Website TemplatesJoomla TemplatesWeb Hosting
سرخط اخبار
اخبار جامعه
خانه جامعه يادداشت چرا طبيعت ايران در داخل حامي ندارد؟!

چرا طبيعت ايران در داخل حامي ندارد؟!

جامعه

محمد درويش:چندي پيش يك رخداد تلخ در جنگل ابر شاهرود، بسياري از فعالين و طرفداران محيط‌زيست ايران را سخت غمگين و شديداً نااميد كرد. ماجرا از اين قرار بود كه گروهي از مردم ساكن در روستاهاي اطراف اين زيباترين جنگل ايران، تصميم گرفتند تا شبانه به رويشگاه جنگلي موصوف حمله‌ور شده و با قطع 150 اصله درخت، بيش از يك هكتار از جنگل ابر را مخروبه كنند. آنها دليل اين رفتارشان را ابراز ناخشنودي از سازمان حفاظت محيط زيست و منابع طبيعي عنوان مي‌كردند، زيرا به گفته ايشان، اين دو نهاد اجازه احداث و عبور جاده از اين رويشگاه را نمي‌دهد.

 

 

اما اين نخستين يا آخرين رويارويي مردم محلي با سازمان متولي محيط زيست و منابع طبيعي كشور نبوده و ظاهراً نخواهد بود. رويارويي محيط‌بان‌ها و جنگلبان‌ها با برخي از دامداران، كشاورزان، زغالگيران و شكارچيان حيات وحش از ديگر مصداق‌هاي بارز تضاد منافع بين جوامع محلي با ملاحظاتي است كه منجر به حفظ محيط‌زيست مي‌شود.

 

اين‌كه به عنوان مثال فقط در استان چهار محال و بختياري اعلام مي‌شود سالي هزار هكتار از جنگل‌هاي زاگرس به زغال بدل مي‌شوند؛ اين‌كه اعلام شده و مي‌شود كه يكي از مهم‌ترين دلايل رخداد آتش‌سوزي در رويشگاه‌هاي جنگلي شمال و غرب كشور به دليل ميل كشاورزان و دامداران محلي براي تصاحب زمين بيش‌تر است؛

 

اين‌كه كشت در زيراشكوب جنگل‌هاي زاگرس بدون توجه به ويراني قدرت زادآوري طبيعي اين جنگل‌ها همچنان ادامه دارد، اين‌كه بحران زباله و آلودگي ديداري اغلب چشم‌اندازهاي طبيعي ايران، همچنان به روند نگران‌كننده خود ادامه مي‌دهد، اين‌كه دلفين‌ها همچنان در خليج‌فارس به بدترين شكل ممكن كشته مي‌شوند، اين‌كه مردم در برابر تخريب ارزشمندترين و ديرينه‌ترين باغ گياه‌شناسي سكوت مي‌كنند،

 

همان‌گونه كه معضل حفر غيرقانوني چاه عميق و نيمه عميق يا برداشت غيرقانوني و بيش از ظرفيت از چاه‌هاي موجود ادامه مي‌يابد و همان‌گونه كه زمين به روند نشست خود و درون‌سوزي‌اش ادامه مي‌دهد، همه و همه نشان از يك واقعيت تلخ اما غيرقابل انكار دارد؛ واقعيتي كه مي‌گويد:

 

طبيعت ايران در ايران آن‌گونه كه شايسته و سزاوار است، حامي و پشتيبان ندارد. دارد؟ و اين چرا هنگامي پررنگ‌تر مي‌شود كه ببينيم، آسمان هركجا همين رنگ نيست و در بسياري از كشورها، فعالين محيط‌زيست از چنان وزن و نفوذي در ساختار قدرت برخوردارند كه حتی مي‌توانند فرمان تعطيلي چند نيروگاه اتمي را در آلمان، اسپانيا، ايتاليا، سوئيس و... از رهبران سياسي خويش بگيرند. به عنوان مثال،

 

چندي پيش وقتي خبر رسيد كه دولت آلمان از ادامه مشاركت در پروژه ساخت بزرگ‌ترين سد تركيه بر روي يكي از سرشاخه‌هاي رودخانه فرات كناره‌گيري كرده است، بسياري با شگفتي به اين خبر واكنش نشان دادند؛ امّا شگفتي بزرگ‌تر زماني پديد آمد كه همگان دريافتند، علت اين كناره‌گيري، اختلافات بر سر مسائل مالي يا نارضايتي طرف آلماني از تعهدات و ضمانت‌هاي اقتصادي طرف ترك نبوده است؛ بلكه دولت آلمان در اثر فشار فعالان محيط‌زيست در اين كشور از ادامه اين همكاري سرباز زده و حتی خسارتي هنگفت نيز از نظر مالي را تقبل كرده است.

