خنجرهايي كه بر پشت خانواده مينشيند!
| جامعه |
چرا همسركشي زياد شده است؟
با نابودي يكي از همسران(زن يا شوهر) ديگري نيز حتما، اگر از لحاظ جسم نابود نشود، روحش نابود و در عذاب و زحمت دايم خواهد بود و مهمتر از آن در صورت وجود فرزند يا فرزندان، صدمات جبرانناپذيري بر قلب و روح فرزندان خانواده وارد ميكند وآنان را براي تمام عمر سرشكسته و از مسير زندگي طبيعي و عادي دور ميسازد. هزينه وقوع اين فاجعه از نظر اقتصادي و از نظر نيروي انساني و بهويژه از نظر رواني يعني نابودي خانواده بيش از حد براي جامعه گران خواهد بود.
پديده خشونت بين همسران و خشونت خانگي طيف وسيعي از نظريات مختلف چون نظريههاي تفاوت فردي، آسيبشناسي رواني، نظريههاي زيستشناسانه، روانشناسانه و تنش را پديد آورده است. از جمله نظريههايي كه ريشه خشونت را تنها در يك علت جستوجو ميكند تا نظريههايي كه اين مسئله را در بافت اجتماعي– ساختاري مدنظر قرار دادهاند.
عوامل موثر بر همسركشي بسيارند، اما مهمترين آنها عبارتند از: جهل و بيسوادي، ابتلا به سوءظن و هذيان، وجود قوانين محدودكننده طلاق براي زنان، ساختار نابرابر جنسي، اعتياد به موادمخدر و الكل.
افزايش همسركشي در دهه گذشته موسسه تحقيقات علوم جزايي و جرمشناسي دانشگاه تهران را بر آن داشت كه همسركشي را در 15 استان كشور به صورت علمي مورد بررسي قرار دهد. در اين تحقيق كه با كمك گروهي از محققان اين موسسه انجام شده، از روشهاي اسنادي و پيمايشي استفاده شده و جامعه موردبررسي متشكل از كليه زندانيان(زن و مرد) متهم يا محكوم به جرم همسركشي است كه حاضر به همكاري با محققان شدهاند.
اگرچه فرهنگ جامعه و محيط اجتماعي از مهمترين عوامل خشونتهاي خانوادگي است، اما عوامل گوناگون از ناهماهنگيهاي فكري، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، عدم تجانس فرهنگي، عدم توجه به خواستههاي منطقي هر يك از زن و شوهر، عدم آموزش زناشويي و عدم همفكري و در نتيجه عدم توانايي در بيان افكار و احساسات يا مذموم شمردن آنها، فقر، اعتياد به موادمخدر يا الكل، اختلال شخصيت يكي از همسران،
نابسامانيهاي زندگي جنسي، اجبار دختر به ازدواج و عدم علاقه دختر به مردي كه همسر او ميشود، فاصله سني زياد زن و شوهر و... ميتواند زمينه تعارض اختلالات و ناسازگاري ميان زن و مرد را فراهم آورده و به علت عدم آگاهي و آموزش صحيح زندگي منجر به رفتار خشونتآميز و نابودي كانون خانواده ميشود.
استانهايي كه پايين آمده است
رئيس مركز اطلاعرساني پليس آگاهي تهران بزرگ درباره جرم خشني همچون همسركشي گفت:«وقوع همسركشي به آستانه تحمل افراد باز ميگردد كه متاسفانه در سالهاي اخير با ورود بيشتر تكنولوژي به زندگي مردم و برخي عوامل ديگر آستانه تحمل افراد نيز كمتر شده است.» زندهياد سرهنگ محمد نظري در بازبيني پروندههاي همسركشي نكاتي كه باعث وقوع اين جرم ميشود را اينگونه برشمردند:«مسائل اجتماعي، اقتصادي و رواني آستانه تحمل افراد را پايين آورده است، در گذشته افراد جامعه صبورتر بوده و آستانه تحمل آنها نيز بالاتر بود. با اينكه تحصيلات بالايي نداشتند، اما در مقابل شرايط سخت واكنشهاي بهتري نشان ميدادند.»
سرهنگ نظري اما معتقد است امروزه اين موضوع كه مردم عجولتر شدهاند و ميخواهند از هر طريقي كه شده زودتر به خواسته خود برسند پررنگ شده و اين عجول بودن در رفتارها و نزاعهاي زوجين بيشتر به چشم ميخورد.«در دهههاي قبل اگر زوجين با هم درگيري لفظي يا حتي فيزيكي داشتند كار به مراجع انتظامي، قضايي يا در نهايت دادگاه خانواده ختم ميشد، اما اين اواخر درگيريهاي زوجين به قتل ختم ميشود و با مشاهده پروندههاي همسركشي متوجه ميشويم اين جنايت نهتنها در سطوح پايينتر جامعه كه اغلب در بين اقشار تحصيلكرده مشاهده ميشود.»
رئيس پيشين مركز اطلاعراني ناجا فقر فرهنگي را يكي از عوامل وقع اين پديده ميداند: «در اين نوع جرم فقر فرهنگي از فقر اقتصادي پيشي ميگيرد كه خيانت از سوي يكي از زوجين پيامد همين فقر فرهنگي است.»
سلاح سردِ در دسترس!
طبق آمار به دست آمده بيشتر همسركشيها با سلاح سرد صورت ميگيرد، يعني نقش سلاح سرد در بروز اين جنايت بسيار پررنگ است. بسياري از افراد از سلاحهاي سردي چون شمشير، قمه و خنجر براي تزيين ديوار منزل خود استفاده ميكنند و غافل از پيامد خطرناك اين وسيله تزئيني به ظاهر زيبا هستند كه ميتواند در يك درگيري ساده وسيله قتاله شود.«وقتي خانمي كلكسيوني از چاقوهاي آشپزخانهاي تهيه و در گوشهاي از آشپزخانه نگهداري ميكند، ميتواند يك دعواي ساده خانوادگي را تبديل به نزاعي خونين كند.»
| < قبلی | بعدی > |
|---|






