم ميگويم و اين را هم خيليها به من انتقاد ميكنند ولي به آنها ميگويم كه اين مسئله به اين دليل مهم است كه اينها به كارتان خواهد آمد وقتي رنگها- تكنيكها و اصطلاحات را بدانيد مثلا در مجلات، كتابها- تلويزيون را نگاه ميكنيد در اينترنت مطلبي را ميبينيد ميفهميد كه چقدر مهم است.
مخصوصا به خانمها ميگويم وقتي شما دانش چيزي را ميدانيد ميبينيد كه مردم شما را چقدر قبول ميكنند. مثلا رنگ شماره 3 اسم دارد شما چرا آن را با اسم خود آن رنگ نخريد شما هر جاي دنيا برويد رنگ شماره 3 را نميشناسند بايد بلد باشيم همهجار كار كنيم. من هنوز شاگردي نداشتم كه اينها را بلد نباشد آنقدر تكرار ميكنم تا ياد بگيرند.
پس بايد علم هر چيزي را بدانيم. تدريسم به گونهاي است كه شاگردانم بعدها كار خواهند كرد فرق ندارد آيا 70 ساله باشد يا يك دختر جوان پس كار را بايد علمي و اصولي و حتي با تاريخچه بدانند.
دكوآرت به چه زماني برميگردد آيا متعلق به ما ايرانيهاست؟
اصل اين هنر برميگردد به مردماني كه در غارها با يك تكه ذغال نقاشي ميكردند. دكوآرت از آنجا شروع شد مثلا مصريان را نگاه كنيد اهرام و مقبرههاي مصريان كاخهاي هخامنشي يا پرسپوليس كه خيلي از آنها از بين رفتهاند داستانهايي كه روي ديوارها گفته شده است.
خيليها از من ميپرسند كه ممكن است اين هنر سال ديگر از مد خارج شود من ميگويم اين هنر هيچگاه از بين نميرود اين هنر هزاران سال است كه هست تكنيك هميشه خواهد بود لباس هيچگاه از بين نميرود بلكه مدل عوض ميشود ولي تكنيك هميشه خواهد بود.
پس پتينه چيست؟
پتينه قسمتي از كاري است به معناي فا افكت- فا كلمهاي فرانسوي و به معني اشتباه و خطا است. افكت بهمعني حالت و مدلي كه داريم تمام اينها خطاي ديد است. ما بايد ايجاد خطاي ديد كنيم و آنچه بايد اتفاق بيفتد اين است كه از فضاها، فضايي غير از آن فضا دربياوريم. ديوار سفيد كه عرف است ما تبديل ميكنيم به آسمان يا به ديواري كه كاهگلي است يا آجري.
اينها همه خطاي ديد است- ديواري درست ميكنم كه درخت در آن است به گونهاي كه حس ميكني واقعي است اين ايجاد خطاي ديد است و تاريخچه آن از آريستوكراسي انگليسي شروع ميشود به دليل اينكه در اروپا داشتن يك در كهنه داشتن ديوار نمكشيده نشانه اين بوده كه اين آدمها سالها و قرنها در اين قصرها زندگي كردهاند و درواقع اصالت دارند و...
مهاجريني كه به امريكا رفتند اصالت چنداني نداشتند امريكا كشوري است كه قدمت چنداني ندارد اغلب، راندهشدگان جوامع اروپايي بودند كه به امريكا رفتند و با به دست آوردن پول شروع به ساختن كاخها و خانههاي بزرگ كردند باشگاههاي عجيب ساختند و بعد براي اينكه آن آريستوكراسي را با خود ببرند از اين تكنيكها استفاده كردند يعني يك در نو بود و چون ميخواستند آن حس قديمي و اصالت را به آن بدهند
كسي را ميآوردند كه آن حالت قديمي را به آن بدهد اين احساس شود كه اين قرنهاست كه آنجاست در حالي كه 5 يا 10 سال پيشساخته شده بود آن وقتها در اروپا بيشتر راهبها اين كار را ميكردند. مثلا الان شما يك بسته ورق طلاي چيني ميخريد با قيمت 4 يا 5 هزار تومان شايد در چين 500 تومان باشد
با آن ميتوانيم چيزي را طلايي كنيم براي اينكه ميخواهيم بفهمانيم ما آدمهاي متمول و پولداري هستيم دنبال آن اصالت هستيم. متاسفانه در دنيا از مواد و متريالهاي خوبي استفاده نميشود مثلا جعبههاي چيني، كه همين جعبههاي ميوه ما هستند چينيها روي آن نقاشي ميكنند اين همان دكوآرت است.
