داد و ستد
| جامعه |
قبيلهها كه به وجود آمدند ناچار براي رفع نيازهاي خود به مبادله كالا به كالا پرداختند. مثلا يك قبيله شير گاو اضافه داشت و يقيناً يخچال هم براي نگهداريش در چند روز متوالي نداشت ! و از آن طرف به آرد گندم احتياج داشت.بنابراين ميآمد در يك معامله دوستانه شير گاو را مي داد، در عوض آرد گندم ميگرفت. اينگونه مبادله را شايد به ندرت در همسايگي خود هم ديده باشيد.
وقتي كه يكي از همسايهها دو نان تازه به دست ميگيرد و با كلي تعارف و مقدمهچيني كه همين الان بيرون بودما يادم رفت تخممرغ بگيرم ! بچه هم دوست داره. داره بهونه ميگيره. اگه ممكنه دوتا دونه تخممرغ لطف كنيد. تخممرغ را ميگيرد. نان را ميدهد. از هم تشكر ميكنند و ميروند !
زندگيهاي قبيلهاي ادامه داشت تا اينكه بعد از سالها نسلهاي بعدي قبيله كمي عاقلتر شدند و فهميدند كه مثلاً آرد گندم و شير و تخممرغ و گوشت و تكهآهن ارزش برابر ندارند و ممكن است در اين معاملهها و مبادلهها نا خواسته كلاه گشادي سر يكي از قبيلهها برود.
بنا بر اين چيزي به اسم كالاي واسطه را خلق كردند. كالاي واسطه آن دوران فلز بود. و بعداز مدتي به فلزات سبك و گرانبها دست يافتند و اينچنين بود كه سكههاي قديمي كه شايد خيلي هم گرد نبودند به وجود آمدند.
و اين شد تاريخچه پيدايش پول. پول از كلمه يوناني Obolos گرفته شده و در زمان اشكانيان وارد فرهنگ لغات ما شده است و سكه عبارت است از يك قطعه فلز به وزن معين كه روي آن علامت رسمي دولت، يا حكومتي كه عيار و وزن آن و ارزش آن را تعهد ميكند، قيد شده است.البته اگر در قرن بيست و يك كسي اصرار و علاقه فراواني داشت كه يك سكه با طرح قديمي و با مشخصات بالا را به شما بيندازد ابداً زير بار نرويد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|





