روانشناسي فرهنگ و آرايش
| جامعه |
غلامحسين معتمدي:آرايش چهره و بدن با رنگها و مواد خاص، تاريخي ديرينه دارد. در ابتدا از آرايش در جنگها و مناسك و مراسم آييني استفاده ميشد. در كنار آن مصرف برخي مواد آرايشي براي زيبايي يا آراستن چهره نيز وجود داشت. مصريها مواد آرايشي را نيز همراه ساير ملزومات زندگي در مقبرهها در كنار مومياييهــا قرار ميدادند. يكي از كهنترين مواد آرايشي شناخته شده كحل است كه آن را به صورت دايرههايي در دور چشمها به كار ميبردند.
البته كحل علاوه بر زيباسازي از پوست در برابر آفتاب سوزنده صحرا نيز محافظت ميكرد و ضمنا سرب موجود در آن هم خاصيت ضد ميكروبي داشت. به عبارت ديگر ظهور استفاده از لوازم آرايش هم مانند ديگر پديدهها در تاريخ تكاملي بشر در ابتدا نقشي كاركردي داشته است. يونانيها و روميها نيز از پودر صورت استفاده ميكردند.
در قرون وسطي در اروپا از رنگارنگي آرايشها كاسته شد و برعكس صورت رنگ پريده ارج بيشتري داشت تا جايي كه زنان طبقات بالا از مخلوطي از سرب و سركه به نام سروس استفاده ميكردند كه چهره آنان را سپيد و رنگ پريده ميساخت. نقاشيهاي به جاي مانده از ملكه اليزابت اول اين نوع آرايش را به خوبي نشان ميدهد.
درآن دوران تنها روسپيها و زنان طبقات فرودست جامعه لبان خود را به سرخي ميآراستند. در 1770 ميلادي پارلمان بريتانيا قانوني وضع كرد كه در آن استفاده از لوازم آرايش جرمي مشابه جادوگري تلقي ميشد زيرا آن را موجب فريب مردان در انتخاب همسر ميدانستند.عوامل فرهنگي مختلفي در رواج آرايش در دوران ما موثر بوده است.
اصولا در فرهنگ جهانشمول امروزي زيبايي و جواني به نحوي وسواس گونه مورد ستايش قرار ميگيرد و ايدهآل شمرده ميشود. تقريبا تمام رسانههاي مدرن از قبيل سينما، تلويزيون، نشريات و وجه رسانهاي صنايع و كسب و كارها يعني تبليغات در راستاي ايدهآلسازي جواني و زيبايي فعاليت ميكنند. فرايند جهاني شدن به موازات ساير تاثيرات خود موجب خلق الگوها و مدلهاي يكسان زيبايي و جواني در سراسر جهان شده است.
جواننمايي، جوانانگاري و جوانپنداري پديدهاي فراگير در گروههاي ميانسال به بالاي جامعه است. اما گويي جواني به تنهايي كافي نيست و زيبايي نيز بايد در همزيستي با آن حضور داشته باشد. بديهي است كه غلبه چنين رويكردي در جوامع گوناگون به مصرف مواد آرايشي دامن ميزند.
تضاد و تناقض موجود در آن است كه در عين حال متوسط سن و ميانگين انتظار عمر در كشورها بالاتر رفته و با افزايش جمعيت ميانسال و كهنسال روبهرو هستيم. طبيعي است كه رويكرد فوق تمام اين گروههاي سني را درگير چالشي پايانناپذير ميكند كه در هر حال و به هر شكل سرانجام با شكست روبهرو ميشود.
ناگفته نماند در دوراني كه انكار مرگ به صورتهاي مختلف فردي، اجتماعي و فرهنگي به چشم ميخورد ايدهآلسازي جواني و زيبايي و شوق تداوم آن با استفاده از انواع آرايشها، اعمال جراحي زيبايي، روشهاي گوناگون بدنسازي و چهرهپروري نوعي ايمني كاذب در برابر مرگ ايجاد ميكند كه موجب استفاده بيشتر از دستاويزهاي ذكر شده ميشود. عامل فرهنگي ديگر كه وجهي ژرفتر دارد غلبه تصوير بر جهان مدرن و امروزي ماست.