آيا همين دكوآرت در خارج از ايران به همان شكلي كه ما داريم وجود دارد؟
بله بهشدت زياد است متاسفانه اين كارها هزينهبر هستند. البته مردم در ايران بيشتر دنبال اين هنر هستند من شاگرداني دارم كه پزشك هستند ما آدمهاي كنجكاوي هستيم كشور وسيعي داريم وقتي چيزي مد ميشود همه كنجكاوي ميكنند و ميخواهند بفهمند و ياد بگيرند.
آيا كتابي در زمينه دكوآرت نوشتهايد؟
خير ولي يكي از كارهايي است كه شديداً فكرم را مشغول كرده البته به ترجمه فكر نميكنم دلم ميخواهد كتابي را با تاريخچه و تجربيات خودم بنويسم و اينبار به جاي اينكه ما كتابهاي خارجي را ترجمه كنيم آنها كتابي را از ما در زمينه دكوآرت ترجمه كنند. دلم ميخواهد قبل، بعد و تمام مراحل يك تكنيك را خوب به تصوير بكشم و كلا كار خودم باشد
من هميشه كد رنگهايم را به شاگردانم نشان ميدهم انواع رنگهاي آماده ولي درست كردن رنگها را به آنها آموزش ميدهم. شناخت رنگها و درست كردن رنگها خيلي مهم است اينكه بتوانم رنگي را خودم بسازم اگر روزي از اين رنگها استفاده كردم و تمام شد چه خواهد شد اگر من رنگ پيدا نكنم بايد با آنچه دارم بتوانم كار كنم و بهترين را هم ارايه دهم اگر رنگهاي آماده وارد نشد و مخصوصا با اين وضع تحريم پس بايد فكر همهچيز را بكنم.
شنيدم رنگهايي كه خودتان درست ميكنيد بسيار مقرون به صرفه است؟
بله بسيار ارزان و مقرون بهصرفه است. پس اگر كاملا تحريم شديم نگران نباشيم. بايد بتوانيم و ميتوانيم، ببنيد هر كشوري يك چيزهاي خاصي دارد كولر آبي در ايران خوب كار ميكند همه سيستمهاي خنككننده دردسرساز است اما اين كولرها بسيار ارزان و بدون دردسر است.
تفاوت يك ايراني با يك امريكايي در چيست يك امريكايي كه اين تكنيك را انجام ميدهد با يك ايراني بگذاريد در يك اتاق بگوئيد خب حالا رنگ كن يك امريكايي نميتواند اين كار را انجام دهد اين را به جرأت ميگويم او بايد برود به يك مغازه تازه يك نفر هم او را كمك كند براي اينكه هميشه يكي براي آنها كار را آسان كرده است.
يك انتقادي كه دارم به تمام ايرانيها اين است كه ما حتي كيتها را هم به عنوان تكنيك به مردم آموزش ميدهيم مثل ترك- ترك تكنيك نيست بلكه كيت آموزشي است چيزي است كه اگر جعبه آن كامل به دستم برسد كه نميرسد دستورالعمل آن روي جعبه نوشته شده ولي در ايران اينها را از هم جدا ميكنند شماره يك را جدا ميفروشند
شماره 2 را جدا و شايد شماره 3 را بفروشند در حالي كه اين سه شماره در يك جعبه و با دستورالعمل وجود دارد و متاسفانه يك نفر هم آنطرفتر نشسته و چند هزار تومان ميگيرد كه مثلا اين ترك را به عنوان يك تكنيك آموزش دهد اين چيزي نيست كه بهخاطر آموزش آن پول گرفت.