 

ماجرا اين است كه طرفداران محيط زيست و احزاب هوادار سبزها در آلمان به دولت دمكرات مسيحي آنجلا مركل فشار آورده و او را تهديد كرده بودند كه درصورت انصراف ندادن از اين همكاري، پايه‌هاي كابينه ائتلافي‌اش را در پارلمان بيش از پيش خواهند لرزاند؛ اتفاقي كه در ماجراي اشتوتگارت 21 هم افتاد و طي آن، برخي از متنفذترين اعضاي حزب مركل و همچنين چند وزير كابينه به دليل آنچه«عدم توجه به ملاحظات محيط‌زيستي در پروژه 7 ميليارد يورويي احداث مترو در اشتوتگارت» عنوان كرده بودند، استعفا دادند.

 

در رخداد احداث سد در تركيه، البته يك تفاوت ماهوي با ماجراي اشتوتگارت هم وجود داشت؛ زيرا اگر در احداث ايستگاه مركز مترو، بيم قطع 300 اصله درخت وجود داشت كه پيامدهايش مستقيماً متوجه كيفيت محيط‌زيست شهروندان آلماني مي‌شد، در ماجراي احداث سد در تركيه، چنين عقوبتي متوجه آلماني‌ها و سرزمين‌شان نبود؛ بلكه برعكس از محل عوايد مالي اين همكاري مشترك و پرمنفعت، مي‌توانستند كيفيت رفاه اقتصادي خويش را به‌ويژه در شرايط بحران اقتصادي پيش آمده در اروپا بيش‌تر تحكيم بخشيده و ارتقا دهند.

 

اما سبزها مي‌گفتند: در صورت ساخت اين سد، بحران بيابان‌زايي در ميان‌رودان(بين‌النهرين) ابعادي وخيم‌تر يافته و بر تعداد چشمه‌هاي توليد گرد و خاك در كشور عراق و مناطق همجوارش(از جمله ايران) افزوده شده و بدين‌ترتيب با كاهش پايداري بوم‌شناختي منطقه، كانون‌هاي بحراني فرسايش بادي فزوني خواهند گرفت و سطح سفره‌هاي آب زيرزميني بيش از پيش اُفت خواهند كرد.

 

به ديگر سخن، وضعي كه هم‌اكنون در كشور آلمان حاكم است و علاقه‌اي كه مردم آن به حفظ گرايه‌ها و آموزه‌هاي محيط زيستي دارند، ابعادي فرامنطقه‌اي يافته و فعالين محيط‌زيست آلماني نه‌تنها مي‌كوشند تا ملاحظات محيط‌زيستي در آلمان به اجرا درآيد، بلكه دل‌نگران وضع پايداري اكولوژيكي آن بخش از مناطقي هم هستند كه هزاران كيلومتر با موطن اصلي‌شان فاصله دارد و حتي براي پاسخ به اين دل‌نگراني حاضرند كه هزينه هم بپردازند.

 

چرا؟ چگونه چنين مردمي در آلمان به وجود آمده و مي‌كوشند تا از مظاهر رفاه مادي خود به نفع پايداري كره‌ مسكون صرف نظر كنند؟ پاسخ البته چندان دشوار نيست؛ به‌ويژه اگر بدانيم كه بيش از نيم قرن است كه در محتواي كتاب‌هاي درسي آلمان‌ها مضامين روشني از ترويج انگاره‌ها و ارزش‌هاي محيط‌زيستي گنجانده شده است؛

 

افزون بر آن، به ندرت بتوان در آلمان نشريه يا روزنامه‌اي يافت كه صفحه‌اي ثابت را به صورت روزانه، هفتگي و ماهانه به محيط زيست ملّي و جهاني اختصاص نداده باشد و مهم‌تر آن‌كه نه‌تنها در اغلب رسانه‌هاي تصويري‌شان به شكلي جذاب و منتقدانه به تحليل مسائل روز و سياست‌هاي محيط زيستي حاكم بر كشور و اتحاديه اروپا مي‌پردازند، بلكه ساخت فيلم‌هاي داستاني و انيميشن‌هاي جذاب با پيام‌هاي روشن و اثربخش محيط زيستي هم در دستور كارشان قرار دارد.