جهان از شكل جهان مفهومي كه درآن مفاهيم و كلمات غلبه داشتند به جهان ديداري كه تحت سلطه تصوير است استحاله يافته و در حقيقت در حال غرق شدن در سيلاب تصاوير است كه توسط انواع رسانهها انسان و جهان را همچون توفان نوح ديگري با تهديدي جدي مواجه ساختهاند. كلمات و مفاهيم در برابر تصاوير پا پس ميگذارند كه پيآمد اين وضع فتور و سستي تفكر و انديشهورزي و نزول سطح فرهنگي فردي و اجتماعي است.
گويي حتي زبان نيز به حاشيه رانده ميشود و تنها تصاوير با هم سخن ميگويند. در چنين شرايطي تصوير خويشتن نيز محور فرايندهاي دروني و بيروني وجود انسان شده و بر رفتارهاي او تاثير ميگذارد. نتيجه همه اينها توجه بيشتر به ظاهر و غفلت فزونتر از باطن است. ظاهري كه بايد زيبا باشد و جوان به نظر رسد. ظاهر افراد كه بخش عمدهاي از رفتار غير كلامي آنان را دربرميگيرد نقش تعيينكنندهاي در چگونگي و كيفيت مواجهه و تعامل آنان با ديگران بازي ميكند.
ظاهر فرد منبع اطلاعات مهمي درباره جنسيت، سن، فرهنگ، طبقه اجتماعي، شغل، تعلق گروهي، گرايشها و شخصيت اوست. آن چه به نظر ميآييم منعكس كننده چگونه ديده شدن ما توسط خودمان و ديگران است و در اصل به نوعي نگاه و نگرش ما و آنها را نمايندگي ميكند. لوازم آرايش و چگونگي استفاده از آن نيز منبع مهمي از اطلاعات غير كلامي است كه فرد با نوع آرايش خود به ديگران منتقل ميكند.
منتهي دراين جا يك وجه دستكاريكننده نيز در كار است زيرا استفاده از لوازم آرايش با هدف افزايش جذابيت يا پوشاندن ضعفهاي احتمالي در ارائه تصويري بهتر و جذابتر از خويش است، لذا مصرف لوازم آرايش هميشه داراي دو جنبه استتاري و اغوايي است. در اصل آرايش راهي براي برجسته كردن سيمايههاي زنانه صورت است. پسر و دختر تا هنگام بلوغ چهرههاي مشابهي دارند و پس از آن تحت تاثير هورمونها ظاهر آنها تفاوت مييابد.
مردها صورت زاويهاي و پيشاني و دماغ برجسته پيدا ميكنند و زنها با مژههاي بلندتر، بيني كوچكتر، چشمهاي بزرگتر، گونههاي برجسته و لبان برآمدهتر مشخص ميشوند. لوازم آرايش اين سيمايهها را تشخص و تمايز ميبخشد. البته فلاسفه و حكما در كتابهاي خود از معيارهاي زيباشناختي ذاتي زيبايي و تناسبهاي عناصر تشكيل دهنده آن سخن ميگويند ولي امروزه تجسم ايدهآل زيبايي توسط نيروهايي مانند سينما، تلويزيون، تبليغات و مدلسازي ناشي از آنها شكل ميگيرد و بدون ترديد صنعت لوازم آرايش نيز در اين ميان نقش خود را ايفا ميكند.
نتيجه همه اين حرفها تاكيد بيش از اندازه و گاه وسواس گونه بر جذابيت فيزيكي و ظاهري است. دايما توسط رسانهها به افراد بهويژه به زنان پيام داده ميشود كه ناكامل هستند و نياز به ترميم و دستكاري دارند. پس پايه اصلي استفاده از لوازم آرايش افزايش جذابيت فيزيكي است. چنانكه گفته شد
اين امر نوعي مقابله ظاهري با روند پير شدن و مبارزه ناخودآگاه با مرگ نيز هست. البته اين گرايش در موارد بسيار از قلمرو لوازم آرايش هم فراتر رفته و جراحي زيبايي و ساير روشهاي ترميم فيزيكي ظاهر، رژيمهاي غذايي گوناگون و استفاده از انواع داروهاي مضر لاغركننده و نرمشها و روشهاي ورزشي مربوطه را هم دربرميگيرد.
* روانپزشك
| < قبلی | بعدی > |
|---|