براي من مهم نيست انسان همهچيز را بداند مهم اينست كه آنچه را كه بلدم چگونه و در كجا از آن استفاده كنم بعضيها دوست دارند فقط ياد بگيرند ولي هنر اينست كه بتوانم كارهايي را كه بلدم را جمع كنم و از آن استفاده كنم حالا من آمدم ترك را ياد گرفتم يك ليوان يا بشقاب را ترك دادم چقدر ميخواهم از اين تركها استفاده كنم چند تا ليوان يا... ترك دادم بالاخره چه. بايد بدانم اين را كجاها به كار ببرم.
يكي از شعارهاي من اينست كه هميشه ميگويم هيچكس نميداند كه 24 ساعت چقدر زيادي است بنابراين پيدا كردن وقت كار سختي نيست بلكه مديريت آن مشكل است.
شما استاد نداشتيد، اينكه استعداد نقاشي داشتيد قابل قبول است، اما درباره كارهاي ديگر چه توجيهي وجود دارد؟
من خيلي مطالعه ميكردم كتابخانه بينظيري دارم. در اين زمينه كتابي نيست كه در امريكا چاپ شده باشد و من نخوانده باشم درباره رنگ درباره هنر هميشه سعي و تلاشم اين بوده كه چيزي را كه به شاگردانم ميگويم بدانم چيست و علم آن را داشته باشم چرا اين ميشود را بدانم تركيبها را بدانم، خواندن، يكي از كارهاي من است خوشبختانه در خانهاي زندگي ميكنم كه يك خانه علمي است - يعني بيشترين دكوراسيون خانه ما كتاب است.
گاهي روزي 12 يا 16 ساعت نقاشي ميكردم- كمتر ميخوابيدم بدون اينكه زندگيام و كارم با هم تداخل پيدا كنند. كتاب خيلي خواندهام خواهر و برادرهايم هروقت به ايران آمدهاند برايم كتاب آوردهاند براي اينكه براي من قسمت تاريخچه هر كاري مهم بود اينكه چرا اينگونه و اين چراها اين برايم جالب بود و مهم، اين را با ديگران هم در ميان ميگذاشتم فلسفه رنگ هم بسيار مهم بود چيزي كه متوجه شدم اين است كه مردم در ايران از رنگ ميترسند البته الان خيلي بهتر شدند خانههاي بزرگ و زيبا با رنگهاي سفيد از ميخ زدن به ديوار ميترسند.
حقيقتي را برايتان تعريف كنم. چند سال پيش خواهرم آمد ايران و جديدترين كتاب چاپ شده در اين زمينه را براي من آورد جالب اين بود ايدهاي را كه من روي ديوار خانهام پياده كرده بودم در آن كتاب بود يعني نويسنده كتاب خانهاي را در امريكا ميخرد كه قديمي و كوچك بوده تصميم ميگيرد كه خانه را خودش نقاشي و نوسازي كند ايدهاي كه در يكي از ديوارها پياده ميكند همان ايدهاي بود كه من هم روي ديوار خانه خودم فقط با رنگآميزي متفاوت كار كرده بودم پس نتيجه ميگيريم ذهنها چندان هم دور از هم نيست.
اين ايدهها چگونه به ذهن شما راه پيدا ميكنند؟
ببينيد خانه من خانهاي است 55ساله عملا خيلي قديمي و فرسوده مثلا يكبار كه ديوار دستشويي نم داده بود و خراب شده بود كاشيكاري آورديم كه ديوار را كاشي كند باور كنيد عصباني شده بود و ميگفت: 20سانت ديوار صاف ميخواهم كه كاشي كنم و پيدا نميكرد من سعي ميكنم روي همين ديوار نم گرفته و خراب و ريخته شده يك ايده پياده كنم
و همان ناصافي و خرابي را به نفع خودم استفاده كنم، تسليم نميشوم كه چرا ديوار ريخته يا... بلكه خودم را با آن درگير ميكنم تا بتوانم آن را به بهترين نوع به نفع خودم تمام كنم و به گونهاي روي آن كار كنم در نتيجه خواندن و مهمتر از همه ديدن بسيار مهم است ما اصلا نگاه نميكنيم.