 

نتيجه آن‌كه علاقه روزافزون مردم آلمان به حفظ محيط زيست، نتيجه يك برنامه مدون و خردمندانه است كه دست‌كم پيشينه‌اي 50 ساله داشته و آن ظرفيت‌سازي اطلاعاتي و فرهنگي اينك دارد ميوه‌هاي شيرين و گواراي خود را باز پس مي‌دهد.  اما شما به من بگوييد آيا مي‌توانيد از يك برنامه ثابت محيط زيستي و منتقدانه در رسانه ملّي ياد كنيد كه به صورت هفتگي به تحليل مسائل روز محيط‌زيست ايران و جهان بپردازد، نظير آنچه كه در حوزه ورزش(90) و سينما(هفت) شاهد پخش آن هستيم.

 

حتي آيا مي‌توانيد يك صفحه ثابت محيط زيستي را در يك روزنامه پرشمارگان كشور نام ببريد كه به صورت منظم و روزانه مسائل محيط زيستي را پيگيري كرده و به نقد بكشد؟ ماجرا هنگامي غمبارتر مي‌شود كه نظري به محتواي دروس موجود در مقاطع ابتدايي و متوسطه آموزش و پرورش كشورمان بيندازيم و دريابيم كه حجم آموزش‌هاي محيط زيستي در كتاب‌هايي كه كودكان و نوجوانان ما مي‌آموزند تا چه اندازه حقير و ناچيز است.

 

همان‌گونه كه ردپاي اين آموزش‌ها و دغدغه‌ها در سريال‌ها و فيلم‌هاي سينمايي ما هم بسيار كم و خنثي است.  اينك دوباره به پرسش كليدي طرح شده بر پيشاني اين يادداشت برمي‌گرديم؛ آيا كسي هست كه هنوز نداند چرا طبيعت ايران، آن‌گونه كه سزاوار است، حامي ندارد؟!

 

*کارشناس محيط‌زيست

 

 

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

بازنشستگان همچنان منتظرند
دوشنبه, 08 اسفند 1390
| علي‌اكبر خبازها *|تامين معيشت بي‌دغدغه بازنشستگان يكي از مطالبات هميشگي طبقه كارگر بوده و است. در رابطه با وضع فعلي بازنشستگان كشور... ادامه مطلب...
حوزه هنري مركز الگوسازي هنر
یکشنبه, 07 اسفند 1390
|رضا مهدوي*|نفس برگزاري جشنواره با هر عنوان و هر قد و قواره‌اي نياز واقعي جامعه هنري ماست. كشور عزيز ما ايران سرشار از نمونه‌هاي شنيداري... ادامه مطلب...
لغو رواديد مطلوب اما بي‌اثر است
یکشنبه, 07 اسفند 1390
احمد سبط حسيني*:لغو رواديد ايران با 60 كشور جهان خبري است كه طي اين روزها بارها از زبان مسئولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري... ادامه مطلب...
تصویر
ديوارها به مثابه رسانه
یکشنبه, 07 اسفند 1390
|اسماعيل حق‌پرست|ديوارهاي شهري امروز ديگر فقط حائلي براي حريم خصوصي يا ايجاد امنيت نيست. ديوارهاي شهري به رسانه‌اي قدرتمند تبديل شده كه... ادامه مطلب...
تصویر
نمايندگان مجلس ما چقدر شهروند دنياي مجازي‌اند؟
یکشنبه, 07 اسفند 1390
| محمد سلطاني‌فر* |فرايند تبليغات در انتخابات براي گرفتن راي از مردم بسيار پيچيده است. در شرايط كنوني با توجه به شتاب روزافزون تكنولوژي،... ادامه مطلب...
تصویر
داد و ستد
یکشنبه, 07 اسفند 1390
قبيله‌ها كه به وجود آمدند ناچار براي رفع نياز‌هاي خود به مبادله كالا به كالا پرداختند. مثلا يك قبيله شير گاو اضافه داشت و يقيناً يخچال هم... ادامه مطلب...
تصویر
نگاه به چشم‌انداز، معياري براي انتخاب نمايندگان
شنبه, 06 اسفند 1390
|محمدمهدي كتابدار|چشم‌انداز بيست ساله ايران كه بر مبناي آرمان‌ها و توانمندي‌هاي مردمان اين مرز و بوم در افق سال 1404 هجري شمسي تهیه و... ادامه مطلب...
چرا طبيعت ايران در داخل حامي ندارد؟!
شنبه, 06 اسفند 1390
محمد درويش:چندي پيش يك رخداد تلخ در جنگل ابر شاهرود، بسياري از فعالين و طرفداران محيط‌زيست ايران را سخت غمگين و شديداً نااميد كرد. ماجرا... ادامه مطلب...