همهچيز عادي ميشود...
| جامعه |
| مهناز يزداني نژاد |حتما شما هم زياد اين جمله را شنيديد كه بعد از سيزدهم فروردين زندگي به روال عادي خودش بر ميگردد. اما اين عادي و معمول شدن زندگي خوبه ؟؟ اصلا اين عادي شدن چيه ؟؟ تا حالا بهش فكر كرديد ؟؟ همين ابتداي سال وقتي با هم برخورد داريم يك عبارت تقريبا رايج بين ما رد و بدل ميشه البته به غيراز تبريكات مرسوم و اون اينكه، باورت ميشه اينقدر زود تموم شد؟؟
اصلا من كه نفهميدم كي سيزده شد !!؟؟ حالا ياد آخر سال كنيم كه اون موقع هم باز همين حرف زود گذشتن را درباره سال ميشنويم. پس عادي شدن زندگي با گذران اون هيچ ارتباطي نداره چون اين شتاب گذشتن هميشگي البته اينكه هر كسي بعد از تعطيلات به سركار خودش بر ميگرده و اون جدي شدنها دوباره وارد زندگي ميشه كاملا درسته اما اينها نميتونه اون خوشيها را از ما بگيره تا زندگي عادي بشه. چيزي كه بعد از ايام تعطيلات عيد گاها فراموش ميشه.
چيزي كه نياكان ما در دل عيد گذاشتن تا فراموشش نكنيم و برامون به عنوان يه رسم تعريفش كردند، رسم ديد و بازديد و با هم بودن و اين شايد همون تفاوت پر رنگ عيد با روزهاي ديگه باشه. اين ناراحت كنندست كه وقتي ميگيم زندگي به روال عادي خودش بر ميگرده يعني دوباره از با هم بودن هامون فاصله ميگيريم و اين نخستين برداشت از معمولي شدنهاست. كمي كه فكر كنيم ميبينيم، عيد بدون ديد و بازديد هاش معنا نداره اصلا زيبايي نو شدن به با هم بودنه.
پس كاش امسال رو بيشتر غنيمت بدونيم و حالا كه زنجيره ارتباط بين خانوادهها هنوز گسسته نشده و بهار دوباره بهانه اين باهم بودنها را به ما داده، حفظش كنيم. كار سختي نيست فقط بايد سخت نگيريم. زندگي بهمون ياد داده كه نميتونيم هميشه پيش هم باشيم پس كاش تا اين فرصتها را داريم ازش استفاده كنيم.
| < قبلی | بعدی > |
|---|