از اين همه شاگردي كه داشتم شايد به انگشتان يك دست هم نميرسند كساني كه اسم گلها را نميدانند من داشتم شاگرداني كه وقتي اسم گلي را از آنها ميخواستم ميگفتند: گل، گل ديگه، خب گل گله... اما براي من مهم بود كه خوب نگاه كنم همين برگها خيلي مهم هستند پشت گلبرگها را نگاه كنيم دنيايي در پشت اينها نهفته است.
من به چه دليل ميتوانم گل بسازم به اين دليل كه گل را خوب نگاه ميكنم از حياط گل ميچينم بعد آن را برگ برگ ميكنم به شاگردانم نشان ميدهم براي درست كردن گل، آن گل واقعي براي من الگو ميشود منظور من از ديدن اين است نه اينكه در خيابان بروم ببينم كه امروز چه چيزجديدي آمده است منظور من اين است كه مثلا پشت چراغ قرمز ماندم خوب ابرها را ببينم- آسمان را و در نهايت طبيعت را خوب نگاه كنم تا هنگام نقاشي يا كارهاي ديگر از آن استفاده كنم در واقع اطرافمان را خوب نگاه كنيم.
پس ميتوان نتيجه گرفت كه شما چندان مشكلی در انجام كارهايتان نداشتيد، به اين خاطر كه بيشتر كار شما جنبه ذوقي داشته است؟
بله چون فكر ميكنم مشكلات بايد انسان را رهنمون به كارهاي ذوقي و خلاق كند اينكه به شاگردانم درست كردن رنگ را آموزش ميدهم به اين دليل است كه در اين تحريم اگر رنگ آماده پيدا نكردم بتوانم خودم آن را دست كنم. يا اگر پول نداشتم خانهام را كه كهنه و كلنگي شده با كمترين قيمت به زيباترين شكل دربياورم مبلمان را بجاي اينكه عوض كنم با كار خودم با دست خودم جديد و قابل استفاده كنم و اين افتخار است قرار نيست مشكلات مرا از پا در بياورد بلكه بر عكس.
آيا همسرتان هم كارهاي شما را دوست دارند و آنها را ميپسندند؟
ايشان هميشه مشوق من بودند، هر چند من هم سعي كردم كار و زندگيام چندان با هم تداخل پيدا نكند ولي همسرم هميشه اصرار دارند و داشتند كه نمايشگاههايم را در منزل خودمان برگزار كنم و اين كار سادهاي نيست. بهرحال دو هفتهاي زندگي انسان دچار مشكلات ميشود ولي بيشترين مشوق من ايشان بودند.
اگر از من نقد شود ايشان بيشتر از من ناراحت ميشوند. ايشان نه تنها در رابطه با كار من بلكه هميشه متوجه كار ديگران هم هستند. امكان ندارد ما جايي برويم و خانم آن خانه كاري را انجام داده باشد و همسر من نبيند و تشويق نكند براي ايشان بسيار مهم است ايشان خوب نگاه كردن را دارند و اينكه هويت دادن برايشان بسيار مهم است بهرحال استاد دانشگاه هستند و برايشان خيلي مهم است خيلي هم ديد خوبي نسبت به كارها دارند.
البته ناگفته نماند كه پيش آمده بود كه كاري را هم بسيار نقدي كردند و آنچه براي من پيش ميآمد اين بود كه آن را بهتر كنم و شايد گاهي هم روي كارها با هم بحث ميكرديم كه اگر نور يا سايه اينگونه ميبود بهتر ميشد هر چند ايشان شخصا اهل كارهاي هنري نيستند. اگر قرار بود كه ايشان با اين نقد كردن مرا پايين بياورند و تخريب كنند حتما من آن را ميفهميدم يعني همه اين هوش را دارند كه بفهمند آيا نقد در جهت تخريب است يا اصلاح پس بنابراين، اين را فهميدم كه هميشه سعي داشتند كه من بهترين را ارايه دهم و كارم عاليترين باشد.
شاگرداني داشتم كه همسرانشان كارهاي آنها را چندان جدي نميگرفتند ولي بهخاطر استقامت و پافشاري در كار نتيجه گرفتند روزي رسيده كه مثلا شوهر يكي از شاگردانم مهمانياي كه در خانهاش بوده كار خانمش را ميآورد با افتخار به همه اعلام ميكند كه اين كار را همسرم انجام داده و... بله همين كافيست استقامت من جواب داده.
