نارضايتي جنسيتي چيست؟
| جامعه |
دكتر مجيد حقيقت:شايد گهگاه شنيده باشيد كه فردي با جراحي جنسيت خود را تغيير داده است. و در ذهن خود سئوالات بسياري در اين زمينه ايجاد شده كه: چرا فردي چنين تصميمي را ميگيرد؟چرا در علم پزشكي چنين مطالعاتي انجام شده؟چرا يك پزشك حاضر به انجام چنين عملي ميشود؟ و جالب اينكه چگونه در ايران بهطور قانوني نيز چنين اعمال جراحي انجام ميگيرد؟براي جواب به اين سئوالات ابتدا لازم است بيماري نارضايتي جنسيتي (Transsexualism) كه منجر به تصميم بيمار و پزشك به تغيير جنسيت ميشود را توضيح دهيم.
نارضايتي جنسيتي
Transsexualism همانگونه كه از ترجمه لغوي آن مشخص است منظور بيماري است كه فرد از جنسيت خود راضي نيست و تمايل شديد به تغيير در جنسيت خود دارد. در اين بيماري وضع ظاهري جسمي و جنسي، ارگانهاي داخلي جنسي و سيستم هورموني و كروموزومي كاملا در سلامت بسر مي برد ولي فرد از نظر ذهني و روحي منكر صحت نوع جنسيت خود مي باشد و به عبارتي معتقد به وجود اشتباه در نوع جنسيت خود و عدم رضايت از آن به حدي كه باعث آزار شديد روحي و در نهايت تصميم قطعي به تغيير در جنسيت خود خواهد شد.
تفاوت اين بيماري با بيماري دوجنسي (Bisexual) در اين است كه بيماران دوجنسي داراي اختلال ظاهري در اندام تناسلي و اندامهاي داخلي جنسي و سيستم هورموني جنسي مي باشد و معمولا نماي ظاهري از اندام هر دو جنس را دارد. درحالي كه بيماران Transsexualism از نظر جسمي كاملا سالم ولي از نظر روحي با مشكل فراوان روبهرو هستند.
شيوع اين بيماري در جامعه در كشور ايران بررسي نشده، ولي در آخرين بررسي انجام شده در كشور هلند بدين صورت بوده كه در مردان يک در 11900 و در زنان يک در 30400 بوده است. يعني در مردان نزديك به 3 برابر شايعتر از زنان است و همچنين بيماري به نسبت شايعي محسوب ميشود.
تشخيص اين بيماري معمولا توسط خود بيمار انجام ميگيرد و فرد درحالي كه ظاهرا سالم است ولي تمايلات شديد رفتاري مطابق با جنس مخالف خود را دارد و لازم است اين علامت بهطور مداوم و حداقل براي 2 سال طول كشيده باشد. بدين معني كه مثلا فرد مردي است كه رفتاري كاملا زنانه، و با تمايلات جنسي با گرايش به مردان به گونهاي كه خود را زن مي داند و تمايل شديد به پوشيدن لباس زنانه، آرايش زنانه دارد و در نهايت در صورت امكان تصميم و اقدام به تغيير جنسيت خود ميكند.
براي درك شرايط روحي اين بيماران فرض كنيد فردي كه ظاهرا مرد است ولي از نظر روحي احساس كاملا زنانه دارد؛ بدين معني كه پوشيدن كت و شلوار باعث ناراحتي و بيقراري وي ميشود. او شديدا تمايل به پوشيدن لباس باز و دامن در ميهمانيها و پوشيدن مانتو در جامعه دارد ولي امكان آن را ندارد.
ديگر اينكه او در محل تحصيل يا كار، در بين ساير مردان و رابطه نزديك با آنان زندگي ميكند ولي تمايل شديد جنسي نسبت به آنان دارد درحالي كه از نظر روحي در بين زنان احساس آرامش و راحتي خواهد كرد ولي اجازه روابط نزديك با آنان را ندارد. چنين شرايطي باعث اضطراب و اغتشاش در شرايط روحي فرد مي شود.
بررسيهاي پزشكي معاينه فيزيكي و كروموزومي و هورموني، سلامت كامل را نشان ميدهد ولي بررسيهاي روانپزشكي اضطراب و گاهي افسردگي ناشي از احساس عدم رضايت از جنسيت و انكار جنسيت خود را دارند. از نظر علتشناسي، هنوز علت و عامل ايجادكننده اين بيماري ناشناخته است.
با توجه به نرمال بودن سيستم هورموني جنسي، به نظر مي رسد اختلال در مركز تمايلات جنسي در مغز، در محلي به نام (bed nucleus of stria terminalis) باشد. كه عامل ناشناخته و احتمالا چند فاكتور در آن دخيل است. درمان اين بيماري چيست ؟ اين بيماري درمان پذير نيست و لاعلاج محسوب ميشود، و درمان آن تغيير در جنسيت به روش هورموني و همراه با جراحي مي باشد.
استراتژي و خط مشي درمان
تشخيص: نخستين مرحله درمان، تشخيص صحيح و قطعي مي باشد. چون با درمان هورمونال و جراحي سير را برگشت ناپذير بايستي درنظر گرفت. همانگونه كه در قسمت اول نيز گفته شد تشخيص معمولا توسط خود فرد صورت ميگيرد و اغلب با تاييد دوستان و خانواده همراه است. و لازم است اين نارضايتي جنسيتي بهطور مداوم و حداقل براي دو سال استمرار داشته باشد. تاييد دوستان و خانواده بر اساس مشاهده رفتار و تمايلات فرد مطابق با جنس مخالف واستمرار علائم طي مدت طولاني خواهد بود.
البته عملا در موارد مشاهده شده در كلينيك توسط اينجانب مقاومت ومخالفت شديد خانواده و سعي در درمان، جهت اثبات سلامت جنسي به خود فرد ميباشد كه چون مشكل در روان فرد و براي بيماران transsexualism غير قابل برگشت مي باشد، تلاش خانواده موفق نمي باشد و حداكثر با تهديد فرد به طرد از خانواده منجر به اجباره فرد به تحمل شرايط موجود خواهد شد، كه منجر به عوارض روحي و افسردگي و حتي امكان خطر خودكشي نيز مي باشد.
بررسي روانشناختي
تشخيص و تاييد بيماري transsexualism توسط روانپزشك صورت ميگيرد و در طي فاز تشخيصي دو مقوله بايستي بررسي شود:
1- تشخيص صحت شدت بيماري نارضايتي جنسيتي.
2- دادن اطلاعات درباره پروسه درمان شامل امكان و محدوديتهاي درمان هورموني و جراحي است.
حتي با وجود كرايتريا و نشانههاي قطعي و مشخص براي تشخيص اين بيماري، ولي باز اعمال تشخيص قطعي اين بيماري براي روانشناس و روانپزشك مشكل مي باشد ولازم است اين تشخيص توسط دو متخصص ارشد و مجرب تاييد شود. خانواده بيمار نيز اغلب احتياج به مشاوره وكمك مشاورهاي روانشناسي دارند.
آزمايش زندگي واقعي
زماني كه درمان هورموني آغاز ميشود و حتي قبل از شروع آن، لازم است فرد زندگي با مشخصات جنس مخالف را بهطور واقعي وعملي تست كند. بدينصورت كه براي زمان طولاني و تمام وقت، بايستي مطابق ميل جنسي و جنسيت جديد خود لباس بپوشد و نام جديد خود را انتخاب كند.قبل از انجام عمل جراحي غيرقابل برگشت لازم است اين فرم زندگي جديد براي حداقل يك سال تمام وقت ادامه يابد و سپس تصميم قطعي به جراحي گرفته شود.
بررسي كلينيكي
شامل معاينه كامل فيزيكي و بررسيهاي آزمايشگاهي شامل مطالعات بيوشيميايي خون و هورموني و كاريوتيپ و بررسي كروموزومي است. تعيين وضع وزن و فشارخون جهت مقايسه و پيگيري طي درمان هورموني لازم است. همچنين جهت بيماران مرد كه داوطلب تبديل به جنسيت زن هستند، جمعآوري و فريز اسپرم در بانك اسپرم، چون پس از درمان هورموني فرد نابارور خواهد شد. تا در صورت تمايل به باروري در آينده بتوان از ذخيره اسپرم استفاده كرد. در حال حاضر ذخيره گامت و تخمك براي زنان مقدور است.
* جراح و متخصص كليه و مجاري ادرار
| < قبلی | بعدی > |
|---|