اين يك پروژه است كه بتوانم خودم را ثابت كنم. اگر كسي كارم را تخريب كرد نبايد بغض كنم خيليها منتظر آن هستند بايد سعي كنم خودم كارم را دوست داشته باشم زيرا كار مهم نقد ميشود ايراد گرفته ميشود اگر روحيهام ضعيف است نميتوانم تحمل كنم به گونهاي ديگر مقابله كنم تا اعتماد به نفس خود را به دست بياورم مثلا ميگويم كه هنوز اين كار تمام نشده،
دارم روي آن كار ميكنم و... شاگردي دارم كه در خانهاش مجسمههاي آنتيك و گرانقيمتي دارد اما در ميان آنها يك كار از خودش گذاشته اين مهم است. هميشه به فرزندانم ميگويم كه غافل از انتظارهاي بالا نباشيد از روزي بترسيد كه پدر و مادر از شما انتظاري نداشته باشند اينكه ما بچههايمان را هل ميدهيم كه بهترين باشند به اين دليل است كه ميدانيم پناسيل بهتر شدن و بالارفتن را دارند دردناك زماني است كه بگوييم كه خب بس است همينطور خوبه...
چند فرزند داريد؟ آيا فرزندانتان هم در وادي هنر هستند؟
سه دختر دارم و يك پسر. دختر بزرگم شيمي خواند ولي بعد برگشت به علاقه شخصي خودش بعد در دانشگاه كمبريج طراحي لباس خواند. يك طراح خوب است بهطور آكادميك طراح شد. او ديد خوبي نسبت به مردم، به پارچه و آنچه عرف جامعه است، دارد. بچهها دوست داشتند كه در ايران زندگي كنند بچههايي نبودند كه فكر كنند اينجا نميشود پيشرفت كرد همه جاي دنيا آسمان يك رنگ است
يك جاهايي يك چيزهايي دارد يه چيزهايي را ندارد آدم بايد از آنچيزي كه دارد بهترين استفاده را بكند چون همه لحظاتي كه منتظري يك اتفاق بيفتد همان لحظاتي است كه از دست دادي اگر قرار باشد كه من هميشه منتظر باشم كه شرايط همان باشد كه من ميخواهم آن اتفاق هيچگاه نخواهد افتاد.
بيشترين طراحي دخترم روي مانتوهاست طراحيهايي اسلامي مانتوها آزاد و بلند و پوشيده بالاخره هم از نظر راحتي و هم استاندارد جامعه بالاخره يك كدي و مقرراتي هست و اينها بايد رعايت شود جاهايي با هم كار كرديم يعني طراحيها و نقاشي روي لباسها، ولي خودش نسبت به كارش خيلي آگاه است.
به نظر ميرسد نخستين باري است كه حاضر به مصاحبه با مطبوعات شدهايد، دليل اين كنارهگيري و دوري از مطبوعات چيست، دلتان نميخواهد كار شما شناخته شود يا به ارتباط برقرار كردن با دنياي بيرون و مردم اعتقادي نداريد؟
نه اينگونه نيست شما از تمام شاگردان من بپرسيد شاگردان من باورشان نميشود كه همهچيز را يادشان ميدهم ساعت كار من 10 تا 12 است ولي عملا تا ساعت 3 كلاسم داير است هيچگاه رنگها را قبل از آمدن شاگردانم آماده نميكنم بلكه منتظر ميشوم كه آنها هم ببينند يعني فوت كوزهگري را ياد بگيرند.
سر اين مسئله بسيار انتقاد ميشوم. من حتي امضاهاي خودم را در تابلوها پنهان ميكنم و بايد خريداران تابلوهايم، امضا را بگردند و پيدا كنند. دلم ميخواهد زنان بهويژه زنان كشورم بتوانند كارهاي مفيدي انجام دهند من ميگويم چرا يك زن نتواند سمباده بكشد كارهايي كه به نظر مردانه ميآيد انجام دهند.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





